سلام دوست محترم...چند روز پیش من براتون نظر جامعی نوشتم... که متاسفانه حواسم به سه پست در یک روز نبود... بعدش هم سیستم ریست شده بود و مطالبم پاک شده بود...
جالبه میبینم بعضی دوستان کلا خوشبینانه یا بد بینانه میگن....
ببنید من جز پست اول شما پست دیگه ای نخوندم...به چشمم خورد مثلا فکر کنم از دوشهر مختلف هستید و.. کلا من این ازدواج ها رو میگم انجام نشه بهتره...
به هر حال اگه فکر می کنید اون اقا می تونست مورد خوبی باشه برای ازدواج پس بقیه حرفامو بخونید..
ببنید اگه شما ترم اول یا دوم بودید می گفتم معلوم نیست اون پسر چیکاره هست (منظورم برای دوستی میخواد یا ازدواج و..)..ولی پسری که تا ترم اخر سر به زیر بوده و مثل همه شخصت اصلیش تا حدودی رو شده...پس قضیه فرق داره...
ممکنه اون اقا میخواسته با شما دوست شه و تواناییشو نداشته این راهو برای دوستی انتخاب کرده و...
ولی من میگم ممکنه اون اقا واقعا شما رو برای ازدواج می خواسته... بعدش اونم مثل همه ی پسرا که شرایط ندارند توی اون سن با خودش فکر کرده خواستگاری کنه خودشو خراب کرده و دیگه اون راهو برای اشنایی بیش ترو حرف دلش پسندیده...مخصوصا این که گفتید بعدش بعد دادن جزوه تا چند وقت ایشون میخواسته هی خودشو از شما مخفی کنه..شاید ایشون غرورش رو جریحه دار دیده و فکر کرده که شما شماره رو دیدید و بهشون تماس نمی گیرید...
من توصیم این هست اول از یه راهی متوجه بشید ایشون ازدواج کرده یا نه....اخه اگه ایشون ازدواج کرده باشه و و اقعا شما رو برای ازدواج خواسته باشه الان بهش همه چی رو بگید ممکنه افسوس بخوره و دیگه همسر الانش رو اون جور که باید دوست داشته باشه دوست نداشته باشه...
ولی اگه ایشون مجرد باشه... بهوشن پیامک بدید بگید اقای فلانی...اگه شمارشونو عوض نکرده بودند...خودتون رو معرفی کنید...بعدش قبل هر چیز بگید منو یادتون هست ؟؟؟؟؟ بعدش ببنید ایشون چطوری استقبال میکنه ؟!؟؟ خیلی گرم و خوشحال میشه یا نه ؟!؟
بعدش همه ی حقیقت رو به ایشون بگید و از ایشون بخواید که چرا این کار رو کرده بودند و خلاصه سر صحبت رو باز کنید و باز کمک بیش تر خواستید توی تاپیک مطرح کنید...
با ارزوی موفقیت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)