به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    دوست خوبم پیانو زن بهتر بود قبل از اینکه پای دیگران رو بکشی وسط یه مدت خودت روی اخلاقش و تحریک احساساتش کار میکردی . اینطوری غرورش نمیشکست و بهتر راه می اومد . دوست داشتنت رو بهش نشون بده . شاید با اسمس بهتر باشه . بهش بگو ( من باهات ازدواج کردم و با تمام وجود دوستت داشتم چون فکر میکردم شمام همین احساس رو داری . ولی با رفتارت توی این مدت نشون دادی که اینطور نیست و علاقه ای به من نداری . برای همین از زندگیت میرم بیرون . چون نمیخوام اذیتت کنم . من نمیخوام خودم رو به شما تحمیل کنم . )پیشنهاد میکنم اصلا بحث مهریه و این چیزها رو وسط نکش . چون به خاطر مهریه شاید قبول کنه باهات زندگی کنه . زندگی اینجوری که فایده ای نداره . نشون بده پول برات مهم نیست و شما به خودش علاقه داشتی. بگذار احساس کنه داره شما رو از دست میده .

  2. 3 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    parsa1400 (جمعه 14 آذر 93), sasha (دوشنبه 17 آذر 93), szd (جمعه 14 آذر 93)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 اسفند 93 [ 14:37]
    تاریخ عضویت
    1390-4-21
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    3,706
    سطح
    38
    Points: 3,706, Level: 38
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    54

    تشکرشده 71 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    این مهربانانه و احساساتی حرف زدن باهاش رو خیلی در این سه ماه امتحان کرده ام.فایده نداشته.
    این بار هم در جمع خانواده ها با اخم نشست و هر چه هر که گفت او جواب داد:"حرفی برای گفتن ندارم" با اخم نشسته بود و هیچی نمیگفت. حتب وقتی من گفتم خب تو که حرفی نداری پس برای چی اومدی؟ گفت" چون زنگ زدید گفتید بیاید."
    خواستم تنها حرف بزنیم. مثلا گفتم " من احساس میکنم تو منو دوست نداری. من حس بی پناهی میکنم که مثلا تو توی خیابون منتظرم میذاری. یا حواست بهم نیست و ....من ازت محبت و حمایت میخوام. من ناراحت میشک وقتی ازت بی توجهی میبینم.و..."
    میگفت:" من مسئول احساسات تو نیستم"
    گفنم:"پس درست فکر میکنم که دوستم نداری"
    گفت:" هر جور دوست داری فکر کن"
    گفتم:گ یعنی همه حرفت همینه؟ حرف دیگه ای نداری؟"
    گفت:" نه"


    جدا میشم.
    دیگه چیزی برام باقی نمونده که به خاطرش بمونم.


    ممنون از همه شما دوستان عزیز. به خصوص هم آوا که بهم اطلاع داد دفترچه های ارشد آزاد اومده.

    امیدوارم همگی موفق و خوشبخت باشید.

  4. 8 کاربر از پست مفید pianozan تشکرکرده اند .

    parsa1400 (دوشنبه 17 آذر 93), pbsm (یکشنبه 16 آذر 93), rayehe (یکشنبه 16 آذر 93), sevil73 (یکشنبه 16 آذر 93), szd (یکشنبه 16 آذر 93), گوش ماهی (دوشنبه 17 آذر 93), هم آوا (یکشنبه 16 آذر 93), رویای پر کشیدن (دوشنبه 17 آذر 93)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 خرداد 97 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    9,405
    سطح
    65
    Points: 9,405, Level: 65
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,386

    تشکرشده 653 در 231 پست

    Rep Power
    55
    Array
    واقعا متاسفم میشم برای زنهای مملکتم که میبینم چطور بعد از چند سال زندگی مشترک ... با صداقت ،نجابت ،صبر و بردباری عمرشون رو درکنار همسرشون گذروندن و در انتها پاداش اینهمه گذشت میشه "هر جور دوست داری فکر کن" " من مسئول احساسات تو نیستم" ... دلم آتیش گرفت ... واقعا برای خودم متاسفم که اینجا زندگی میکنم ... جایی که برای زن ذره ای ارزش قائل نیستن ... جایی که طلاق دادن یه زن توسط شوهرش یه صبح تا ظهر طول میکشه ... pianozan عزیز من نظری راجع به طلاق ندارم و هرگز راجع به این موضوع نظر قطعی نمیدم ... نه اینکه طلاق رو بد بدونم نه ... فقط من توی شرایط شما نیستم و درک درستی از وضعیت زندگیت ندارم ... ولی باید دید که من بعد زندگیت چگونه خواهد بود شاید این شروع دوباره ای برای زندگیت باشه و امیدوارم حداقل از این بعد زندگی خوش و زیبایی داشته باشی ...
    اطلاع رسانی دفترچه هم که وظیفه خواهریمه ... خواهش میکنم عزیزم

  6. 6 کاربر از پست مفید هم آوا تشکرکرده اند .

    Aras (یکشنبه 16 آذر 93), parsa1400 (دوشنبه 17 آذر 93), pianozan (دوشنبه 17 آذر 93), rayehe (یکشنبه 16 آذر 93), szd (یکشنبه 16 آذر 93), بانوی آفتاب (یکشنبه 16 آذر 93)

  7. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    ناراحتیم در مورد پرونده شما بی مورد نبود از همون اول که تاپیکت خوندم متوجه از دست رفتن زندگیت و طعم خوشبختید شدم .
    متاسفم .

    یه چیزی میگم ناراحت نشو . ازت خواهش میکنم همسرتو به مشاوره بکشون و برای آخرین بار قبل از تصمیم قطعی برا طلاق تلاشتو بکن .

    طلاق و جدایی در گرو مشاوره قرار بده بذار بیاد اونجا شاید متوجه بشه داره اشتباه میکنه .

    بانو من نمیشناسمت و تالار به صورت مکتوب و نوشتاریه حالات و رفتار شما برای ما مشخص نیست . خواهش میکنم برای تصمیم قطعی به مشاوره حضوری مراجعه کن . این مهمه

    نمیدونم یه وقت خودت بارفتار های غلطت باعث این جدایی نشی بعدا لطمه بخوری . من برادرانه و دوستانه بهت مگم تند روی نکن شاید شاید مشکل از خودته .

    قبول دارم کلام آقا کاملا اشتباهه ولی امید وارم بعد طلاق پشیمون نشی .

    تو در مرحله جدیدی از زندگی قرار خواهی گرفت چطور میتونی به این راحتی این موضوع فراموش کنیو بری سراغ درس . مگه شوخیه ........

    در هر حال چشمتو باز نگهدار . متاسفم برداشت من تا اینجا خامی همسرته . موفق باشی به خودت لطمه نزن بدرووووووووود

  8. 3 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    pianozan (دوشنبه 17 آذر 93), rayehe (دوشنبه 17 آذر 93), واحد (سه شنبه 18 آذر 93)

  9. #35
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    اشتباه در این نوع انتخابها این است که از ابتدا و قبل از عقد یا سرنخها را جدی نمی گیریم یا اینکه بخاطر حرف خانواده ها محکم نیستیم . شما سرنخهایی داشتید از جمله اینکه ، به دلتون ننشسته بود ، رفتارهای بعد از عقد را قبل از آن هم در او متوجه شده بودید و .... با خانواده مطرح کردید و شما را جدی نگرفتند و .... شما باید محکم می بودید و می گفتید من نیاز می بینم نزد یک مشاور بریم تا مثلاً تست شخصیت بدهیم ببینم چقدر با هم سنخیت داریم و هرچقدر خانواده مخالفت می کردند شما مشاوره می رفتید و با نظر مشاور محکم تر می توانستید بایستید . در هر حال این برای شما یک تجربه است که بدانید در کنار مهربانی و سازگاری تحسین برانگیزتان که دو فاکتور مهم در زندگی مشترک برای خوشبختی هست ، در انتخاب در عین کمک گرفتن از خانواده و احترام به آنها مستقل و قاطع باشید و با دقت و بررسی و شناخت کافی و حتی تخصصی همسر خود را انتخاب کنید . اینکه از حالا برای بعد برنامه دارید و نشان می دهد اهل تلاش و پویایی هستید و تسلیم تلخی آنچه پیش آمده نمی شوید و زندگی خو را مختل نمی کنید تحسین برانگیز است و از این بابت به شما تبریک می گویم

    توصیه می کنم بعد از این تالار باشید ئو از مقالات بهره ببرید و روحیه خود را تقویت کنید تا در مقابل تاپیک های که از مشکلات زندگی می گوید مضطرب نشوید . یا کاری به چنین تاپیکهایی نداشته باشدی تا وقتی خود را قوی می کنید و از مقالات و تاپیک های مفید بخصوص تاپیک های مربوط به نحوه انتخاب همسر بهره ببرید که اگر از سه سال پیش این کار را کرده بودید به احتمال بسیار در جریان خواستگاری و ... اینگونه منفعلانه تصمیم نمی گرفتید .

    موفق باشید





  10. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    pianozan (دوشنبه 17 آذر 93), rayehe (دوشنبه 17 آذر 93), szd (دوشنبه 17 آذر 93), واحد (سه شنبه 18 آذر 93)

  11. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 اسفند 93 [ 14:37]
    تاریخ عضویت
    1390-4-21
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    3,706
    سطح
    38
    Points: 3,706, Level: 38
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    54

    تشکرشده 71 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    اشتباه در این نوع انتخابها این است که از ابتدا و قبل از عقد یا سرنخها را جدی نمی گیریم یا اینکه بخاطر حرف خانواده ها محکم نیستیم . شما سرنخهایی داشتید از جمله اینکه ، به دلتون ننشسته بود ، رفتارهای بعد از عقد را قبل از آن هم در او متوجه شده بودید و .... با خانواده مطرح کردید و شما را جدی نگرفتند و .... شما باید محکم می بودید
    من این سرنخ ها رو میفهمیدم. ولی فکر میکردم حساسیت بیخود من هستن.
    به دل ننشستن رو هم فکر میکردم یک واکنش احساساتیه منه. نه واقعا عقلانی. یعنی عقلانی بوده؟
    در مورد خانواده هم حق دارید. باید محکمتر می ایستادم. البته اون موقع اصلا به فکر مشاوره تخصصی نیفتاده بودم. با دیگران خیلی مشورت کردم.که همه هم میگفتند تو زیادی مته به خشخاش میذاری.

    در کل به نظرتون مسیر طلاق انتخاب درست تریه نسبت به صبر کردن و فرصت دادن؟ من هنوز نتونستم قاطع با خودم کنار بیام. میترسم بگم طلاق و بعد بگم کاش بیشتر صبر کرده بودم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    اینگونه منفعلانه تصمیم نمی گرفتید .

    من کلا منفعلم یا فقط در این مورد منفعلانه تصمیم گرفته ام؟ منفعل یعنی دقیقا چی؟ منظورتون همینه که حرفمو درست نتونستم بفهمونم به بقیه و قانعشون کنم؟

  12. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    لینک تاپیک در مورد منفعلانه عمل کردن رو واست میذارم. حتما کامل بخونش...
    خیلی مفیده
    http://www.hamdardi.net/thread-19883.html
    در مورد همسرت هم اگه میشد بهش این کتاب رو معرفی کنی بخونه خیلی خوبه.خودت هم بخون
    کتاب "درمان احساسات" از دکتر جان گری
    چیزای جالبی توش خوندم. یکیش اینکه به همین مورد همسر شما و شوهرانی مثل ایشون صحبت کرده. کسانیکه که خودشون رو بی نیاز به احساست نشون میدن .سرد برخورد میکنن. کسانیکه همسراشون ازش طلب مهر و محبت و توجه میکنن ولی اونا خیلی خونسرد و بی احساس برخورد میکنن!
    اینا مشکل از درون خودشون هست...
    کاش کتابه رو میخوند همسرت.اگه میشه واسش بگیرید

    امیدوارم بهترین تصمیم رو هر دوتون بگیرید
    ویرایش توسط reihane_b : دوشنبه 17 آذر 93 در ساعت 20:15

  13. 3 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    parsa1400 (سه شنبه 18 آذر 93), pianozan (دوشنبه 17 آذر 93), szd (دوشنبه 17 آذر 93)

  14. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    دوست عزيز لطفا اينقدر سريع به طلاق فكر نكنيد، يه مدت ازش فاصله بگيريد، خانواده هاتونو هم نفرستيد جلو، شما جاتون عوض شده، از همون اول بى توقع جلو رفتيد، همسرتون الان احساس مسيوليت نمى كنه و به فكر وبلاگ نوشتن و تنها بودن و فكر كردنشه، همسرتون هنوز به تنهايى احتياج داره، من و نامزدم ديروز رفته بوديم مشاوره ازدواج خيلى جالب بود دقيقا يكى از سوالهاشون اين بود كه چقدر نياز به كسى دارين تا تنهايى تونو باهاش شريك بشيد، شما شريك تنهايى همسرت نشدى
    احتمالا همسرتون كه وبلاگ مى نويسه و اونجورى در مورد كتابخونه برادر شما نظر داده، آدم اهل مطالعه اى به نظر مياد، هيچ فكر كردى چه جور كتابهايى مى خونه؟ تو تنهاييش چى كار مى كنه؟ سرش به چى گرمه كه تا يازده شب وقت جواب دادن نداره؟
    عزيزم من خيلى كوچيك تر از اونم كه نصيحتت كنم، ولى ازش فاصله بگير و بذار دلش برات تنگ بشه، شده يك ماه بهش زنگ نزنى نزن اما جلوى اين حس نياز كه دارى يك طرفه پيش مى برى هم بگير، حتى فعلا پدر و مادر هم درگير نكن، پاى پدر و مادر كه بياد وسط به حرمت اونها بعضى چيزها رو نميشه ديگه جمع كرد، فعلا دست نگه دار و سرتو گرم كن تا نبودنش اذيتت نكنه، اينم بدون كسى كه جواب تلفن نداده، يا نتونسته يا نخواسته، حالا چهل بار زنگ زدن فايده اى نداره، اگه آتيش هم گرفته بود جايى نبايد چهل بار به شوهرت زنگ مى زدى، نهايتا يه زنگ و اس ام اس و صبر براى جوابش، حتى اگه شده سه روز صبر كنى تا جواب بده صبر كن، مردها متنفرن ببينن يكى مدام داره زنگ مى زنه، يا ميگه چرا بهم محبت نكردى و چرا فلان؟ بيشتر خودتو دوست داشته باش، اصلا بچسب به همين كنكور ارشد و بدون خوشبختى و بدبختى تو وابسته به هيچ آدمى نيست، تو اين دنيا بايد اول رو پاى خودت بايستى و براى خودت اعتبار و آبرو و ارزش بخرى، به خودت برس، وقتتو به كار و ورزش و دوستانت اختصاص بده كه اونم بفهمه اگه نباشه تو نمى ميرى و دارى زندگيتو مى كنى، بعد رفته رفته دلش نرم ميشه

  15. 4 کاربر از پست مفید sasha تشکرکرده اند .

    pianozan (دوشنبه 17 آذر 93), واحد (سه شنبه 18 آذر 93), هم آوا (سه شنبه 18 آذر 93), رویای پر کشیدن (سه شنبه 18 آذر 93)

  16. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 اسفند 93 [ 14:37]
    تاریخ عضویت
    1390-4-21
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    3,706
    سطح
    38
    Points: 3,706, Level: 38
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    54

    تشکرشده 71 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    خانم یا آقای sasha نظرتون به جای خودش محترم.گرچه به نظرم خیلی واقع بینانه نبود. به هر حال هم من کم تجربه ام در این تالار و هم شما. امیدوارم اینجا به هر دومون کمک کنه و مشکل هم من و هم شما حل بشه.

    - - - Updated - - -

    تاپیک انفعال رو هر چی سعی میکنم بخونم اصلا نمیفهمم. اصلا تمرکز ندارم. مضطربم. غمگینم. فکر نمیکردم اینقدر بهم فشار روانی بیاره این جریانات. دستام به شدت میلرزه چند وقته.چند روزه غذا هم درست نمیتونم بخورم. سریع برمیکردونم.
    این حالتا طبیعیه در این شرایط؟

    - - - Updated - - -

    دارم کم کم حس میکنم دارم میشکنم. همیشه فکر میکردم دختر قوی ای هستم. ولی الان انگار دارم میشکنم.

  17. 3 کاربر از پست مفید pianozan تشکرکرده اند .

    szd (سه شنبه 18 آذر 93), کیت کت (سه شنبه 18 آذر 93), واحد (سه شنبه 18 آذر 93)

  18. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 اسفند 94 [ 22:04]
    تاریخ عضویت
    1392-12-21
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    1,964
    سطح
    26
    Points: 1,964, Level: 26
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    21

    تشکرشده 63 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    شما رو درک میکنم ...و بابت اینکه همسرتون نمیتونه نیازهای شما رو به درستی متوجه بشه متاسفم
    این حالت تهوع موقع غذا خوردن اضطرابه....نگران اید برای اینده ...حق دارید نگران باشید

    یکی از تست هایی که پیش از ازدواج در بعضی کلینیک ها میگیرن 5 نیاز اصلیه یکی از این نیازها نیاز به محبته
    نیاز به محبت در شما بالاست
    در مقابل همسری که نمیتونه این نیاز شما رو پاسخ گو باشه
    فکر نمیکنم همسرتون شما رو دوست نداشته باشه
    خوب به این جملش فکر کنید
    گفنم:"پس درست فکر میکنم که دوستم نداری"
    گفت:" هر جور دوست داری فکر کن"
    اگر دوست نداره چرا نمیگه نه خودشو راحت کنه؟؟؟؟؟؟؟؟
    مغرور بودن صفت خیلی خوبی نیست این درست اما یک نفر مغرور در برابر گلایه بیشتر جبهه میگیره و بهش بر می خوره
    این آدم پشت چهره بی تفاوتش کلی نیاز داره که نمیگه
    نظرتون چیه که پیش یک زوج درمانگر برید؟
    یا
    نظرتون چیه درمورد اینکه یک قرادداد با ایشون داشته باشید؟؟؟
    یک قراد داد مبنی بر اینکه ایشون قول بدن 5 تا از کارهایی که شما ازشون میخواید انجام بدید و شما هم باید 5 تا از کارهایی که ایشون میخواد رو انجام بدید
    مثلا شما تقاضاهاتون اینه هر ماه یک بار برای شما یک شاخه گل بخره...وقتی شما رو میبینه ازتون تعریف کنه...در دوران نامزدی هر سه روز یک پیامک زیبا براتون بفرسته...ویا هر رفتاری که نشان محبت باشه در دیدگاه شما...البته بهتره این نوع قراددادها در یک بافت درمانی و تحت نظر یک درمانگر اجرا بشه
    اگر این قرارداد بین شما باشه شما فکر میکنید ایشون چه چیزهایی از شما بخواد؟
    میشه چند تا سوال از شما بپرسم
    نامزد شما آدم کم حرفیه؟ از چه چیزهایی دلخور یا عصبانی میشه؟ اگر از یک رفتاری دلخور بشه چطور واکنش نشون میده؟
    چقدر از توانمندیهاش موفقیت یا استعدادهاش صحبت میکنه؟ یا مثلا از خودش تعریف میکنه؟اگر شما از توانمندیهاش تعریف کنید چه واکنشی نشون میده؟
    آیا شده در برخورد با دیگران (افرادی غیر از شما و خانواده شما) رفتار متکبرانه داشته باشه یا از بالا به دیگران نگاه کند؟
    وقتی باهاش صحبت میکنید و ازش گلایه میکنید به حرف های شما گوش میدهد یا همیشه حق به جانب است و حاضر نیست حتی کمی موضعش رو تغییر بده؟آیا شده تا به حال کمی مواضعش رو تعدیل کنه؟

  19. 3 کاربر از پست مفید sorosh تشکرکرده اند .

    کیت کت (سه شنبه 18 آذر 93), واحد (سه شنبه 18 آذر 93), هم آوا (سه شنبه 18 آذر 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.