سلام
من کاملا درکت میکنم چون باهم توی یه شرایط هستیم ولی خداروشکر خانواده ی من با من هستن یعنی مثل من سخت گیرند.
ببین ما کلا بعد 25 سالگی دختر اجازه میدیم خواستگارا بیان نمی دونم چرا سالهای ساله که سن ازدواج بالای 25 هست توی خانواده ی ما...
واسه همین مادر من نگران سنم نیست.
از همون اول خواستگارای جورواجور داشتم از بیکارش بگیر تا بهترین.!
ولی من همون اول معیارمو تعیین کردم شغل پول اخلاق..
به ترتیب این جوریه ..ممکنه هیچکی نپسنده ولی خوب نمی تونم ازشون چشم پوشی کنم...
توی خواستگاریام بدون استثنا اگه اینارو داشتن قبول میکردم اگه نداشتن میگفتم نه!
همه بهم میگن مشکل پسند یا کلی حرف دیگه بهم زدنووو
ولی من مجبور نیستم فقط برای اینکه ازدواج کنم با کسی که سطحش پایینتر از خانوادمه ازدواج کنم برادر وخواهرام همه توی رفاه وخوشی واونوقت من فقط برای اینکه سنم بالا رفته یا شوهر کرده باشم به یکی بله بگم.
حالا هم به نظر من شما ببین این پسر می تونه تقریبا زندگی که توی خونه ی پدرت داشتی برات فراهم کنه...ببین میتونی بعد ازدواج بهش افتخار کنی...یا همیشه حسرت خواهی خورد
من نمیگم این برای همه صدق میکنه..بعضی پسرا وخانوادشون عاشق این هستن که خانواده ی دختر سطح بالا باشن دیگه فراموش میکنن دختر سطح بالا همه چیزش بالاست منظورم خرجش روابطش همه چیزش که ممکنه به ضرر اونا باشه.
نظر نظر خودته ولی فک نمی کنم گزینه مناسبی نباشه.این اقا یکم دیرکد داره بابای من همیشه میگه روی می کنم می کنم های جلسات خواستگاری حساب باز نکنین اینا همش حرفای خوشگل برا جذبه...ببینین پسر تا حالا چیکار کرده ایشونم سنشون شنی هست که باید تا حالا کاری میکردن نمی دونم اونای که سالهاست مهندسی فعالیت میکنن کاری نکردن این بخواد حالا شروع کنه اووووو چه قد طول میکشه اگه 22 یا 23 سالش بود یه چیزی ولی ..میگن ساده بگیرین ساده بگیرین بابا اخه چقدر ساده!از اول گفتن کبوتر با کبوتر باز با باز..








علاقه مندی ها (Bookmarks)