سلام
این آقا هم خدارو میخاد هم خرمارو.شایدم از اینکه میبینه شما اینقد عاشقشی و با دیدنش حالت دگرگون میشه لذت میبره!!واقعا هستن اینجور آدما.خوشش میاد یکی با دیدنش این همه حالش دگرگون میشه،ولی هرچیزی که هست از روی خودخواهیشه.به خاطر دل خودش و لذتی که میبره حاضره شمارو اذیت کنه.نمیدونم این حرفم چقد درست هست ولی بعضی از افراد از دوری و فراق معشوق لذت میبرن در ناخودآگاهشون.شاید حالشون خیلی بد بشه و همیشه غصه دار و غمگین باشن ولی از درون تمایل به سوزو گداز دوری از معشوق دارن.فکر میکنم شما هم اینطور باشی چون خودم گاهی این حالات رو در خودم حس میکنم.گاهی اوقات میشینم واسه خودم سناریوی یه عاشقانه غمگین درست میکنم و میشینم ساعت ها با یاد یه فرد خودمو داغون میکنم،با خودم میگم اگه اینبار اومد خیلی جدی برخورد میکنم و همه چیزو تموم شده میدونم از دید خودم.ولی با دیدنش دوباره ارادم سست میشه و با اینکه میدونم دوباره شروع این رابطه باعث دلشکستگیم میشه ولی بازم شروعش میکنم .اینا تخیلاتمه البته:دی
امیدوارم این با ر قوی و با اراده و بی رحم باشی و هرچقد اصرار به دیدار حضوری کرد به هیییییچ عنوان قبولش نکنی.کسی که از آزار دادن روحت خوشش میاد ازش بعید نیس باعث
آزار جسمت هم بشه.بهش بگو شما دیگه هیچ نقش و حضوری تو زندگیم نداری و اصلا تمایلی به دیدنتون ندارم.به قول یکی از دوستان هر کادو و یادگاری هم خاستن بهتون برگردونن میتونن بندازن سطل آشغال.دیگه بیشتر از این خودت رو اذیت نکن خانوم گل
- - - Updated - - -
نسبت به اون آقا بی رحم باش تا نتیجش مهربانی و رحم به خودت باشه![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)