سلام خوبی نینا؟
چقد شما و ایشون رومانتیک هستید

البته شاید چون من تا حالا عشق و عاشقی رو تجربه نکردم این همه رومانتیک بودن به نظرم عجیب میرسه
ولی گذشته از این شوخیها به نظر من به حرف پدرت اعتماد کن و یه مدت بیشتر با این آقا آشنا شو.البته منظورم آشنایی عقلانی هستا، نه مثل این نوشته هات که پر از سوز و گدازه،چون شما و اون آقا دیگه نوجون نیستید که بخواید انقد احساسی با مساله مهمی مثل ازدواج برخورد کنید.
وقتی شما و اون آقا به احتمال زیاد به هم خواهید رسید پس چه اشکالی داره یه مدت بیشتر رو تحمل کنی و صرف شناخت عمیق تر این آقا بکنی.خدای نکرده اگه فردا مشکلی پیش بیاد پدرت میگه من که بهت گفته بودم زود عقد نکن و اون وقت حامی و پشتیبان نخواهی داشت.
در ضمن یه چیزی هم بهت بگم زیاد جلوی این آقا گریه و زاری نکن و نشون نده که داری از درد هجران غصه میخوری اینا بعدا علیهت استفاده میشه ها

از ما گفتن بود پس یکم غرورتو پیشش حفظ کن.
موفق باشی نینا

علاقه مندی ها (Bookmarks)