سلام علی آقا
خیلی از خوندن تاپیکتون متاسف شدم. متاسفانه مشکلات مالی داره جوونای مملکتمون رو نابود میکنه. با تمام وجود دردی که تواین زندگی میکشی رو درک میکنم.
اگه مشکل مالی وجود نداشت خیلی از مشکلاتتون اصلاً پیش نمیومد.
اولاً توصیه میکنم حتی خواب بچه دار شدن رو هم نبینید. اینقدر بچه دار شدن هزینه داره که نمی تونید تصورش رو بکنید. البته با خودش برکت به زندگی میاره، ولی با توجه به بنیه ضعیف همسر شما ازنظر من کار بسیار اشتباهیه. حتماً صلاح خدا هم تو اینه که شما نمی تونید بچه دار بشید.
مشکلات جسمی همسر شما چجورین؟ قبل از ازدواج هم مریض بودن؟ آخه گاهی وقتا یه سریا واسه جلب توجه همش مریض میشن. البته فکر نکنید از عمد این کارو میکنن ها! نه. کاملاً ناخودآگاه این کارو میکنن.
خوب وقتی ایشون اینهمه از اوضاع مالیتون ناراحتن میتونن حداقل یه قدم واسه بهتر شدن بردارن و خودشون هم سرکار برن. الان حداقل حقوق 600 هست. دیگه اون رو که میتونن بگیرن. با حقوق شما میشه دوتا 600. کلی وضعتون فرق میکنه. واسه مریض شدنشون هم بهتره. سرشون گرم میشه. اعتماد بنفسشون بالا میره، نوع درگیریشون فرق میکنه و دیگه به شما گیر نمیدن. مدت کمتری خانوادهء شما رو میبینن و کمتر به مشکل میخورن. احساس ارزشمند بودن میکنن و رفتارشون پخته تر میشه. کلی فایده داره. شاید اولش سخت و حتی ناممکن باشه. ولی اینهمه آدم که مشکلات جسمی دارن و سرکار میرن. یکیش هم خانم شما.
درسته قدیما رسم بود مرد بیرون خونه کار کنه و زن داخل خونه. ولی الان با این اوضاع بد اقتصادی جامعه که فقط یه سریا هرروز وضعشون بهتر میشه، هردونفر باید باهم بار زندگی رو به دوش بکشن. چه بیرون از خونه، چه داخل خونه. اینجوری زندگی شیرین تر هم میشه. قدر همدیگرو هم بیشتر میفهمین.
به خود شما هم آفرین میگم. واقعاً کمتر کسی پیدا میشه که عیوب خودش رو هم ببینه. و اینکه خودتون رو مسئول میدونید مهریه ایشون رو تمام و کمال بدید. ایشالا خدا به خاطر دل پاکی که دارید دستتون رو بگیره.
آیا امکانش رو ندارید که یه شغل دوم اختیار کنید؟ مثلاً راننده آژانس یا فروشندگی یه مغازه به صورت پاره وقت؟ یا شیفت عصر یه شرکت پشتیبانی؟
یه سوال دیگرم اینه که آیا خانم شما از اینکه دارید به موضوع طلاق فکر میکنید خبر دارن؟ و اگر بله نظرشون چیه؟
من فکر میکنم مشکلات زندگی شما چیزی نیست که به خاطرش بخواهید طلاق بگیرید. خیلیها از جمله خود من روزهایی رو گذروندیم که حتی یه لقمه نون واسه خوردن نداشتیم ولی الحمدلله گذشته و الان داریم زندگی میکنیم. ورق زندگی برمیگرده. اونوقت شما حسرت میخوری که چرا بیشتر تحمل نکردم و همسرم رو نگه نداشتم؟
واسه تنبلی و بی انگیزگیشون هم فقط شاغل شدن رو به شما توصیه میکنم. معجزه میکنه! آنچنان زندگیتون رو برنامه میفته که تصورش رو هم نمیتونید بکنید. بهتون قول میدم مزایاش خیلی بیشتر از معایبش باشه.
بازم درآخر تو این دل شب ازخدا میخوام به همهء جوونا از جمله شما و خودم :) نگاهی بندازه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)