عزیزم من همیشه تاپیک های شمارو دنبال میکنم، برام عجیبه چرا خونواده ت میخوان قضیه ساکت بمونه، خوب وقتی پدرتون تماس گرفتن و ایشون نیومدن دوباره چدی تر باهاشون تماس بگیرن یا اینکه خواهرتون میگن همه میدونن مشکل رو خوب پس چرا کاری نمیکنن، شما میتونید به خونواده همسرتون زنگ بزنید و اصلا پدرتون خیلی چدی ازشون بخوان تکلیف شمارو مشخص کنن، من اصلا نظرات کارشناسی و دقیق رو نمیدونم ولی واقعا ناراحت میشم که همه در مورد شما انقدر بیخیال دارن برخورد میکنن، اصلا راحت نگیر قضیه رو، شما تو این سن هم داره عمرت با افسردگی و ناراحتی میگذره هم اینکه واقعا شرایط اذیت کننده ایه،الان شما باید تکلیف زندگیتون کاملا مشخص بود و در راستای اون کاراتون رو انجام میدادین،
من اگه جای شما بودم به کل خونواده م اعتراض میکردم که چرا بفکر من نیستین، مگه با ازدواجتون مخالف بودن که همه الان پا پس کشیدن!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)