مینا جان تا وقتی مایل باشی دلسوزی و فداکاری های بی مورد و بدون منطق کنی و بخواهی مدام نقش یک قربانی و یک زن نمونه (در چنین شرایطی) را بازی کنی که همه اخر ماجرا برایت کف بزنن و بگن چه زن خوبی و چه همسر مهربونی و.....مطمئن باش مسیر درستی رو طی نخواهی کرد...
چیزی که من میفهمم اینه که گویا شما مایل هستی کاملا خودت رو به دست این جریان بسپری و کوچکترین تلاش منطقی و عقلانی نکنی ... به نظر من توصیه فرشته مهربان در مورد مراجع قضایی میتونه مفید باشه اما شما همچنان حرف خودت رو میزنی و همواره با اقتداری بس عجیب ! میخواهی نقش یک زن فداکار رو بازی کنی که البته این رفتار شما رو فداکاری نمیگن و یه جورایی دوستی خاله خرسه هستش....
شما وقتی امروزه این ماجرا رو داری ماست مالی میکنی و یه ماله گرفتی و میکشی روی کارای همسرت ، قطعی نیست اما تضمینی هم نیست که بعدا دوباره همچین مشکلی پیش بیاد.
پس سهم خودت رو از ماجرا مشخص کن و اجازه بده همسرت پای لرز خربزه ای که خورده بشینه....
ما هم به شما نمیگیم تنهاش بذار ...ولش کن...بذار بسوزه و بسازه
ما میگیم کمکش کن تا بتونه تبعات کارش رو درست پس بده ..دقیقا مثل مجرمی که خطایی میکنه باید باید حبسش رو بکشه وگرنه میاد و دوباره تکرارش میکنه...
پس بذار همسرت حبسش رو بکشه و در این دوران حبس کشیدن کنارش باش اما از روی منطق نه عواطف بی جا...
خودت رو از این ماجرا بکش بیرون...محیط خونه رو ارام نگه دار و رویارویی با این زن رو بسپر به همسرت...
ما به شما میگیم بچه رو قبول نکن...دلیلش این نیست که ما از روی بیکاری میشینیم پای نت و میگیم بذار دو تا چرت و پرتم برای فلان تاپیک بنویسیم که وقتمون پر بشه....نه ...ما داریم از بیرون به ماجرا نگاه میکنیم.فارغ از این همه تنش و اضصراب و استرس شما
ما میگیم بچه رو قبول نکن امروز امدی میگی ازمایشی میخوام قبول کنم !!!
اولا اینکه اون بچه مادر داره و هیچ کس به اندازه مادرش (هر چقدرم بد و تند و ...باشه) بهش علاقه و وابستگی نداره پس شما از لحاظ انسانی اصلا حق نداری ازمایشی ! بچه رو بیاری پیش خودت.حتی اگر مادرش هم راضی باشه هیچ به روح و وران اون بچه فکر میکنی که ممکنه بعدها در زندگی چقدر بابت این موضوع خرد بشه؟
هیچ فکر میکنی ممکنه یه روزی یکی هم بیاد و بخواد به دلیل مشکلاتت با همسرت، بچه ات رو ازمایشی نگه داره ؟!
دوست خوبم
از تندیهای دوستان ناراحت و دلخور نشو
ما از این ناراحت هستیم که شما انگار فقط میای و پست میذاری و پستهای دوستان رو نمیخونی..و همش هم به در و دیوار چنگ میزنی و طلب کمک میکنی....
ما سعی داریم باهات همفکری کنیم و راهنمایی کنیم تا اونجاییکه بتونیم ..صد البته مشتاق شنیدن درد و دل شما با گوش دل و جان هستیم اما صرفا همدردی و درد و دل کردن گره از کار شما باز نمیکنه
موفق و موید باشی
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)