سلام
خیلی دوستانه و مختصر بگمتا قبل از این جمله توی بیشتر موارد باهاتون موافق بودم ، اما وقتی به این رسیدم نظرم عوض شد !!! :
فکر می کنم این همون اتفاق خطرناکی هست که معمولا توی رابطه ها می افته ! احتمال دلسرد شدنتون توی این نوع رابطه کم نیست ! چون تا وقتی خانواده ها با خبر نباشن تعهد بسیار کمی وجود داره و می تونه به جای به وجود آوردن یک رابطه ی سالم ، باعث یک تجربه ی آسیب زا و تلخ بشه .
موفق باشید![]()








) رو بگم که اولش با قصد و انگیزه ی شما از ترس از دست دادن همدیگر و به قصد اشنایی برای بعد ازدواج کردن و ... به سمت روابط دوستی رفتن و سقوط کردن. بعضی مواقع همه چیز دست خود ادم نیست به جاهایی میکشه که پیش بینی نمی کردی. کم کم به سمت وابستگی میرین بعد اگر خانواده ی دختر بدونن هم شما و هم دخترشون براشون بی ارزش میشن. تازه هر چه قدر هم خویشتن دار باشین یهو دیدین افسار کار از دستتون خارج شد و کار به روابط دیگه هم کشید. الان میگین من همچین ادمی نیستم اما تضمینتون چیه بعد 2 سال که حسابی کشته و مرده ی هم شدین همین طور سالم ادامه بدین؟ یک نگاه به اطراف و دوستانت و پست ها ی همدردی و جامعه بنداز. همه از اول با قصد های خیر اغاز میکنن اما انتهاش میشه وابستگی و مشکلاتش, شکست عشقی یکی از طرفین, یا روابط نامشروع. وقتی میگین دین رو در حد میانه قبول دارین پس این رو هم قبول دارین که دین روابط صمیمی نامحرمان با هم رو ممنوع کرده به خاطر همین مشکلات بعدش. 
شما میتونی دیر اقدام نکنی. اما عجله هم نکن. همه چیز به موقع. سن شما الان سن درس و تلاش هست. نه این فکرها. این ایده آل گرایانه بودنتون هم به خاطر هنوز به پختگی نرسیدنتون هست. شما هنوز کامل با روحیات اون دختر اشنا نشدین بعد فکر میکنین طرف خودشه. سنتون و به دنبالش افق دید و تجربیاتتون که بیش تر شه طرز فکر و معیارهای انتخابیتون هم تغییر میکنه. شاید 3 سال بعد اصن این دختر مورد پسندتون نباشه. من میگم بدون دغدغه های اضافی الان فقط درس بخون که کل اینده ات به درس الانت وابسته است.


علاقه مندی ها (Bookmarks)