سلام يسنا جون
خيلى از اين كه اينقدر ناراحت و نااميدى غصه م گرفت، ببين عزيزم با وجود همه مشكلاتى كه تو زندگى دارى، اين تو هستى كه تصميم مى گيرى تو تك تك اين موقعيت ها خوشحال و قوى باشى، يا مريض و افسرده
درسته كه شرايط حال حاضر اصلا مطلوب نيست و تو هم ازشون ناراضى هستى، اما پيشنهاد دوستان و همينطور مشاورت، با گفتن اين جمله كه از خودت شروع كن، دقيقا اين بوده كه اين افسردگى و ناراحتى و خمودگى رو از خودت دور كنى
ببين تو الان كلى حق انتخاب دارى در مورد اين رفتارهاى شوهرت
١- واكنش هايى كه در مقابل رفتار همسرت دارى دست خودته
٢- قدرت درك و توان تصميم گيرى براى حل مشكلاتت دست خودته
٣- احساساتى كه در مورد اتفاقاتى كه تو زندگيت ميفته دارى دست خودته
٤- اين تو هستى كه باوجود اين پيشامدها و اتفاقات تصميم مى گيرى چه كارى رو انجام بدى و چه كارى رو انجام ندى
پس با وجود اينها و خيلى چيزهاى ديگه بدون كه آينده ى اين زندگى هم دست خودته
الان اولين كارى كه بايد انجام بدى اينه كه در مقابل دشوارى هاى زندگى خردورزانه تصميم بگيرى گلم، چه جورى؟
شوهرت كسل و خموده و تنبله؟ شرايط زندگى رو جورى تنظيم كن كه ديگه حتى اگه بخواد هم نتونه اونجورى باشه
با چى؟ با عشق و تاييد و اندكى سياست زنانه
از كارهاى كوچيك مسيوليت هاى كوچيك شروع كن، اول هم مسيوليت هاى دو نفره، صبح زود تعطيل بيدارش كن با هم برين كوه! عادتش بده تا لنگ ظهر نخوابه، براش دنبال كار نيمه وقت باشين، حتى شده با درآمد كم، بره سر كار، چه معنى داره پدرش خرجشو بده! ازش تقاضا كن با عشق و محبت و دل خوش، خواسته هاتو بهش بگو، برنامه ريزى هاى دو نفره داشته باشين كه نره باز سراغ تنبلى، در كنارش براى خودت هم دنبال كار و برنامه ريزى و ارتقا باش، بهش بگو نيازهاتو، بذار دليل پيدا كنه براى تموم كردن درسش و سر كار رفتن، يه كم صبر و تحمل ميخواد ولى نشدنى نيست. نذار اين روزهاى خوش جوونى كه بايد در كنار همسرت به پيشرفت و شادى و پايه گذارى يه زندگى محكم بگذره اسير تنبلى اون و افسردگى تو بشه، ايشالا كه موفق شى









علاقه مندی ها (Bookmarks)