من از خیلی از دوستان که خانوم هستم،شنیدم که حس تنوع طلبی در وجود زن ها هم وجود داره.منتها شرم و حیا و وجدان داشتن مانع از این میشه که حتی به
این حس فکر کنن.
من دختری هستم که تا حالا حتی یه دوست پسرم نداشتم،ولی وقتی بهش فکر می کنم میبینم این حس واقعا وجود داره.
مردی رو ندیدم که همه خصوصیات مورد نظرم رو داشته باشه.یه مرد ممکنه جذاب باشه،یکی خوش صحبت،یکی رمانتیک.یکی از نظر شخصیتی قوی و حامی یکی ممکنه آدم خیلی
خوبی باشه ولی جذابیت نداشته باشه.
پس خانومها هم اگه بخوان شرم و حیا رو کنار بزارن باید با مردهای متعدد باشن.اینجوری زندگیشون پرتنوع و شادتر میشه دیگه و همه نیازهاشون برآورده میشه.مگه نه؟
بعدم شما میگین خانوم شما این مساله رو پذیرفتن.اون دوستهای مجرد ایشون هم که شما برای رفع نیاز تنوع طلبیتون باهاشون رفت و آمد داشتین
این موضوع رو میدونستن؟
یعنی میدونستن وسیله هایی هستن برای ارضای حس تنوع طلبی شما؟
من که یه دختر هستم حتی فکر اینکه یه مرد متاهل باهام بگه و بخنده یا حتی نگاه کنه بهم اونم به طرز خاصی برام چندش آور و مشمئز کننده هست.
باور کنید حتی وقتی میبینم طرف با زنشه بعد به من نگاه می کنه،حالم به هم میخوره.حس تهوع بهم دست میده.
شاید دوستهای خانومتون متوجه منظور شما از رفت و آمد با اونا نیستن.
بعدم ببخشید که اینو میگم شاید من اشتباه میکنم.ولی تاپیکهای قبلیتون رو خوندم با این تاپیکتون تناقض داره.چیزهایی که در مورد خانومی فعلیتون در گذشته
نوشته بودین یه جوریه.
ضمنا بعید میدونم همسرتون با رضایت قلبی همچین اجازه ای رو به شما داده باشن.
احتمالا موافقت ایشون از روی استیصال یا علاقه بیمار گونه و وسواسی به شما باشه و از صمیم
قلبشون اینو نخوان.این در آینده بابعث تنفر ایشون از شما میشه.
و اینکه شما از این حالت ناتوانی و وابستگی و عدم عزت نفس ایشون استفاده کنید خیلی نامردیه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)