سلام خدمت دوستان عزيزي كه حرفامو خوندن و نظر دادن.
من دچار افسردگي هستم و نياز به روان شناس دارم اما وضع ماليم جوري نيست كه بتونم روان درماني كنم.
امروز هم به دو جاي جديد سر زدم براي كار ولي گفتن نياز نداريم.در حالي كه دو نفر رو كه از قبل ميشناختم و توي دوران دبيرستان همكلاس بوديم رو ديدم كه مشغول به كار هستن . در حالي كه اون موقع اونها براي ياد گرفتن درس پيش من ميومدن و هميشه ميگفتن خوش به حالت كه با اين استعداد اينده ادم موفقي ميشي.
حالا اونا ازدواج كردن چند ساله كار ميكنن و من امروز رفتم جايي كه اونها مشغول به كار هستن و كارفرما گفت نيازي به شما نداريم.
ديگه واقعا حالم از اين اوضاعم بهم ميخوره.ميخوام به خودم استراحت بدم و بيخيال دنيا و ادمهاش و ازدواج و اين چيزها بشم.بگذار همون ارزوهام كه براشون خيلي زحمت كشيدم همون ارزو بمونن.ديگه خسته شدم.امروز از وقتي كه اومدم خونه به خاطر استرس و فشار درد معده گرفتم.ميترسم با ادامه اين وضع ي بيماري چيزي بگيرم و بشم درد سر براي خانواده.ضمنا اين هم بگم كه هميشه همه تلاشمو كردم و اطرافيان هميشه ميگن تو مقصر نبودي چون هر كاري كه ي جوون بايد بكنه رو كردي و هر دردي رو به جون خريدي.
ولي ديگه بسه.ديگه نميخوام اينطوري ادامه بدم.كاش منم پارتي و رابطه داشتم.كاش سرمايه داشتم.كاش....








علاقه مندی ها (Bookmarks)