در تاپیک های قبلی هم گفته بودم که کتک زدن در حد شدیدی نبوده و خانومم هم بسیار در این اتفاقات مقصر بوده . اگر بگم باشه دیگه نمیزنم ، اونوقط چیزای دیگه رو مطرح می کنن . داستان اینه که احساس می کنن فاتح یک نبرد هستن و باید شرط و شروط بزارن . تا این لحظه هیچ قدم مثبتی به سمت من بر نداشتن .
چون به خانومم ابراز علاقه کردم ، دور برداشتن . فکر می کنن در موضع نیاز و ضعف هستم و حالا وقتشه که تضمین بگیرن و از اینجور چیزها . من هم دیگه تماسی با خانومم یا مادرش نگرفتم . بجاش جلسات دادگاه رو میرم و تمایلی برای باج دادن ندارم . خانومم یک انسانی هست که عامی و ساده هستش و بدتر از اون شخصیت مستقلی نداره . آدم بی فکری هست که از بد روزگار مدعی و طلبکار هم تربیت شده . یعنی خود من میدونم که الان موقع مناسبی برای سازش نیست . اول باید یک سیگنال مثبتی از طرف اونا باشه تا بعدش بشه کاری کرد








علاقه مندی ها (Bookmarks)