سلام کیانای عزیز و گرامی
به تاپیکت اومدم و تمام پست هات رو خوندم . حالا پاسخ میدم :
بخشش از بزرگونه ! خوب این جمله درسته ! ولی شرایط داره !!
اولیش اینه که ما که میخایم ببخشیم واقعاً بزرگ باشیم !! اگه شما از درون بسوزی و دلت دریا نباشه ، اگر ببخشی اونوقت جنایت کردی ! هم در حق خودت هم در حق طرف مقابل !
در حق خودت جنایت کردی چون احتمالاً رفتارهای بد تکرار میشه و اگر تکرار هم نشه شما «فشار روانی» زیادی باید تحمل کنی و عزت نفست لکه دار میشه . یک پهلوان ممکنه سیلی خودن از یک انسان ضعیف و بی شخصیت رو با بزرگی ببخشه . ولی بخشش پهلوان بجا و شایسته هست چون اگه طرف تکرار کنه میتونه بزنه طرف رو بترکونه . تازه بار روانی هم نداره چون خودش از درون میدونه که اگه میخاست میتونست طرف رو منقرض کنه ولی بزرگواری کرد .
حالا اگه بجای پهلوان من باشم و مثلاً چون زورم به طرف نرسیده بگم «بخشش از بزرگونه» دیگه این حماقت محضه . چون هم ممکنه تکرار بشه و هم من در درونم میدونم که چون زورم نرسید گذشت کردم . پس از درون خودم رو کوچک و بدبخت میدونم . . .
پس بخشش به شرایط بستگی داره . یک وقت بخشش میشه باعث بزرگواری یک وقت هم میشه سر منشا بدبختی . . .
اما شما داری یک مقدار خطا میکنی !!
مقایسه داستان ضربت خوردن حضرت علی با مشکلات خانوادگی معنا نداره . بستر رابطه چیز دیگری هست و این مقایسه سود چندانی نداره . احکامی که قرآن یا اولیای الهی برای خانواده میدن با اونی که برای جامعه میدن فرق داره . .
.
حالا برگردیم به موضوع شما :
شوهرتون شما رو بسیار دوست داره و اگه شما رو از دست بده از درون میترکه و منفجر میشه ! از گیردادن هاش و انرژی ای که روی این موضوع میزاره روشنه . ولی همچنان به دلیل ضعف رفتاری ، نمیتونه از سرمایه دوست داشتن درست استفاده کنه و داره شما رو آزار میده . پس اینجا میدون جنگ نیست که مثلاً زدی ضربتی ، ضربتی نوش کن !!!
شما باید به این رابطه کمک کنی . باید به شوهر بدبختت کمک کنی تا بتونه مثل آدم رفتار کنه . تا بتونه دیگه شما رو نزنه . تا بتونه عاقلانه برخورد کنه . . .
اگر گیر میده خوب روانش رو آرام کن . بش اطمینان بده که تمام سلول های بدنت مطعلق به اونه و شما هم پاک دامن هستی . باید مطمئن بشه که در برابر آسیب های اجتماعی و نگاه بد دیگران ، با هوشمندی از خودت مراقبت میکنی . اون نگرانه و بدبخت . اون داره آزار میبینه و این بدبختی و آزار به شکل پرخاش به شما یا کتک زدن شما بروز میکنه . تازه بعد از کتک زدن شما باز هم بدبخت تر میشه . به خنده هاش یا پیروزی ظاهریش نگاه نکن . اینا یک بدبختی درونی پشتش داره که شرمش میاد شما اون رو ببینی . چون غرورش خورد میشه پس قایمش میکنه . . .
اینا رو گفتم تا بدونی که دشمن مقابلت نیست . یک شوهر بدبخت داری که نگران و خموده شده . داره دست و پا میزنه و شعورش هم به راه حل بهتری نمیرسه . بهتره بش کمک کنی :
درونیاتت رو بش بگو . همین هایی رو که اینجا گفتی . بزار نتیجه رفتار احمقانه اش رو در ویرانی شما ببینه و به خودش بیاد . یک مرد زمانی بدبخت مطلق میشه که زنی رو که دوست داره نتونه خوشحال و خوشبخت بکنه . ایشون شما رو دوست داره ولی سوء رفتار داره . نتیجه سوء رفتارش رو که ویرانی شخص شماست بزار جلوی چشمش . بعد بش بگو آیا واقعاً توان تو اینه ؟؟ آیا نمیتونی من رو خوشحال کنی ؟ منی که خودم چادری هستم و پاکدامن . بزار از درون آزار ببینه تا رفتارش عوض بشه . هم زمان روی ترس هاش دست نزار . به لاستیک اون موتور خیره نشو ! اگر هم خیره شدی بش بگو که دلیل خیره شدنت اون موتورسوار نبوده بلکه موتورش بوده که بهتر بود به همون هم خیره نمیشدی . . .
حرف هایی که در عکس العمل به خیره شدن شما به موتور زده ، در واقع التماس کردن به شما بوده . روش نیست التماس کنه ، غرورش هم اجازه نمیده تا این حرف ها رو بگه : بگه عزیزم ، همسرم ، قشنگم ، شأن تو بالاتر از اینه که به اون موتور نگاه کنی . مبادا اون موتورسواری که من نمیدونم کیه ، آدم مریضی باشه و فکر بد کنه . فکر بد اون در خصوص همسر من منو میکشه . عزیزم من انقدر دوست دارم که روی تو اینجوری حساسم . . .
پس باید به این عاشق بدبخت کمک کنی که یاد بگیره مثل بچه آدم رفتار کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)