سلام اقای stu گرامی.
چند وقتیه پستاتون رو میبینم احساس تنهایی زیادی در ان موج می زنه و باید خدمتتان عرض کنم که
که اگر یک مقدار مطالعه در این زمینه انجام بدهید متوجه می شوید اثرات زیانبار زیادی دارد که تقریبا روی تمام جنبه های مختلف زندگیتان اثر می گذارد. ممکنه با طولانی تر شدنش شما را به دام روابط غلط هم سوق بدهد. حتی در دراز مدت انگیزه و ان نشاط را از شما بگیرد کماکان که تا الانش هم گرفته است.
درست است که باید شرایط اولیه ای هم محیا باشد اما این هم هست که شاید تا کامل شدن و بهتر شدن شرایط زمان زیادی طول بکشد و وقتی هم زمانش فرا برسد ممکن است شما دیگر ادم قبل نباشید .
اما دوست من این به انتخاب شما هم بر میگردد اگر به دنبال دختر تاپ ( از لحاظ شرایط ظاهری و مالی) باشید باید بدانید که باید شرایط تاپی را نیز برایشان فراهم کنید.پس در انتخابتان دقت کنید.
اما این را هم بدانید که هستند دخترهای فرهیخته ای که شاید خ جلب نظر نکنند اما از هر لحاظ معیارهای یک همسر شایسته را داشته باشند .
بنظر من در مورد کیستان خودتان جلو نروید چون با فرض پاسخ مثبت گرفتن از او اگر خانواده مخالفت کنند این قضیه در روحیه دختر بسیار اثرات سو ی خواهد داشت.
مورد دیگر اینکه دوست عزیز تنهایی را درک میکنم. اما به عنوان یک دوست از من بپذیرید که از فرط نیاز وارد مقوله ازدواج شدن ریسک بالایی دارد.
از یک طرف ممکن است به مواردی که در حد معیارهایت نیستند راضی شوی. از ظرف دیگر به هرحال زندگی است دیگر حتی به شرط انتخاب درست ممکن است انطور که می خاستی خوشبخت نشوی . مثلا خانمت متین خوش اخلاق و زیبا با خانوداه خوب بود اما تنبل بود! یا حساس و زودرنج بود! یا خانواده خودشو خ دوست داشت! یا همیشه شما رو با بقیه مقایسه کند.....
انوقت است که دیگر نور علی نور است. پس چرا با دست خودمان خودمان را اذیت کنیم و خوشبختیمان را به تعویق بیندازیم.
بله دوست داشتن وداشته شدن یک نیار اصلی است (مازلو) حتی اثری که محرومیت احساسی بر روی مغز میگدارد تا حدی شبیه اثر محرومیت غذایی است ( اریک برن) یعنی قسمتی از مغز ان طور که باید تحریک شود نمی شود. این ها همه هشدارهای جدی ای هستند برای اینکه بداینم چقدر احساسات سرمایه گداری کنیم و کجا خرج کنیم مبادا جایی هزینه کنیم که سودی در یافت نکنیم و بدتر متضرر شویم .
پس این قضیه خ مهم است. دوست من گشتی در تالار بزنید. صرف ازدواج مشکل تنهایی خ از دوستان را که مرتفع نکرده هیچ بدتر هم کرده است.
شما باید انقدر در شرایط ارامش و ازادی باشید که با فراغ بال تصمیم گیری کنید.
توصیه ای که من میتوانم به شما داشته باشم اینکه :
1) با نگاه خودتان به زندگی نگاه کنید. اگر از خوب بودن ان دختر مطمین هستید قطعا تلاشتان را بکنید . هیچ کس جای شما نیست و میزان ناراحتی شما را نمیداند. من بارها و بارها دیده ام جوانهای موفقی را که با حداقلها شروع کردند و باهم زندگی را ساختند. و خیلیها را هم دیده ام با شرایط عالی که شریکشان متاسفانه به طمع خانه و ..به انها پاسخ مثبت داده است. در ضمن شما ان دختر را نمی شناسید شاید با شرایط شما کنار بیاید
2) انقدر توقع براورده شدن تمام نیازهایتان را در ازدواج نداشته باشید. برای خوشبختی و شادی خودت و برون رفت خودت از تنهایی روابط اجتماعی و دوستان خوب و تفریحات سالم و... را بیشتر کن.
3) با افزایش سن توقعات هم فزاینده می شود از یک پسر 27 ساله ممکنه توقع خانه و ماشین نره اما از یک پسر سی و سه ساله می رود
و یک نکته دیگر را بگویم خدمتت:
تنهایی حجم زیادیش از دور شدن از خویشتن هست وقتی وجودت در بودن با دیگران معنا پیدا میکند و وقتی با خودت بیگانه می شوی. وقتی از خودت دور می شوی
انتظار ندارم با شرایط کنونیت این حرف من را درک کنی ولی قطعا روزی بهش خواهی رسید
در پناه خدا![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)