عزیزم من در شرایط تو نیستم و موندن یا نموندن رو توصیه نمی کنم اما تجربه شخصیه خودمو بهت می گم من با همسرم دوست بودیم بعد ازدواج کردیم همه چی اروم داشت پیش می رفت وقتی مریض شدم تازه شوهرمو شناختم اون زمین تا اسمون با من فرق داره من در بحران زندگیم به حمایت روحی وعاطفیش نیاز داشتم اما نکرد الان من برای خودم زندگی می کنم کنار هم هستیم اما من دیگه مثل سایق دوستش ندارم چون بچه دارم وکنارشم اینو می خوام بهت بگم نذار تلنگر بدی بهت بخوره بیدار شی مشاورم بهم میگفت تو چطور تا حالا باهاش موندی چون 2نفری هستین که در 2فاز مختلفین والان که فکر می کنم من ادم سازش پذیری هستم که تونسته بودم کنارش اروم زندگی کنم ولی وقتی مریض شدمو بهش محتاج تازه فهمیدم دنیای ما با هم چقدر فرق می کنه من حالا سالهای بعدی زندگیمو باید یه جوره دیگه کنارش سپری کنم
خواهش می کنم خوب به خودت واون فکر کن اگه تفاوتهاتون زمین تا اسمونه همین مرحله ارتباطتو قطع کن تو که نمی خوای فقط زنده باشی می خوای زندگی کنی یه زنگیه خوب و اروموو با احترامو ..........








علاقه مندی ها (Bookmarks)