سحر جان،
بیشتر از یکساله که این آقا اصلا اصلا اصلا به شما محل نمی ذاره و شما آویزونشی.
چرا دست برنمی داری؟
این همه دوستان می گن یه مدت کم محلی کن، تو هم یه مدت ولش کن. بالاخره تکلیفتون روشن می شه. اگه واقعا نخوادت که مشخص می شه.
شما باز می گی هیچی نگفتم. کاریش ندارم. فقط زنگ زدم گفتم من دارم می آم اونجا. اونم بهم گفته نیا من نیستم.
این هیچی نگفتنه؟
وقتی می گه نیستم خب نرو.
اون شهر مسافرخونه نداره؟ هتل نداره؟ آشنا نداری؟ حتما باید بری پیش کسی که داره بهت می گه نیا من نیستم!!!!!!!!!!
نه خانواده ات کاری می کنند
نه خانواده اش کاری می کنند
نه خودت دست برمی داری !!!!!!
شاید اگر همون اول با بی محلیهاش، شما هم ولش می کردی، الان تکلیفت معلوم شده بود.
اون فضایی که لازم بود ایجاد می شد و ایشون تکلیفش مشخص می شد.
این جمله مرداد عزیز جای فکر کردن داره.
نردیک شدن هردفعه شما و.اصرار برای حرف زدن مدت زمانی که همسرت به تنهای احتیاج داره رو بیشتر میکنه به نوعی رفتارت بیشتر کلافش میکنه.
عید هم نیامد که نیامد.
اقلا تکلیفت که معلوم می شه.
مگه نمایشنامه می خوای ببری روی صحنه که می گی جواب مردم را چی بدم.
به مردم چه که ایشون توی صحنه عید کنار شما باشه یا نباشه!!!!
تو این یکسالی که اینجا (عضو تالار) بودی، ایشون تا حالا دیدن شما اومده؟ به قصد دیدن و خوشحال کردنت کاری کرده؟
شده یک بار حس کنی مثل یک همسر، براش مهمی؟
ببخشید این سوال خصوصیه. دوست نداشتی جواب نده. گفته بودی که قبلا رابطه داشتید.
الان تو این دیدارهایی که ایشون مصر هست نیا و شما به زور می ری، رابطه هم دارید؟
-----------------------
لیلا جان خوشحال شدم برگشتین تالار. امیدوارم خبرهای خوب داشته باشین.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 13 اسفند 93 در ساعت 14:07
علاقه مندی ها (Bookmarks)