درود عزیزم
خیلی خوشحالم که روحیت اینقدر خوب شده.آفرین.
چیزی که من توی32 سالگی بهش رسیدم تو توی این سن درک کردی.این عالیه.
خیلی کار خوبی کردی به پدر و مادرت گفتی.کلا سعی کن در این مورد باهاشون راحت باشی و رودروایسی نداشته باشی.هر چند وقت یه بارم میتونی باز در این رابطه
باهاشون صحبت کنی.
ببین عزیزم،تو وارد مرحله ای از زندگی شدی که سختی های خودش رو داره ولی بالاخره دیر یا زود باید وارد این مرحله می شدی.
این اتفاقی که در مورد اون معرف افتاده میتونه بارها و بارها تکرار بشه.خیلیها ممکنه زنگ نزنن.خیلیها ممکنه بیان ببیننت ولی ادامه ندن.خیلیها رو هم تو ممکنه نخوای ادامه
بدی.
خودت رو نباز. و ادامه بده.ممکنه همسر آیندت رو خیلی زود پیدا کنی ممکنم هست که زمان بیشتری طول بکشه.
چیزی که مهمه و خودت هم بهش رسیدی اینه که در هر صورت تو زندگیت رو بکنی.یه دختر مستقل و شاد و پرانرژی باشی.برنامه هات و آرزوهات رو داشته باشی.
مهم این نیست که ما چه موقعی شریک زندگیمون رو پیدا میکنین یا اصلا پیدا میکنیم یا نه.
مهم اینه که تلاشت رو برای چیزهایی که میخوای رو انجام بدی و در عین حال شادیت رو وابسته به اتفاق خاصی قرار ندی.
هستن دخترهایی که فکر می کردن با ازدواج زندگی براشون بهشت میشه و همه خوشبختیشون رو منوط به ازدواج میدونستن.طبیعتا با همچین طرز فکری وقتی
وارد زندگی مشترک بشن تو ذوقشون میخوره.
تنها کسی که میتونه به زندگیت شادی و نشاط و آرامش بده خودت هستی.
این خواستگاری ها و آشناییها هم تو رو دختر پخته تر و قوی تری تبدیل میکنه که این برای زندگی آیندت بهتره.پس از مشکلات و سرخوردگیهای این راه نترس.
همچنان به تلاشت ادامه بده ولی در عین حال خوب زندگی کن.
موفق باشی عزیزم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)