من خودم عقیده دارم آدم نباید با دوستانش در اون حد صمیمی بشه که شب خونه ی هم بخوابن
ولی باز هم خواستگار شما رو اصلن مناسب نمی بینم
نشانه های شکست در این ازدواج از همین الان روشنه
ولی هر دو چشاتون رو بستین
اشکال شما : هنوز نتونستید رابطه ی قبلی رو فراموش کنید و نیاز به جایگزین دارید
اشکال خواستگارتون :
1- با اینکه قبلن خودش با دخترهای زیادی در ارتباط بوده ولی وقتی موضوع شما رو فهمیده نتونسته اونقدر روشنفکر باشه که این موضوع رو تو گذشته ی شما چال کنه در حالی که شما روابط قبلی اون رو پذیرفتید
2- فقط یک خواستگاره و شوهر نیست ولی به حریم خصوصی شما تجاوز کرده و بدون اجازه به آیپد شما دست زده و همه ی پیام ها روخونده
3- داره شما رو شدیدا کنترل میکنه و میخواد تغییرتون بده در حالی که اگر از بعضی رفتارهاتون خوشش نیومده میتونه راحت بذاره و بره آیا این کنترل نیست که بیاد شما رو تا دم در کلاس موسیقی برسونه و بعد بیاد دنبالتون از ترس اینکه مبادا رابطه ای بین شما و معلم جوان به وجود بیاد؟ آیا حاضرید آزادیتون رو تا این حد از دست بدید؟
4- فقط یه خواستگار هست و فعلا حق نداره فرصت هوی بعدی رو از شما بگیره و شما حق دارید حتی اگر معلم موسیقیتون هم خواهان شما شد بهش فکر کنید
به نظر مگ که ایشون فوق العاده شکاک هستند و میخوان به خاطر زیباییتون شما رو به هر قیمتی تصاحب کنند
شما هم به خاطر موقعیت ایشون حاضر نیستید ازشون بگذرید و بدی هاشون رو نمی بینید
متاسفانه در دوران آشنایی هم فاصله ها رو رعایت نکردید
ایشون مثل یک دوست پسر متعصب با شما رفتار کرده و نه خواستگار و شما هم پذیرفتید
در حالی که به نظر من نباید به همسرتون هم اجازه ی این حد تجاوز به حریم خصوصی رو بدید
و متاسفانه ایشون چیزی رو که نباید بفهمه فهمیده0
دیگران را ببخش... نه بخاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند... بلکه بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی...
ویرایش توسط nafiseh joon2 : سه شنبه 09 دی 93 در ساعت 03:09
علاقه مندی ها (Bookmarks)