
نوشته اصلی توسط
شیدا.
شما الان می تونی تو چشمای همسرت نگاه کنی و بگی دوستش داری و زندگی مشترکتون برات مهمه؟
وقتی خودش و عزیزانش (خواهر و مادرش) را تا دادگاه و دیه و ... کشوندید؟
به نظر خودت اون باورش می شه؟
واقعا می شه شریک زندگیت و نزدیکترین کست را ببری دادگاه و محکوم کنی و ... بعد هم باهاش زندگی عاشقانه داشته باشی؟
سلام نیکیا جان،
همونطور که اشاره کردی، با هم خصوصی صحبت کردیم،
منظور من اینجا رعایت "حرمت" ها بود.
دو تا شریک کاری هم اگر کارشون به قانون و دادگاه بکشه، بعدش معمولا دیگه با هم کار نمی کنند،
شراکت غیر از قانون،
حرمت می خواد، اعتماد می خواد.
چه برسه به شراکت زندگی.
نارگل جان،
علیرغم نامنظم و آشفته بودن صحبتهات، چیزی که من متوجه شدم این بود که همسرت همیشه سعی کرده از شما دفاع و حمایت کنه، حتی بیشتر از آقایون دیگه ای که توی تالار مطرح می شه، جلوی خانواده اش هم بارها دفاع کرده و مواظبت بوده. من نفهمیدم این ضربه مغزی که گفتی کجا و کی بود؟
اما چیزی که دیدم این بود که خیلی تلاش کرده که کار به بحث و جدل با شما نکشه
و شما هم خیلی تلاش کردی و سماجت به خرج دادی که کار را به کتک خوردن برسونی. 
تاپیکهای قبلیت را هم یادم هست.
متاسفانه منسجم و مشخص مشکلت را نگفتی و همینطور به زمین و زمان غر زدی و گذشته را به شکل نامشخصی دوره کردی.
شاید بد نباشه به یک روانشناس یا مشاور ماهر و کاربلد، مراجعه کنی و با جلسات مداوم سعی کنی افکارت را نظم بدی و اشکالاتت را پیدا کنی.
همسرت را هم لازم نیست ببری. فعلا برو و اگر مشاور لازم دید، به موقعش همسرت را هم دعوت می کند.
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتمکه نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
اما حرفش هیچوقت از یادم نمی رود،
می گفت:زندگی مثل یک کلاف کامواست،
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
گره می خورد،
می پیچد به هم،
گره گره می شود،
بعد باید صبوری کنی،
گره را به وقتش با حوصله وا کنی،
زیاد که کلنجار بروی،
گره بزرگتر می شود، کورتر می شود،
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد،
باید سر و ته کلاف را برید،
یک گره ی ظریف کوچک زد،
بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،محو کرد،
یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند،
همان کینه های چند ساله،
باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید،
این گره های دلخوری از خانواده شوهر را ببر نارگل و تمامش کن!
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 19 بهمن 93 در ساعت 20:03
علاقه مندی ها (Bookmarks)