به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 آذر 94 [ 14:26]
    تاریخ عضویت
    1393-8-12
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    357
    سطح
    7
    Points: 357, Level: 7
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    2,438

    تشکرشده 600 در 162 پست

    Rep Power
    53
    Array
    یه چند تا سی دی روانشناسی و کتاب و... در مورد حس اعتماد بهش بده بخونه تا از استقلالت حمایت بیشتری بکنه
    به نظرم ایشون مثل موم در دست شما هستن ! الا سعی کنید گربه رو دم حجله بکشید :))
    یک کم هم قبول کنید پسری که شما رو میخواد روتون غیرت داشته باشه ، اونم تو این اوضاع و احوال امروزی
    یک کم خودتونو باید تغییر هم بدید .
    اینکه میگه بابایی شاید در ضمیر ناخوداگاهش حس میکنه پیش شما به اندازه کافی مرد نیست برای همین سعی داره با این کلمات ضعفشو پوشش بده ، شما باید مردانگیشو تقویت کنی و ازش تعریف کنی .
    ولی یه سری خط قرمز برای خودتون تعریف کنید و اون رو به ایشون بگید . یا قبول میکنه یا نمیکنه دیگه اینطوری خیالتون راحت میشه.
    میگم باید همین قبل از ازدواج تا داغه ایشون رو مدیریت کنی یک کمی هم با طرز رفتارت اعتمادشو جلب کنی و هرگز بهش دروغ نگی تا ارامش و اعتمادش جلب شه .

    امیدوارم خوشبخت بشین

  2. کاربر روبرو از پست مفید ali -guilan تشکرکرده است .

    sasha (جمعه 12 دی 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    عزيزان من متوجه شدم كه اين آقا به هيچ عنوان به درد من نميخوره و متاسفانه نميخواد از مواضع خودش براى گير دادن و شك كردن دست بكشه! به طورى كه اين مدت كه ايران نيست مدام در حال چك كردن من بود و مثلا وقتى بهش مى گفتم توى جلسه شركتم، مى گفت يه عكس بنداز همين الان براى من بفرست! براى همين من بهش جواب رد دادم و گفتم ديگه نميخوام ازدواج كنم، ديگه نمى دونم چه بلايى سرش اومد چون نزديك چهل بار زنگ زد، به طورى كه مجبور شدم همه جا بلاكش كنم، و بعد هم مادرش ساعت يازده شب زنگ زد خونه مون با مادرم صحبت كرد، كه مامانم اومد گفت چرا اين بچه رو اينقدر اذيت مى كنى؟ و الان زنگ زدن كه پنجشنبه بيان صحبت كنند منم گفتم بيان!
    فكر كنم رسما بدبخت شدم و دارم تو عمل انجام شده قرار مى گيرم، ميخوام پنجشنبه كه مادرش اومد تمام هداياشو پس بدم بگم جان همين بچه تون ديگه كارى به كار من نداشته باشين، يعنى تو تمام عمرم آدم به ديوانگى و آويزونى اين شخص نديده بودم، خوبه حالا مدير شركت هم هست و خير سرش تحصيل كرده و خانواده سرشناسه! الان برام مسجل شد كه نه پول، نه تحصيلات، نه مقام واسه آدم شخصيت نمياره

  4. 2 کاربر از پست مفید sasha تشکرکرده اند .

    Deldar (شنبه 11 بهمن 93), maedeh120 (یکشنبه 14 دی 93)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام عزیزم خوشحالم که به این نتیجه رسیدی ... اما باید روی حرفت وایستی ....
    اگه نمیخواستی نباید میگفتی 5شنبه بیان .... اما وقتی اومدن شما نباید شکاک بودن رو بهانه کنی چون به هرحال اگه بگن ادم بی خودی شکاک نمیشه و حتما چیزی بوده که اینطوری شده از چشم خودت میبینن ... بگو بعد از چند جلسه متوجه شدم منو آقا پسرتون با هم تفاهم نداریم و با توجه به ویژگی هایی که خودم دارم نمیتونم کنار بیام با ایشون ....قبلش هم با خانوادت در میون بزار که در جریان باشن ..
    البته خودت قبلش کاملا فکراتو بکن ...
    هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
    "راهش را پیدا میکن "
    هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
    "بهانه اش را"

  6. 2 کاربر از پست مفید maedeh120 تشکرکرده اند .

    sasha (یکشنبه 14 دی 93), امیر مسعود (یکشنبه 14 دی 93)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 تیر 97 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1393-7-06
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    5,905
    سطح
    49
    Points: 5,905, Level: 49
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    369

    تشکرشده 377 در 121 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام وقت بخیر.الان که قرار جلسه خواستگاری رو گذاشتید، نباید طوری رفتار کنید که شما مخالف این وصلت هستید، خیلی معمولی و ریلکس مثل بقیه دخترا که براشون خواستگار میاد رفتار کنید.طوری که این جلسه بستریه برای آشنایی بیشتر خانوادهها.و شما تازه میخاید بیشتر با هم آشنا شید.جواب خواستگارتون رو هم بدید، نزارید کار به لج و لجبازی کشیده بشه، که اون وقت شما بازنده این بازی خواهید بود، ممکنه خواستگارتون نامردی کنه و موضوع اون عکسا و... رو به خانواده ها تون بگه. بعد جلسه هم قرار بزارید برید پیش مشاور، و نظرتون رو در خصوص این وصلت بگید، توپ رو بندازید توی زمین مشاور، که بگه شما دو نفر مناسب هم نیستید .این طوری هم احساسات اون بنده خدا جریحه دار نمیشه و هم کار به لج و لجبازی کشیده نمیشه.موفق باشید.
    این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور

    پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم!

    سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم ...

    آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

    اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

    به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم!!!

  8. 4 کاربر از پست مفید امیر مسعود تشکرکرده اند .

    asal2013 (شنبه 20 دی 93), sasha (یکشنبه 14 دی 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 14 دی 93), بانوی آفتاب (یکشنبه 14 دی 93)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اسفند 93 [ 19:56]
    تاریخ عضویت
    1393-9-07
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    1,358
    سطح
    20
    Points: 1,358, Level: 20
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    37

    تشکرشده 152 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آفرین ساشا جان به خاطر تصمیم درستی که گرفتی
    درسته حسادت مردا نشانه ی دوست داشتنه و هر خانمی از یکم حسادت مردانه خوشحال هم میشه
    ولی این آقا جایگاهش رو نمیدونه و اینکه فعلا یه خواستگاره و باید به شما اجازه ی تصمیم گیری بده
    به نظر من قرار 5 شنبه رو هم کاش نمیذاشتی
    ولی حالا که گذاشتی همون روز تمومش کن و کار رو به مشاور و اینا نکش
    چون ممکنه نظرت تغییر کنه
    دو تا چیز به نظر من زن رو بیشتر از همه آزار میده یکی خیانت که این آقا با روابط قبلی خودشون و با شکی که پدرشون از ابتدا داشت هیچ معلوم نیست که بعد از ازدواج دوباره دختربازی رو شروع کنند مخصوصا میگن که روابطشون به قصد ازدواج نبوده
    یه جا هست که آدم یکی رو دوست داره و اشتباه میکنه و باهاش مدتی دوست میشه ولی ایشون ..... و تازه اینقدر هم رابطه ی قبلی شما رو بزرگ کردند
    دومی شکاک بودن که واقعا آدم رو افسرده میکنه و یه جا میبینی اونقدر به خاطر شوهرت تغییر کردی که دیگا خودت نیستی
    دیگران را ببخش... نه بخاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند... بلکه بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی...

  10. 2 کاربر از پست مفید nafiseh joon2 تشکرکرده اند .

    sasha (دوشنبه 15 دی 93), فرهنگ 27 (یکشنبه 14 دی 93)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 95 [ 15:20]
    تاریخ عضویت
    1392-8-01
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,587
    سطح
    30
    Points: 2,587, Level: 30
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 105 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیزم
    بنظرمن کار خوبی کردین که موافقت کردین که بیان خیلی طبیعی باش انگار که موافقی ولی بعد از جلسه مادرت باهاشون صحبت کنه که پدرت موافق نیسا، اینجوری هم با تو لجبازی نمیشه
    پسرای عاشق خیلی لجباز میشن حواست باشه که تو مخالفتی نکنی که بعدا اذیت بشی، من تجربه ش رو داشتم چون خودم لجبازی میکردم کارم به شکایت کشید و در نهایت پدرم بود که آرومش کرد..

  12. 4 کاربر از پست مفید رویای پر کشیدن تشکرکرده اند .

    asal2013 (شنبه 20 دی 93), maedeh120 (دوشنبه 15 دی 93), sasha (دوشنبه 15 دی 93), فرهنگ 27 (شنبه 20 دی 93)

  13. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام چی کارکردی خانم خانما ؟
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    sasha (شنبه 20 دی 93)

  15. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiye movafagh نمایش پست ها
    سلام چی کارکردی خانم خانما ؟
    سلام زندگى موفق جان، پنجشنبه به احترام حرف مادرم كه گفته بود بياييد، اومدند و صحبت كرديم كه بيشتر جنبه آشنايى خانواده هارو داشت، پدرشون كلا برخوردش خيلى خوب نبود و شروع كرد حسابى از خودشون و تحصيلاتشون و مال و منالشون حرف زدن، كه من تو صحبتها متوجه شدم كه خواستگارم در مورد خيلى از ملك و املاكى كه در موردشون با من حرف زده دروغ گفته و اونها به اسم پدرش هست و كلا سرمايه پدرش هست كه ايشون داره باهاش كار مى كنه، در صورتى كه قبلا به من گفته بود همه اين چيزها مال خودشه و خودش كار كرده به دست آورده!
    خلاصه كه من همچنان سر حرفم هستم و مطمين شدم ايشون به درد من نميخوره، قرار شده جواب بديم حالا كه جوابم منفى هست، منتها هنوز بهم زنگ مى زنه و باهام در ارتباطه، نميتونم راحت ولش كنم، بايد بگم پدرم مخالفه، منتظرم يه كم زمان بگذره

  16. کاربر روبرو از پست مفید sasha تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 20 دی 93)

  17. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    خدا رو شکر که زود فهمیدی که هیچی شخصیت نمیشه.(قضیه یک و صفرا رو یادت هست که تو تاپیک قبلیت گفتم؟!) خوشحالم که تصمیم عاقلانه ای گرفتی. امیدوارم بتونی اول این شخص و شخص قبلی رو به طور کامل فراموش کنی و بعدش با یه نفر که هم شان و منزلت خودت و خانوادت هست آشنا بشی

  18. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    sasha (یکشنبه 21 دی 93), آویژه (دوشنبه 22 دی 93), شیدا. (شنبه 20 دی 93)

  19. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    بالاخره بعد از كلى كش و قوس گفتم كه به درد هم نميخوريم، و بابا هم مخالفه و گفته داماد از تو كوچيك تره، و بيست و پنج سن كميه و ... زنگ زد شب خونه همه اينارو از دهن بابام شنيد،وگرنه ول كن نبود، حالا واقعا درب و داغون شده
    دوستش به من زنگ زد گفت چى كار كردى با اين پسر؟ چرا اينقدر شما دخترها نامرديد! چرا يكى دوستتون داره قدر نميدونين؟ و كلى حرف و حرف و حرف....
    باز چند ساعت پيش زنگ زد گريه كه من چى كار كردم تو دارى از پيشم ميرى؟ به من فرصت بده من همه رو راضى كنم، بريم پيش مشاور
    نميدونم چى كار كنم؟ حس مى كنم با احساساتش بازى كردم ، گفت ميدونى چقدر ضرر كردم؟ ميدونى چندتا كار به خاطر تو از دست دادم؟ چقدر خرج كردم! گفتم قرار بذاريم چيزهايى كه برام خريدى پس بدم مخصوصا انگشترو، گفت نه اونها رو برا تو خريدم پس نمى گيرم، ولى من تو عشق شانس ندارم، الانم دارم ميميرم و ... حلالم كن! ميخوام برم خودمو گم و گور كنم
    من الان بايد چى كار كنم؟ دلم نميخواست اينجورى بشه
    بايد برم بازم باهاش حرف بزنم و هداياشو پس بدم؟ يا كلا ديگه جوابشو ندم تا فراموش كنه؟


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا همسر من افسرده ست؟ چگونه زندگی مو درست کنم؟
    توسط هم آوا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 فروردین 97, 08:49
  2. درخواست مهريه تو شرايطي كه دارم درست هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 15 مهر 91, 13:33
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 07:04
  5. ایا دخالت در زندګی خواهرم و شوهرش درست است؟
    توسط بهشت در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 دی 89, 16:34

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.