سلام سحرناز جان
اول که گفتی شوهرت یک ماهه که از خونه رفته فکر کردم قهر کرده (مثل قهر کردن ما زنا)
منظورم اینه که فکر کردم از بی توجهی تو ناراحته. رفته تا بهت بفهمونه باید بیشتر بهش توجه کنی و اگه ازت محبت و توجه ببینه همه چی مثل سابقش میشه اما انگار اشتباه فکر کردم. همونطوری که شیدا خانوم گفت مردا وقتی میرن همه ی فکرهاشون و کردن مثل ما زن ها از روی احساسشون تصمیم نمیگیرن.
با توجه به تعریف هایی که نوشتی و اینکه نوشته بودی گفته تو منو برای ازدواج هول کردی و من همه چی و آزاد میخوام و تو در قالب چارچوب ، معلومه که از زندگی متاهلی خسته شده. اینکه همه ی دوستاش هم مجردن یکی از دلایلش میتونه باشه ، معلومه که هنوز به اون بلوغی که باید برای ازدواج نرسیده بوده.
داره اشتباه میکنه و شکی در این مورد وجود نداره ولی گمون نمیکنم به این زودی ها متوجه اشتباهش بشه.
نظری که میدم نظر شخصیمه و ممکنه اشتباه باشه. میدونم برات خیلی سخته عزیزم. من ازدواج نکردم ولی شرایطت رو میتونم درک کنم چون از نظر احساسی درگیر بودم و میدونم فکر جدایی چقدر اذیت میکنه آدم و ، ولی به نظر من خواهش و التماس تو برای ادامه ی زندگی نمیتونه راهی پیش ببره. اگه دوستت داشت و میخواست ادامه بده نمیذاشت این وضعیت اینقدر کش پیدا کنه . خیلی زودتر از اینا بهت برمیگشت. الان تورو مانع خوشحال بودن و خوش گذرونیش میدونه. فکر میکنه با توئه نمیتونه خیلی از کارهایی که دوست داره و براش لذت داره انجام بده. البته لزوما منظورم روابط جنسی یا آزاد با زن ها و دخترهای دیگه نیست.
کلا هر کاری میتونه باشه که فکر میکنه ازدواج و مسئولیتش دست و پاش و بسته.
به نظر من اگه میتونی با وجود همه ی سردی ها و رفتار بدی که ازش می بینی باهاش مهربون باشی و دوباره به زندگیتون دلگرمش کنی این کارو بکن (هر چند از نظر من خیلی سخته تو این شرایط بتونی خوب باشی)
بهش بگو من میدونم چه احساسی داری. احساس میکنم فکر میکنی حضور من دست و پاتو برای انجام کارهایی که دوست داری بسته. بگو من اصلا نمیخوام مانع تو باشم. تورو از کارهایی که دوست داری انجام بدی جدا کنم. (البته بهش بگو منظورت روابط آزاد با زن ها و دخترهای دیگه نیست ، بگو در این مورد چون دوستت دارم و ممکنه به زندگیمون هم صدمه بزنه نمیتونم حساسیت نشون ندم اما در مورد کارهای دیگه ای که دوست داری انجام بدی
به هیچ وجه مانعت نمیشم و حتی اگه تو بخوای و خودمم دوست داشته باشم باهات همراهی میکنم)
در مورد غر زدن و اینجور چیزها اونطور که فهمیدم اکثر مردا از این عادت زنانه بدشون میاد. فراریشون میده و اینکه نمیذاشته تو باهاش درد و دل کنی و خودتم نوشته بودی که همین روی رفتارت باهاش اثراتی گذاشته بوده. مثلا ممکنه به همین خاطر یه جاهایی باهاش از نظر عاطفی سرد برخورد میکردی. تو باید جوری باهاش حرف میزدی که براش حالت غر زدن نداشته باشه.
بالاخره زن و شوهر نیاز دارن با همدیگه صحبت کنن و در مورد مشکلاتشون حرف بزنن.
میدونی چرا مردها از حرف زدن در مورد مشکلاتی که هست طفره میرن.
چون ممکنه قبلا که در مورد مشکلی با خانومش مثلا اومده صحبت کنه خانومه از لحنش ناراحت شده و سریع موضع گرفته (در حالی که تو دلش هم ممکنه تایید کرده باشه حرف شوهرش و اما به خاطر لحن بدش رفتار خوبی نشون نداده) اگه چند مورد اینجوری پیش اومده باشه ، معمولا آقایون دیگه از حرف زدن با خانومشون طفره میرن چون فکر میکنن صحبت کردن نه تنها مشکلی و حل نمیکنه بلکه اوضاع و خرابتر میکنه.
زن و شوهر باید یاد بگیرن که چطوری با همدیگه حرف بزنن که باعث ناراحتی و دلخوری همدیگه نشن و صحبت هاشونم نتیجه داشته باشه.
باید یه جوری باهاش باشی و بهش محبت کنی که زندگی متاهلی براش ارزشمندتر و بهتر از زندگی مجردی به نظر بیاد. یه جوری که دوستای مجردش هم با دیدن شما تشویق بشن به
تشکیل خانواده. اونوقت میفهمه که داشتن تو چقدر براش ارزشمنده که حتی دوستاشم بهش
میگن ما تو و همسرت و که می بینیم دلمون میخواد ازدواج کنیم.
خلاصه اگه دوستش داری و میخوای زندگیت و حفظ کنی راه خیلی سختی در پیش داری ( از اون جایی که تا مدت زیادی مجبور به تلاش یک طرفه هستی ، چون شوهرت راه آسون تر که جدایی هست و انتخاب کرده و باهات همراهی نمیکنه. اما اگه بتونی دووم بیاری و خودت تغییر کنی و بهتر بشی شاید رفتارت بتونه روی شوهرت هم اثر بذاره و باهات همراهی کنه)
میدونم الان میگی من خیلی خوب بودم و خیلی باهاش کنار اومدم ، ولی خودت هم اگه با دقت رفتارت و بررسی کنی میتونی اشتباهاتی که تو رفتارت باهاش داشتی و پیدا کنی
اینم فراموش نکن که خوب بودن از نظر هر آدمی تعاریف خودش و داره. خوب بودن تو با رفتاری که شوهرت ازت انتظار داشته میتونه خیلی متفاوت باشه. باید ببینی اون چه تعریفی از خوب بودن داره و اگه میتونی اونطوری رفتار کنی.
اگه هم می بینی خیلی برات سخته و نمیتونی هم که همون تصمیمی که الان گرفتی و عملی کن.
امیدوارم زندگیتون دوباره مثل سابق و حتی گرمتر از اون بشه. از ته دلم برات دعا میکنم عزیزم
خدا کمکت کنه![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)