سلام دوست عزیز
خوبی؟چه خبر؟خیلی به فکرت بودم...الان بازمیگی این پاییزه زود اومدتوتاپیک من!!راستش من قراربود دیگه نیام حالا حالاها امروز اتفاقی اومدم وتاپیک تورودیدم...
خیلی متاسفم که دوباره عروسیت عقب افتاد!!یعنی دوباره باید تاسالگردصبر کنید!؟؟
چراقبل ازاینکه اونها تصمیم بگیرن خودت تصمیمی نگرفتی باشوهرت!توکه میدونستی بابات اینا نیستن...پس یه برنامه میریختی وتوزودتر پیش قدم میشدی
ببین الهام جان سعی کن همیشه توشروع کننده باشی...سعی کن خودت پیشنهاد ها وموقعیتها روبه وجود بیاری...منفعل نباش ومنتظر نمون تابقیه برنامه عیدتون روبچینن...
به هرحال الان که گذشته...میتونی نری...اما فک کن ببین اگه نری چی میشه؟شوهرت چه برخوردی داره!عید تلخ میشه یانه...
بشین همه چه روبسنج ویه تصمیم عاقلانه بگیر وبعد باشوهرت درمیون بزار..
فک کن اگه بری میتونی جداازهمه باشبد واسه خودتون یابه قول خودت نه...
خلاصه همه چی رودرنظربگیر
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)