به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    مرسی اقای دیر وهاب .. سعی میکنم توی سال جدید این پیشنهاد شما رو روش فکر کنم و ببینم چه کار میشه کرد.. این اقا خیلی با شخصیت و همیشه با احترام برخورد میکنه و یه بارم توی راه پله ها اتفاقی دیدمش با لبخند بهم شلام کرد و بعدش ام با این که موقع رفتن بود و کار تعطیل بود و میتونست راحت بره خونه اشون.. الکی وایستاد دم در .. و تک تک بچه ها انگشت زدن و موقع خروچ چون اون دقیقا کنار در وایستاده بود از اونم خداجافظی کردن و تا نوبت من رسید و وقتی داشتم از کنارش رد میشدم گفتم خداحافظ و اون دوباره با لبخند گفت خسته نباشید و خداحافظ و منم سرم زیر بود که شنیدم یکی از دوستاش که بیرون بود با خنده صداش زد بیا دیگه دیوانه امون کردی.... اون لحظه خنده ام گرفت و رفتم ..... همش حس میکنم دوستم داره.. هر وقت میاد توی واحد خیلی با همه مهربون برخورد میکنه... من هم ته دلم خوشم میاد ازش ولی اصلا نه بلدم و نه دوست دارم کاری کنم...خانم شمیم بهار از خوندن تایپیک شما هم کلی خوشحال شدم از این که نوشتین تونستین راحت به دوستای متاهل اتون بگین ... ار این که شرایط مشابه ای داریم و ار این که این قد خوب حالمو درک کردین... من میدونم پسرها هم خیلی گناه دارن و کلی مسولیت و سختی هست توی مسیر رسیدن به دختر مورد علاقه اشون ... ولی دخترها هم این جور وقت ها کاملا دستشون بسته استوو پسر میتونه مردونه بیاد حرف دلش بزنه اما دختر نمیتونه هم بنا بر ذات دخترونه اش و هم بنا به عرف... من دلم میخواد مجترمانه ازم تقاضای ازدواج بشه .. نه این که خودم رو به اب و اتیش بزنم.. ازدواج به هر قیمتی اصلا دوست ندارم... کاش همه چی سر جاش بود و مطابق طبیعت ولی خان شمیم بهار راست میگی و ظاهرااا باید ما ها تغییر کنیم هر چند ناخوشایند

  2. 2 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 29 اسفند 93), اقای نجار (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آبان 94 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1393-11-23
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    954
    سطح
    16
    Points: 954, Level: 16
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 32 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.عزیزم من کاملا درکت میکنم.اما مبادا خدای ناکرده به خاطر فشار سنی وتنهایی و ...به ازدواج با کسی که لیاقتت شمارو نداره ازدواج کنی.خیلی حواستو جمع کن.تنهایی بهتراز بودن با کسیه که تنهاترت کنه.غصه نخور.این نیز بگذرد....مرد واقعی خیلی کم پیدا میشه تو این دوره زمونه

    - - - Updated - - -

    شما یه لیست بلند بالایی از ویژگیهایی که میخوای همسرت داشته باشه تهیه کن و خیلی هم دقیق بنویس چی میخوای.هرچی دقیق تر بنویسی زودتربه خواستت میرسی.حتی میتونی لیستتو به دوستات نشون بدی.عزیزم از زوم کردن روی این موضوع خارج شو این چیزا فقط با دعا به درگاه خدا وتسلیم حل میشه.

  4. 3 کاربر از پست مفید زی زی گولو تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 29 اسفند 93), omidvaar (جمعه 29 اسفند 93), شیدا. (جمعه 29 اسفند 93)

  5. #33
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط یه دختر سرگردان نمایش پست ها
    و یه بارم همکارم به شوخی گفت فلانی گلوش گیر کرده پیش ... من سرم توی کارم بود و یعنی من نمیفهمم چی میگین.. خلاصه ریس امونم خندید البته ریس امون خانمه... یعنی چه جوری بگم من حس میکنم نگاهش و رفتارش ... خب منم بهش حس خوب دارم ولی هیچ کاری نمیتونم بکنم..
    اگر تا این حد موضوع آشکار هست و همکارانتون هم متوجه شدند (منظورم این هست که شما اشتباه متوجه نشدید)،
    شاید بد نباشه از رییستون که خانم هستند کمک بگیرید.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  6. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    danger (جمعه 29 اسفند 93)

  7. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 94 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    589
    سطح
    11
    Points: 589, Level: 11
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط يه دختر سرگردان نمایش پست ها
    مرسي اقاي دير وهاب .. سعي ميکنم توي سال جديد اين پيشنهاد شما رو روش فکر کنم و ببينم چه کار ميشه کرد.. اين اقا خيلي با شخصيت و هميشه با احترام برخورد ميکنه و يه بارم توي راه پله ها اتفاقي ديدمش با لبخند بهم شلام کرد و بعدش ام با اين که موقع رفتن بود و کار تعطيل بود و ميتونست راحت بره خونه اشون.. الکي وايستاد دم در .. و تک تک بچه ها انگشت زدن و موقع خروچ چون اون دقيقا کنار در وايستاده بود از اونم خداجافظي کردن و تا نوبت من رسيد و وقتي داشتم از کنارش رد ميشدم گفتم خداحافظ و اون دوباره با لبخند گفت خسته نباشيد و خداحافظ و منم سرم زير بود که شنيدم يکي از دوستاش که بيرون بود با خنده صداش زد بيا ديگه ديوانه امون کردي.... اون لحظه خنده ام گرفت و رفتم ..... همش حس ميکنم دوستم داره.. هر وقت مياد توي واحد خيلي با همه مهربون برخورد ميکنه... من هم ته دلم خوشم مياد ازش ولي اصلا نه بلدم و نه دوست دارم کاري کنم...خانم شميم بهار از خوندن تايپيک شما هم کلي خوشحال شدم از اين که نوشتين تونستين راحت به دوستاي متاهل اتون بگين ... ار اين که شرايط مشابه اي داريم و ار اين که اين قد خوب حالمو درک کردين... من ميدونم پسرها هم خيلي گناه دارن و کلي مسوليت و سختي هست توي مسير رسيدن به دختر مورد علاقه اشون ... ولي دخترها هم اين جور وقت ها کاملا دستشون بسته استوو پسر ميتونه مردونه بياد حرف دلش بزنه اما دختر نميتونه هم بنا بر ذات دخترونه اش و هم بنا به عرف... من دلم ميخواد مجترمانه ازم تقاضاي ازدواج بشه .. نه اين که خودم رو به اب و اتيش بزنم.. ازدواج به هر قيمتي اصلا دوست ندارم... کاش همه چي سر جاش بود و مطابق طبيعت ولي خان شميم بهار راست ميگي و ظاهرااا بايد ما ها تغيير کنيم هر چند ناخوشايند
    اصلا فکر نکنيد خودتون رو به آب و آتيش بزنيد مثال هايي هم که زدم برات معنيش اين نيست که شما ازش خواستگاري کني . با اين نمونه هايي که فرمودي پسرايي که من ميشناسم اون آقا دلش پيشت گيره و فقط نياز به يه کم توجه شما داره براي درخواستش . فرهنگ و زمونه الان عوض شده اون آقا شايد خيلي سادس و پيش خودش يه فکرايي داره .شايد براش با توجه به برحورد شما خيلي دست نيافتني هستي و در حد يک رويا و آرزو براش هست نيازه شما با رفتارت به ايشون
    در مورد خودت اعتماد به نفس بدي يه کم دلش قرص بشه و بيشتر گير کنه .آحر حرفشو ميزنه. ايشون هم ازت خواستگاري میکنه يه خواهش ازت ميکنم من حال اون پسر رو درک ميکنم بلایی که سر من اومده شما سر اون آقا نیار پس جان هرکسي دوس داري با توجه به تمايل خودت هم نزار براش يه آرزوي دست نيافتني بموني و بعدا حسرتشو بخوري بزار براش آرزویی باشی که باید برات تلاش کنه تا بهت برسه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    اگر تا این حد موضوع آشکار هست و همکارانتون هم متوجه شدند (منظورم این هست که شما اشتباه متوجه نشدید)،
    شاید بد نباشه از رییستون که خانم هستند کمک بگیرید.
    این کار درست نیست به نظرم هم شخصیت دختر خانوم پایین میاد هم پسر پر رو میشه (ببخشید اصطلاحی دیگه به ذهنم نرسید) باید بهش بفهمونه تلاش کنه به نتایج خوبی خواهد رسید
    ویرایش توسط Maxpayne : جمعه 29 اسفند 93 در ساعت 00:46

  8. 2 کاربر از پست مفید Maxpayne تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 29 اسفند 93), اقای نجار (جمعه 29 اسفند 93)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 مهر 98 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    6,968
    سطح
    55
    Points: 6,968, Level: 55
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 39.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 145 در 78 پست

    Rep Power
    30
    Array
    عزیزم لازم نیس کار خاصی بکنی وقتی دیدیش(فک کنم زیاد میبینیش اگرم نه یه بهانه ای واسه تصادفی دیدنش جورکن)وقتی دیدیش با لبخند وارتباط چشمی خوب(چشاتم باید بخنده) باهاش سلام واحوالپرسی کن واگه چیزی گفت خیلی راحت وخوشرو چند کلمه باهاش گفتگو کن اینکارو بکن مطمئن باش اگه قصدش جدی باشه فورن میاد جلو انقد خجالتی نباش این زمونه معمولن خجالتی بودن رو به حساب سردوبی احساس بودن میزارن نه نجابت

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مرداد 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-12-15
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    383
    سطح
    7
    Points: 383, Level: 7
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اوه...
    4 صفحه خوندم چشام در اومد....
    بالاخره تموم شد
    دم سال تحویله و هر صفحه‌ای که خوندم اوضاع بهتر می‌شد خدا رو شکر
    خواستم با توجه به اطلاعاتی که دریافت کردم یه چیزی بگم...
    "یه دختر سرگردان" شاید ایشون برای شما مناسب باشه شاید هم نه ایشالا که 99 % ایشون همونی باشه که مورد پسند شماست اما برای همون احتمال 1% هم ارزش قائل شین و سعی کنین توی تعطیلات عید بهش فکر نکنین چون یه مقدار کار شما رو سخت می‌کنه شیوه‌ای که "زی زی گولو" پیشنهاد کرد بسیار خوبه(لیست کردن تمامی خواسته های شما)...
    سعی کنین به معیارهاتون وزن(امتیاز، درجه اهمیت) بدین(این خیلی مهمه) در فرآیند وزن دادن شما متوجه میشی چقدر برخی نکات براتون مهمه و برخی دیگه نه... البته این کار رو باید چند بار انجام بدین تا همه وزن ها درست و حساب شده باشه

    خلاصه این که براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم
    راستی یه نکته‌ای یادم رفت بگم میدونی چرا پدر مادر شما در مورد ازدواج حرفی با شما نمی زنن؟ به نظرم اونها این‌طور فکر می‌کنن که دختر ما از هر لحاظ بسیار با کمالات و با ایمانه و امکان نداره به خاطر تعویق در ازدواج و از این جور حرفا خدایی نکرده به گناه بیافته یا اصلاً افسرده بشه، دختر ما در جامعه زندگی می‌کنه و خیلی هواسش جمع هست.
    اون‌ها رو از این اشتباه در بیارین یک جلسه با مادر و بیان مشکلات و سختی‌ها خیلی کمک می‌کنه... برای من که همینجور بود
    پدر و مادر من 14 و 17 ساله بودن که ازدواج کردن یک سال بعد هم بچه دار شدن من از زمان ازدواج پدرم 13 سال بزرگترم ولی...

    پدرم همیشه به من می‌گه تو از سن من جلوتری یعنی من توی 30 سالگی از پدرم که 30 سالش بوده بیشتر متوجه مسائل هستم ولی این دلیل نمیشه... هر انسانی نمی‌تونه نیازهای فطری خودش رو سرکوب کنه حتی اگر هم دست به این کار بزنه یک آستانه طاقتی داره و به نظرم این حالا که متوجه اش شدین براش تلاش کنین زندگی تون رو هم یه مقدار ماجرا جویانه(ورزش، هنر، علم) سپری کنین که این دوران زودتر بگذره و انشا الله شرایط ازدواج جور بشه و همه ما رو خوشحال کنین


    راستی عید همگی مبارک

  11. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 فروردین 94 [ 02:44]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    18
    سطح
    1
    Points: 18, Level: 1
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خودتو ناراحت نکن. ازدواج خیلی هم اش دهن سوزی نیست. مطمئن باش

  12. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    مرسی خانم مصباح الهدی...مثل همیشه خیلی خوب و کامل نوشتین و راهنمایی کردین... خیلی ممنونم و واقعا همین طور هست و کلا ازدواج توی شرایط الان خیلی سخته شده هم برای پسرها و هم دخترها.. امیدوارم همه چی درست بشه و همه یه همدم مناسب داشته باشن ... چون واقعا ازدواج خوب خیلی مهم نه صرفا ازدواج کردن... مرسی از لطف اتون..من قبلا هم که به صورت مهمان میومدم تالار ،پست های شما رو دوست داشتم ...امیدوارم خوشبخت بشی دختر گل

    - - - Updated - - -

    سلام به همه دوستای خوبم و خیلی ممنونم از همگی که در تایپیکم شرکت کردین و راهنمایی میکنید و نظرات خودتون نوشتین ..خیلی خوشحال شدم از پست های تک تک اتون و استفاده کردم... سال نو هم مبارک باشه و امیدوارم شروع امسال چر از خیر و شادی باشه برای همه.... من از طریق همکارم فهمیدم اون اقای مورد نظر به مدت سه ماه سفر کاری رفتن به خارج از ایران... بنابراین اقای دیر وهاب پیشنهاد شما رو فعلا نمیتونم انجام بدم ... توی این مدت فکر کنم باید ذهنم رو از این اقا دور نگه دارم..البته با راهنمایی دوستای خوبم در اینجا تصمیم گرفتم به مادرم حرف دلم رو بزنم هر چند خیلی سخته.. خانم ا اتیتا 123 خیلی خوشحال شدم از این که خواستکار مناسبی اومده و به سلامتی دارین ازدواج میکنید..امیدوارم خوشبخت باشین

  13. 3 کاربر از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده اند .

    مصباح الهدی (سه شنبه 11 فروردین 94), آنیتا123 (سه شنبه 11 فروردین 94), شیدا. (دوشنبه 10 فروردین 94)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.