به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها

    شما الان می تونی تو چشمای همسرت نگاه کنی و بگی دوستش داری و زندگی مشترکتون برات مهمه؟

    وقتی خودش و عزیزانش (خواهر و مادرش) را تا دادگاه و دیه و ... کشوندید؟

    به نظر خودت اون باورش می شه؟

    واقعا می شه شریک زندگیت و نزدیکترین کست را ببری دادگاه و محکوم کنی و ... بعد هم باهاش زندگی عاشقانه داشته باشی؟

    سلام نیکیا جان،

    همونطور که اشاره کردی، با هم خصوصی صحبت کردیم،

    منظور من اینجا رعایت "حرمت" ها بود.
    دو تا شریک کاری هم اگر کارشون به قانون و دادگاه بکشه، بعدش معمولا دیگه با هم کار نمی کنند،
    شراکت غیر از قانون،
    حرمت می خواد، اعتماد می خواد.

    چه برسه به شراکت زندگی.

    نارگل جان،

    علیرغم نامنظم و آشفته بودن صحبتهات، چیزی که من متوجه شدم این بود که همسرت همیشه سعی کرده از شما دفاع و حمایت کنه، حتی بیشتر از آقایون دیگه ای که توی تالار مطرح می شه، جلوی خانواده اش هم بارها دفاع کرده و مواظبت بوده. من نفهمیدم این ضربه مغزی که گفتی کجا و کی بود؟

    اما چیزی که دیدم این بود که خیلی تلاش کرده که کار به بحث و جدل با شما نکشه
    و شما هم خیلی تلاش کردی و سماجت به خرج دادی که کار را به کتک خوردن برسونی.

    تاپیکهای قبلیت را هم یادم هست.
    متاسفانه منسجم و مشخص مشکلت را نگفتی و همینطور به زمین و زمان غر زدی و گذشته را به شکل نامشخصی دوره کردی.


    شاید بد نباشه به یک روانشناس یا مشاور ماهر و کاربلد، مراجعه کنی و با جلسات مداوم سعی کنی افکارت را نظم بدی و اشکالاتت را پیدا کنی.
    همسرت را هم لازم نیست ببری. فعلا برو و اگر مشاور لازم دید، به موقعش همسرت را هم دعوت می کند.


    بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتمکه نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
    اما حرفش هیچ‌وقت از یادم نمی رود،
    می گفت:
    زندگی مثل یک کلاف کامواست،
    از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
    گره می خورد،
    می پیچد به هم،
    گره گره می شود،
    بعد باید صبوری کنی،
    گره را به وقتش با حوصله وا کنی،
    زیاد که کلنجار بروی،
    گره بزرگتر می شود، کورتر می شود،

    یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد،
    باید سر و ته کلاف را برید،
    یک گره ی ظریف کوچک زد،
    بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
    محو کرد،
    یک جوری که معلوم نشود،

    یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند،
    همان کینه های چند ساله،
    باید یک جایی تمامش کرد، سر و تهش را برید،
    این گره های دلخوری از خانواده شوهر را ببر نارگل و تمامش کن!

    زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 19 بهمن 93 در ساعت 20:03

  2. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    کیانا 93 (سه شنبه 28 بهمن 93), آویژه (یکشنبه 19 بهمن 93), شاپرک 114 (سه شنبه 21 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.