در پاسخ قبلیم که 20 سطر بود 20 بار از کلمه "من"استفاده کردم!!!!
خدا میدونه در برابر همسرم در گفتگو چقدر من من میکردم یادمه گاهی میگفت یک جوری با من صحبت نکن که انگار خیلی میفهمی!
حالا خبر نداره وقتی با خودم صحبت میکنم همیجورم دیگه!!!
یعنی آدم خودخواهی هستم؟
طرز برخوردم جوری که دیگران تصور میکنن میخام برتریم نشون بدم؟
فردا سالگرد ازدواجمون هست.خیلی دلم گرفته!
یادمه آخرین بار گفت من یک غلطی کردم ازدواج کردم دیگه نمیخام هر سال یادم بیاد چکار کردم!یعنی از ته قلبش این گفت؟
دارم سعی میکنم شخصیت یک زن قوی و با سیاست در فکرم ایجاد کنم تا بتونم احساسم کنترل کنم اما گاهی کم میارم.سخته افکار منفی که به سمتم هجوم میارن کنترل کنم.
احساس تنهایی ،رنج،عصبانیت،نا امیدی و ...
چرا نمیاد خودش طلاقم بده؟چرا خاسته با هم بریم سر یک خونه؟ میخاد آزارم بده یا داره رابطه حفظ میکنه؟
میدونم میشد با هم خوب باشیم امان از دست رفتارهای مادرش!فرصت تطبیق بهمون نداد.
خوب چرا پسرش داماد کرده؟
آخرین دفعه که با مادرش صحبت کردم گفت ما تو فامیل دختر داشتیم از اونا میخاستیم.
یعنی ما رفتیم خاستگاری پسرش؟الان خاستگار دیگه ای نداشتم؟ما تو فامیل پسر نداشتیم؟
اگه پشیمون شدن خوب برن طلاق بدن ما گفتیم طلاق ندین؟؟؟؟؟
خیلی خسته شدم از این وضعیت!نمیدونم آخرشش چه اتفاقی میافته اما امید وارم خودم بتونم بسازم برای هر شرایطی که قراره ایجاد بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)