اینکه شما پرسیده بودید آیا من بر سر ایشون منتی دارم یانه؟ باید بگم آره چون واقعا تو هیچ موردی ما هم سطح نیستیم
1- به نظر خودتون اشکالات فرهنگی خانواده اول بیشتره یا خانواده دوم؟ روستایی بودن ایراد بزرگتریه، یا دختر را به زور شوهر دادن و به ترتیب شوهر دادن و .. ؟
در خانواده ای بزرگ شدم که گیر فرهنگ و عقاید قدیمی بوده و سن ازدواج بالا را برای دختر عیب می دانستند
بنا به اصرار خانواده و پافشاری خواهر کوچکترم که قصد ازدواج داشتاز یک خانواده روستایی سطح پائین است
2- از نظر تحصیلات هم که ایشون یک اشارتی از شما عقب هستند. امروز اراده کنه تا دو سه ماه دیگه سر یکی از کلاسهای دکترا نشسته.
من فردی تحصیلکرده (مقطع دکتری) با ظاهری نسبتا زیبا و کارمند هستم3- چرا فکر می کنید فقط شما تحت فشار بودید برای ازدواج؟تحصیلات همسرم کارشناسی ارشد و من PhD هستمولی خدا میدونه سطح بالاتر تحصیلات من هیچگاه موضوعی نبوده که بخواهم همسرم رو تحقیر کنم به خاطر اینکهایشون هم از سطح هوشی بالایی برخوردارند و تنها بدلیل مخارج زندگی و نیاز به کسب درآمد فعلا ادامه تحصیل ندادند
فقط چون غرور و شخصیت همسرتون اجازه نمی ده که بگه چندین جا خواستگاری رفتن و جواب نه شنیدن (علیرغم شرایط خوبشون که از روستا به مدارج خوب تحصیلی و کاری رسیده بودند، متعهد و متدین هستند و به قول خودتون حلال و حروم سرشون می شه و ... ) یک جور فشار اجتماعی و خانوادگی برای یک مرد هست. درست مثل یک خانم.
اگر همسرتون برنمی گرده به شما بگه تو را کسی نمی گرفت و حتما ایرادی داشتی و خواهر کوچیکت خواستگار داشت و مونده بودی روی دست خانواده ات که به زور دادنت به من و .... (از همون حرفهایی که در دوران تجرد شنیدی و مجبور شدی به این آقا جواب بدی) شاید اونوقت دیگه به خودت بیایی و کمتر تحقیرش کنی.
بی تقصیر نبودم. ولی من هم حق داشتم چون تو زندگی بودم که با دروغ شروعش نکرده بودم از همون ابتدا هم بهش گفته بودم که هیچ علاقه ای بهش ندارم و نخواهم داشت و اینکه من به اختیار خودم تو این مسیر نیفتادم لااقل اون با اختیار خودش کنار بکشهایشون اختیار خودش و انتخابش را داشته، اختیار شما را که نداشته. گفته من پسندیدم و سر حرفم هستم. اگر نمی خوای بگو نمی خوام.ولی ایشون می گفتند من تا آخر ادامه میدم اگه قسمت من شدید که خداروشکر می کنم اگه هم نه که هیچی من پا پس نمی کشم چون چیزی برای از دست دادن ندارم گفته بودم که قبلا چندیم محل برای خواستگاری رفته بودند و جواب رد شنیده بودند
4- اتفاقا همسرتون اعتماد به نفس بالایی داشته که خواستگاری دختر شهری، زیبا و با مدرک دکترا رفته. چرا فکر می کنید اعتماد به نفس نداشته؟
اون هم بعد از چندین جواب رد شنیدن!
5- ازدواجتون زورکی بود، بارداری هم زورکی بود؟همسرم قیافه خوبی ندارند و همین سبب شده که اعتماد به نفس بالایی هم نداشته باشند
می گید برای طلاق نگران فرزندم هستم وگرنه جدا می شدم.
شما که از نامزدی می دونستید همسرتون زشته و هم سطح شما نیست و اصلا به هم نمی آیید و از همه نظر ازش سر هستید و ... خب چرا بچه دار شدید؟ جدا می شدید.
بچه ای که با مادری زندگی کنه که مرد و الگوی زندگیش (زندگی بچه) را تحقیر کنه، تربیت سالمتر و بهتری از بچه طلاق نخواهد داشت.
نگران بچه نباشید. کار خودتون را بکنید.
ازدواجتون را انداختید گردن خواهر کوچیکتر
زندگی مشترک نامناسب را گردن همسر
طلاق نگرفتن را هم بندازید گردن بچه یکساله![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)