سلام دوستان خوب و صد البته بسیار مهربون.باور کنید از اینکه میبینم افرادی هستند که برای کمک به دیگران انقدر وقت میگذارن اونم بدون هیچ انتظار پاداشی خیلی خیلی به وجد میام و ممنونم.
بله دوست عزیز،فدایی یار،من دقیقا از تصویری که ایشون از من تو ذهنشون دارن هم نگرانم.و اینکه اون تصویر فرو بریزه.
و اینکه دوستانی که گفتند باید اعتماد به نفس خودمو به دست بیارم.سخته برام چون مطمین نیستم هیچوقت اعتماد بنفس داشتم یا نه.همیشه یه جیز بیرونی وجود داشته که به من اعتماد به نفس داده.مثلا اینکه در کل دوران مدرسه شاگرد اول بودم و این ویژگی انقدر روی روابط بین فردیم تاثیر گذاشته بود که شاید باور نکنید هنوز هم عروسی دوستای 15 سال قبلم که از اون موقع ویگه ندیدمشون دعوت میشم.اما مثلا این حس رو توی دانشگاه نداشتم شاید چون بهترین نشدم کناره گرفتم و شاید یه دوست واقعی از دوران دانشگاه نداشته باشم.پس شاید رسیدن به اون معنای واقعی اعتماد به خودم کمی برام گنگه که باید روش کار کنم.توی کتابی خوندم که اعتماد به نفس این نیست که چون فلان مهارتو داری به خودت ببالی اینه که چون به خودت اعتماد داری میتونی توی مسیله ای که بهت سپرده میشه کسب مهارت کنی و موفق بشی.اما اینا کمی واسم گنگه.
با نامزدم هم صحبت میکنم راجع به بداخلاقیها و غیره.صحبت که هیچ.به چشم میبینه گاهی.اما میگذاره به حساب غرور و خودبزرگ بینی من.اما من واقعا شکننده و ضعیفم و اون جلد بیرونی فقط یه مکانیزم تدافعیه.چیزهای خاصی منو شاد میکنه.مثلا اینکه همیشه در راس باشم یا همه بر اساس حرف من باشن یا مدیر باشم یا همه عاشق نشست و برخاست با من باشن و اگه این شرایطنباشه واقعا نه شادم نه حرفی واسه گفتن و نه کاری واسه انجام دادن دارم و گاهی حتی تلاشی هم نمیکنم...اینا احتمالا ناشی از کمبودهای منه
از شکست میترسم
شاید واسه همینه که انقدر از یه مرحله جدید مثل ازدواج و تلاش و تکاپو و حرکت میترسم
دوست دارم همه چی کارم باشه.سرگرمم کنه و خارج از کار با خودم تنها باشم.فکر ازدواج هم .....
الان هم بیشتر شاید به خاطر حس مسیولیتی که دارم ادامه میدم.اینکه باید از اول سرسخت میبودم و اجازه وابسته شدن عاطفی کسی رو به خودم نمیدادم.و اینکه دیگه همه در جریانند و بهم زدنش راحت نیست.
و انکار هم نمیکنم که نامزدم معیارهای مورد پسند من رو داره.
میدونم این دودلی و تردیدها و احساساتی شدنها واسه ضعف شخصی منه.ترس از تغییر یا شکست یا....
به گفته شما دوستان خوبم دنبال انجام کارهای مشاوره حضوری هم هستم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)