به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 فروردین 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-10-20
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,869
    سطح
    25
    Points: 1,869, Level: 25
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    قبلا دارو استفاده کردم.نیمه عمرکوتاهی داشتن و بعد که اثرشون میرفت باز احساس ضعفم سراغم میومد.طوریکه دوست داشتم باز با دارو همون شادی مضاعف رو به دست بیارم.

    چند روز پیش عروسی یکی از دوستام دعوت بودم.مادر دوستم یک لحظه هم اروم و قرار نداشت و با مهارت کامل یه مراسم پونصد نفره رو به تنهایی مدیریت کرد.حتی حواسش به تک تک مهمانها و غذا و پذیراییشون بود تو اون موقعیت .حتی به دخترش و تمام نکات رو گوشزد میکرد.

    اما مادر من توانایی کنترل و مدیریت خودش رو نداره چه برسه به مدیریت یک کار به اون مهمی.همیشه کوچکترین چیزیو با صدای بلند و حالت جبهه گیری پاسخ میده که جدیدا من خیلی حساستر شدم.
    همیشه غذا آمادست.اگر ازش بخوام من رو فلان ساعت بیدار کنه تو عمرم سابقه نداشته یک بارم خواب بمونه.اما محدود به همین چیزاست.هیچوقت نمیتونم ازش مشورت و کمک بخوام یا درد دل کنم.

    اما خانواده های دیگرو میبینم که چه طور مادر نبض همه چی بدست داره.

    من هیچ مهارتی رو از مادرم یاد نگرفتم.شاید تمام روز تعطیل روی تختم بی حوصله باشم و کسی نیاد بگه چی شده اما مهم اینه که تا پامو از اتاق میزارم بیرون پشت سرم بره توی اتاق و اونجا رو مرتب کنه.نه اینکه وسواس گونه باشه.نه.وظایف مادریشو در این حد میدونه .

    بقیه رو میبینم که میگن و میخندن.اما مادر من هیچوقت هیچ حرفی نداره.حتی نامزدم که گاهی از شهرستان میاد و دوروز پیش ما میمونه فقط میتونه حال مادرش رو ازش بپرسه.
    مادربزرگم یعنی مادر مادرم هم یک زن بیوه با ده تا بچه بوده که الان
    یکی از دختراش زندانه.
    یه دخترش و یک پسرش رو به خاطر اعتیاد جنازش گوشه خیابون پیدا شد.
    یکیشون رو به یه قاچاقچی شوهر داد که شوهرش زندانه.
    یک دخترش و شوهرش معتاد به تریاکن اما فعلا که کلاسشونو حفظ کردن
    یه دخترش هم به خاطر اعتیاد مرض لاعلاج گرفت و کما و بعد هم مرگ
    یک دختر مطلقه معتادش هم پیش خودش
    برای دو تا داییم چهل سالشوهم زن نگرفتن.البته سالمن!!!اما مادربزرگم انقدر اقتدار و رفاقت باهاشون نداشته که سرو سامانشون بده
    باقیموندشون هم که کلا سردن
    و با اون مشکل دارا هم قطع رابطه ایمو از همه پنهان کردیم
    با این اوضاع من صد دفعه به مادرم گفتم مادرت رو الگو قرار بده و حتی یکی از رفتاراشم انجام نده.مدیر و شاد و مادر باش.اما....
    با این شرایط من حیف نیست عمر یه پسر خوبو تباه کنم.به خدا گناه داره.نداره؟
    باور کن از خدامه نامزدم بیاد بگه تو رو نمیخوام و ازدواجمون به صلاح نیست.گاهی دعا میکنم یه چیزی در من ببینه و بره.چه برسه به اینکه ناراحت باشم بخواد بره.گاهی دنبال یه راه حل میگردم که انقدر دلیل موجهی واسه خوب نبودن خودم بهش بگم تا با فراغ بال پرواز کنه و بره و خلاص
    ویرایش توسط fkh4466 : شنبه 20 دی 93 در ساعت 20:10

  2. 3 کاربر از پست مفید fkh4466 تشکرکرده اند .

    mohanna (دوشنبه 22 دی 93), واحد (یکشنبه 21 دی 93), wikimail (یکشنبه 21 دی 93)

  3. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط fkh4466 نمایش پست ها
    با این اوضاع من صد دفعه به مادرم گفتم مادرت رو الگو قرار بده و حتی یکی از رفتاراشم انجام نده.مدیر و شاد و مادر باش.اما....
    همین را به خودت بگو.

    مادر شما از یک خانواده شلوغ و بدون پدر و مشکلات زیاد و احتمالا تحصیلات و عدم استقلال مادی، بهتر از این نتونسته انجام بده.

    شما که تحصیل کرده ای، به مشکلت آگاهی، توانایی مالی داری ... چرا باید تسلیم بشی؟
    چرا دنبال چاره و راه حل نباشی؟

    مهمترین قسمت کار این هست که شما آگاهی داری. هم به مشکلت واقفی و هم دنبال درمانی. قدم اصلی برداشته شده.

    اگر امروز خدای نکرده مشکلی برای قلبت یا بیناییت ... پیش بیاد، می گی بذارم برای بعد از امتحان و درس و تز و ...؟
    درمان را برای بعد نگذار. دنبال یک روانشناس خوب باش تا مراحل بعدی را برات مشخص کنه (روانکاو، روانپزشک و ... )

    حالت که خوب باشه، برنامه هات هم بهتر پیش می ره.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  4. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asal2013 (شنبه 20 دی 93), واحد (یکشنبه 21 دی 93), هم آوا (یکشنبه 21 دی 93), صبا_2009 (شنبه 20 دی 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.