به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 72
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    نقاط قوت همسر- اشتباهات شما - ولی روش شما صحیح باشد.

    الان باید بنویسم کاش مدیر بیشتر توضیح می دادن :) مطمن نیستم درست فهمیده باشم

    یعنی خانمت احساساتی بوده و شما ضعف داشتی و خانمت خسته شده و رفته؟
    یا یعنی خانمت مشکلات شخصیتی داشته اما شما روشت صحیح نبوده و به خاطر روش و رفتارهای اشتباهت وابسته شدی؟

    اشتباهاتت و رفتارهای نادرست رو پیدا کردی؟
    قوت و نقاط قوت رفتاری همسرت چی هست؟؟

    خوندم اگه روال عشق درست طی بشه بعد از 2 سال میشه مهر و محبت عمیق. دوست داشتن ملایم و عمیق. یعنی تا 2 سال می تونه طول بکشه اون عشق و شور ولی بعدش ملایم میشه احساس. شاید عشق بوده ولی نشده که روال درست طی بشه

    ببین الان چی تو رو از نظر احساسی به زنت وصل می کنه. عشق؟ مهر؟ یا قدرنشناسی اون؟ یا تحقیر شدن؟ یا بی پاسخ رها شدن؟ یا ... ؟ دقیق بشین با خودت خلوت کن ببین احساست چطوره

    نه همه ی زن ها بد هستن نه همه ی مردا. حتی اونایی که مثلا من بگم بد بهشون وقتی با یه ادم مناسب خودشون همنشین شن می بینی خوبی هاشون رو میشه. همه ی ادما خوبی دارن. فقط باید با ادم متناسب خودشون همراه باشن. البته اون چیزی هم که مدیر نوشتن یعنی رفتار صحیح هم باید باشه که خود این دو تا کلمه کلی درس توش داره و سخته. ولی اینطور نیست که اگه یه ادم بهمون بدی کرد همه بد بشن و قدرنشناس


  2. 8 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), paiize (جمعه 30 آبان 93), parsa1400 (سه شنبه 27 آبان 93), roozbeh220 (سه شنبه 27 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), تیام (چهارشنبه 28 آبان 93), سوده 82 (سه شنبه 27 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    نقاط قوت همسر- اشتباهات شما - ولی روش شما صحیح باشد.

    الان باید بنویسم کاش مدیر بیشتر توضیح می دادن :) مطمن نیستم درست فهمیده باشم

    یعنی خانمت احساساتی بوده و شما ضعف داشتی و خانمت خسته شده و رفته؟
    یا یعنی خانمت مشکلات شخصیتی داشته اما شما روشت صحیح نبوده و به خاطر روش و رفتارهای اشتباهت وابسته شدی؟

    اشتباهاتت و رفتارهای نادرست رو پیدا کردی؟
    قوت و نقاط قوت رفتاری همسرت چی هست؟؟

    خوندم اگه روال عشق درست طی بشه بعد از 2 سال میشه مهر و محبت عمیق. دوست داشتن ملایم و عمیق. یعنی تا 2 سال می تونه طول بکشه اون عشق و شور ولی بعدش ملایم میشه احساس. شاید عشق بوده ولی نشده که روال درست طی بشه

    ببین الان چی تو رو از نظر احساسی به زنت وصل می کنه. عشق؟ مهر؟ یا قدرنشناسی اون؟ یا تحقیر شدن؟ یا بی پاسخ رها شدن؟ یا ... ؟ دقیق بشین با خودت خلوت کن ببین احساست چطوره

    نه همه ی زن ها بد هستن نه همه ی مردا. حتی اونایی که مثلا من بگم بد بهشون وقتی با یه ادم مناسب خودشون همنشین شن می بینی خوبی هاشون رو میشه. همه ی ادما خوبی دارن. فقط باید با ادم متناسب خودشون همراه باشن. البته اون چیزی هم که مدیر نوشتن یعنی رفتار صحیح هم باید باشه که خود این دو تا کلمه کلی درس توش داره و سخته. ولی اینطور نیست که اگه یه ادم بهمون بدی کرد همه بد بشن و قدرنشناس

    سلام

    مینوش جان ممنون . باید بگم که همسر من اختلال شخصیتی داشت و تعادل مناسب در بروز رفتار ها ی مناسب و غیر مناسب نداشت . عرض کردم به واسطه احساسات نابجا در من و نادیده گرفتن رفتار های غلط همسرم باعث شد تا من وابسته رفتار های خوب همسرم بشم وبه غریزه احساسی نتونم بدی هاشو قبول کنم یا باور کنم .

    برا همین من از جانب احساسات درونیم ضربه بدی خوردم چون باعث شده بود که تا چشممو رو بدترین بدی ها هم که از جانب هیچ مردی پذیرفته نیست ببندم . واین موضوع حتی در ماه های اولیه حضور من در تالار همدردی مشهود بود و من هنوز کور بودم و تاپیک اول من این موضوع در من افشا میکنه ...............

    مینوش جان و دوستان من امروز و از لحظه ای بیداری من تو تالار و بدست آوردن مهارت های لازم و مطالب گوناگون تالار در خصوص مشکلات دوستان و ریشه یابی این علایم و علایم خیانت ها و عوامل از هم پاشیدگی ها . نشون میده که من چقدر نسبت به زندگیم با همسرم در مسیر انحراف به سر میبردم و متوجه هم نبودم .

    من وقتی از همسرم نشانه ای از بی وفایی میدیدم به حساب نافهمی و خامی ایشان و عدم نبود پدر ایشان و راهنمایی ایشان به عنوان کار خوب و کاربد میدانستم .
    و بیشتر مواقع با گذشت و نصیحت های پی در پی سعی در عبور از خطای ایشان نموده ام و به قضیه منفی نگاه نمیکردم . تا مانع از سردی احتمالی و پاشیدگی فوق میشدم .

    بانو مینوش اونچه که هنوز از علایق من نسبت به همسرم باقی مونده دو عامل بیشتر نیست

    1 سالهای اولیه زندگیم و دارا بودن خوشبختی کامل که شامل خاطرات ازدواج و .... میباشد
    2 ادامه روند خواب های خرگوشی من در مثبت دیدن و عدم توجه به نکات منفی و آنچه در بالا به آن اشاره شد . که این مورد به همان احساسات غلط من باز میگردد ودر کل آنچه مدیر در تاپیک خصوصی من به آن متذکر شدند ..

    بانو خدمت شما عرض کنم که همونطور که خود شما فرمودی بنده قادر به فراموشی خاطرات و در کل مورد اول نیستم و سعی در بایگانی این مطالب در گوشه ذهن خود نموده ام و با گذشت زمانی مناسب تر از آن عبور خواهم کرد

    مورد دوم را تا حدود 98% به کمک مدیر و شما دوستان والبته تجربیات خود در تالار و تاپیک های گوناگون دوستان حل کرده ام و الان در حال عبور از آن میباشم . البته در این زمینه دعای شما در حق من بی تاثیر نبوده

    مشکلات فوق تا حدود زیادی به لحاظ گذشت زمان برای من حل شده است ولی دو مشکل زیر بر قوت خود پابر جاست .

    . 1 . استفاده همسرم از نام بنده به عنوان شوهر و قبول نکردن طلاق توافقی .

    در این خصوص چند مشاوره چند فامیل و چند آشنا اول برای سازش و ادامه زندگی و در نهایت برای طلاق توافقی صحبت کرده اند ولی ایشان راضی به طلاق نمیشود . طوریکه با حالت عذاب آوری که نشان از همان اختلالات شخصیتی دارد . میگوید من از همسرم طلاق نمیخواهم ولی زندگی هم نمیکنم و نام ایشان به عنوان همسر من در شناشنامه ام بماند و ایشان با نامه دادگاه اقدام به ازدواج نماید . باورتون میشه زنم یا روباهه مکاریه یا خیلی ساده است .

    به خدا من به عوض زن گرفتن شوهر کردم جدی جدی طلاقم نمیده . هدفش جون منه .

    من در جلوی فامیل پدریش قسم خوردم که در خواست طلاق ندم از اون گذشته چون تو مهریه خریت کردم تو بد دردسری خواهم افتاد و شرایط در خواست طلاق از طرف من کاملا به ضرر من خواهد بود .

    مشاورین حقوقی پیشنهاد کردند که فعلا در ارایه درخواست طلاق تجدید نظر کنم و حداقل تا دوسال و تا جای ممکن خود را از دید دیدبان های همسر خود مخفی کنم . تا ایشان در بهت بی خبری از بنده مجبور به پذیرش در خواست طلاق توافقی شود

    2 . این مشکل و ناراحتی در پست اول این تاپیک به طور کامل بیان شد و توضیح داده شد . در خصوص سستی در ایمان و شکایت بی امان من از خدا که حکمت این سختی و این آزمایش در چی بود . آزمایش را چرا در اصل زندگی من قرار داد ..

    منکه تا دیروز به واسطه اعتقادات و داشتن خواهر حتی با نگاه پرده ای پاره نکرده بودم پس حکمتش در چی بود .
    من که در موارد اینچنین خیلی مواظب بودم تو این مسیر 33 ساله گذرم به واسطه دوستان خوب بد به خیلی از لذت ها میافتاد ولی من پارو امیالم میزاشتم و محل ترک میکردم . هنوزم همین مسی دارم ادامه میدم . همین چند روز پیش در خواست یه دختر در خصوص همخونه شدن رد کردم چون نیت کار مسجل بود برام .

    از خدا میخوام به واسطه هر قطره اشکی که ریختم به هر طریق ممکن که شده منو در خصوص این ازمایش و رنجی اینچنین سخت آگاه کنه . یا اگر ناخواسته مرتکب گناهی شدم به واسطه این رنج و سختی از من بشوره و دوباره منو پاک کنه .
    ممنون از دوستان بخصوص روزبه عزیز که تمام پست های خودمو برای خودم تکرار کرد تا خودمو تو آینه خودم بببینم تا بتونم حجاب از موهای سرم بگیرم و رنگ سفید تجربه حاصله از این درد با نگاهم لمس کنم .

    خودمم نفهمیدم چی گفتم و چی نوشتم . انگار یکی به زبونم میداد و من فقط تایپش میکردم






    خدای مهربون از من ناراحت نشو و منو به حال خودم رها نکن خودت میدونی که من ناشکرت نیستم فقط دلیلشو ازت میخوام بدونم چرا ؟ تو بارها بارها منو از خیلی از وقایع وقوع ها از کودکی آگاه میکردی چه به دلم انداختی چه به خوابم گماشتی . اینم آگاهیشو جلوتر بهم دادی ولی علت این عذاب نفهمیدم. چرا با اصل زندگیم . من که چیز زیادی ازت نمیخوام . حکمتشو میخوام بدونم . اگه برمن آشکار هم نکنی بازم از در خونت رو بگردون نمیشم . ولی بدون تا نگی اوضاع همینه کاری میکنم که تموم شفیعانت از ائمه گرفته تا شهدا همه هروز اسم منو تو آسمونت بخونن . منتظر دادخواست شکایت من در شب یلدا بلندترین شب بندگی و در شب شهادت حضرت محمد ص وامام حسن ع در حرم آقام امام رضا ع باش . امسال حضرت مسیح هم تو حرم امام رضاست . و تولدشو بعد شهادت امام رضا اونجا جشن میگیریم من هتلمو رزو کردم هندونه و انار هم خریدم .سنگ جلو پام بندازی خودمو میکشم و از آتیشتم نمیترسم . بدروووود




    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    نقاط قوت همسر- اشتباهات شما - ولی روش شما صحیح باشد.

    الان باید بنویسم کاش مدیر بیشتر توضیح می دادن :) مطمن نیستم درست فهمیده باشم

    یعنی خانمت احساساتی بوده و شما ضعف داشتی و خانمت خسته شده و رفته؟
    یا یعنی خانمت مشکلات شخصیتی داشته اما شما روشت صحیح نبوده و به خاطر روش و رفتارهای اشتباهت وابسته شدی؟

    اشتباهاتت و رفتارهای نادرست رو پیدا کردی؟
    قوت و نقاط قوت رفتاری همسرت چی هست؟؟

    خوندم اگه روال عشق درست طی بشه بعد از 2 سال میشه مهر و محبت عمیق. دوست داشتن ملایم و عمیق. یعنی تا 2 سال می تونه طول بکشه اون عشق و شور ولی بعدش ملایم میشه احساس. شاید عشق بوده ولی نشده که روال درست طی بشه

    ببین الان چی تو رو از نظر احساسی به زنت وصل می کنه. عشق؟ مهر؟ یا قدرنشناسی اون؟ یا تحقیر شدن؟ یا بی پاسخ رها شدن؟ یا ... ؟ دقیق بشین با خودت خلوت کن ببین احساست چطوره

    نه همه ی زن ها بد هستن نه همه ی مردا. حتی اونایی که مثلا من بگم بد بهشون وقتی با یه ادم مناسب خودشون همنشین شن می بینی خوبی هاشون رو میشه. همه ی ادما خوبی دارن. فقط باید با ادم متناسب خودشون همراه باشن. البته اون چیزی هم که مدیر نوشتن یعنی رفتار صحیح هم باید باشه که خود این دو تا کلمه کلی درس توش داره و سخته. ولی اینطور نیست که اگه یه ادم بهمون بدی کرد همه بد بشن و قدرنشناس

    سلام

    مینوش جان ممنون . باید بگم که همسر من اختلال شخصیتی داشت و تعادل مناسب در بروز رفتار ها ی مناسب و غیر مناسب نداشت . عرض کردم به واسطه احساسات نابجا در من و نادیده گرفتن رفتار های غلط همسرم باعث شد تا من وابسته رفتار های خوب همسرم بشم وبه غریزه احساسی نتونم بدی هاشو قبول کنم یا باور کنم .

    برا همین من از جانب احساسات درونیم ضربه بدی خوردم چون باعث شده بود که تا چشممو رو بدترین بدی ها هم که از جانب هیچ مردی پذیرفته نیست ببندم . واین موضوع حتی در ماه های اولیه حضور من در تالار همدردی مشهود بود و من هنوز کور بودم و تاپیک اول من این موضوع در من افشا میکنه ...............

    مینوش جان و دوستان من امروز و از لحظه ای بیداری من تو تالار و بدست آوردن مهارت های لازم و مطالب گوناگون تالار در خصوص مشکلات دوستان و ریشه یابی این علایم و علایم خیانت ها و عوامل از هم پاشیدگی ها . نشون میده که من چقدر نسبت به زندگیم با همسرم در مسیر انحراف به سر میبردم و متوجه هم نبودم .

    من وقتی از همسرم نشانه ای از بی وفایی میدیدم به حساب نافهمی و خامی ایشان و عدم نبود پدر ایشان و راهنمایی ایشان به عنوان کار خوب و کاربد میدانستم .
    و بیشتر مواقع با گذشت و نصیحت های پی در پی سعی در عبور از خطای ایشان نموده ام و به قضیه منفی نگاه نمیکردم . تا مانع از سردی احتمالی و پاشیدگی فوق میشدم .

    بانو مینوش اونچه که هنوز از علایق من نسبت به همسرم باقی مونده دو عامل بیشتر نیست

    1 سالهای اولیه زندگیم و دارا بودن خوشبختی کامل که شامل خاطرات ازدواج و .... میباشد
    2 ادامه روند خواب های خرگوشی من در مثبت دیدن و عدم توجه به نکات منفی و آنچه در بالا به آن اشاره شد . که این مورد به همان احساسات غلط من باز میگردد ودر کل آنچه مدیر در تاپیک خصوصی من به آن متذکر شدند ..

    بانو خدمت شما عرض کنم که همونطور که خود شما فرمودی بنده قادر به فراموشی خاطرات و در کل مورد اول نیستم و سعی در بایگانی این مطالب در گوشه ذهن خود نموده ام و با گذشت زمانی مناسب تر از آن عبور خواهم کرد

    مورد دوم را تا حدود 98% به کمک مدیر و شما دوستان والبته تجربیات خود در تالار و تاپیک های گوناگون دوستان حل کرده ام و الان در حال عبور از آن میباشم . البته در این زمینه دعای شما در حق من بی تاثیر نبوده

    مشکلات فوق تا حدود زیادی به لحاظ گذشت زمان برای من حل شده است ولی دو مشکل زیر بر قوت خود پابر جاست .

    . 1 . استفاده همسرم از نام بنده به عنوان شوهر و قبول نکردن طلاق توافقی .

    در این خصوص چند مشاوره چند فامیل و چند آشنا اول برای سازش و ادامه زندگی و در نهایت برای طلاق توافقی صحبت کرده اند ولی ایشان راضی به طلاق نمیشود . طوریکه با حالت عذاب آوری که نشان از همان اختلالات شخصیتی دارد . میگوید من از همسرم طلاق نمیخواهم ولی زندگی هم نمیکنم و نام ایشان به عنوان همسر من در شناشنامه ام بماند و ایشان با نامه دادگاه اقدام به ازدواج نماید . باورتون میشه زنم یا روباهه مکاریه یا خیلی ساده است .

    به خدا من به عوض زن گرفتن شوهر کردم جدی جدی طلاقم نمیده . هدفش جون منه .

    من در جلوی فامیل پدریش قسم خوردم که در خواست طلاق ندم از اون گذشته چون تو مهریه خریت کردم تو بد دردسری خواهم افتاد و شرایط در خواست طلاق از طرف من کاملا به ضرر من خواهد بود .

    مشاورین حقوقی پیشنهاد کردند که فعلا در ارایه درخواست طلاق تجدید نظر کنم و حداقل تا دوسال و تا جای ممکن خود را از دید دیدبان های همسر خود مخفی کنم . تا ایشان در بهت بی خبری از بنده مجبور به پذیرش در خواست طلاق توافقی شود

    2 . این مشکل و ناراحتی در پست اول این تاپیک به طور کامل بیان شد و توضیح داده شد . در خصوص سستی در ایمان و شکایت بی امان من از خدا که حکمت این سختی و این آزمایش در چی بود . آزمایش را چرا در اصل زندگی من قرار داد ..

    منکه تا دیروز به واسطه اعتقادات و داشتن خواهر حتی با نگاه پرده ای پاره نکرده بودم پس حکمتش در چی بود .
    من که در موارد اینچنین خیلی مواظب بودم تو این مسیر 33 ساله گذرم به واسطه دوستان خوب بد به خیلی از لذت ها میافتاد ولی من پارو امیالم میزاشتم و محل ترک میکردم . هنوزم همین مسی دارم ادامه میدم . همین چند روز پیش در خواست یه دختر در خصوص همخونه شدن رد کردم چون نیت کار مسجل بود برام .

    از خدا میخوام به واسطه هر قطره اشکی که ریختم به هر طریق ممکن که شده منو در خصوص این ازمایش و رنجی اینچنین سخت آگاه کنه . یا اگر ناخواسته مرتکب گناهی شدم به واسطه این رنج و سختی از من بشوره و دوباره منو پاک کنه .
    ممنون از دوستان بخصوص روزبه عزیز که تمام پست های خودمو برای خودم تکرار کرد تا خودمو تو آینه خودم بببینم تا بتونم حجاب از موهای سرم بگیرم و رنگ سفید تجربه حاصله از این درد با نگاهم لمس کنم .

    خودمم نفهمیدم چی گفتم و چی نوشتم . انگار یکی به زبونم میداد و من فقط تایپش میکردم






    خدای مهربون از من ناراحت نشو و منو به حال خودم رها نکن خودت میدونی که من ناشکرت نیستم فقط دلیلشو ازت میخوام بدونم چرا ؟ تو بارها بارها منو از خیلی از وقایع وقوع ها از کودکی آگاه میکردی چه به دلم انداختی چه به خوابم گماشتی . اینم آگاهیشو جلوتر بهم دادی ولی علت این عذاب نفهمیدم. چرا با اصل زندگیم . من که چیز زیادی ازت نمیخوام . حکمتشو میخوام بدونم . اگه برمن آشکار هم نکنی بازم از در خونت رو بگردون نمیشم . ولی بدون تا نگی اوضاع همینه کاری میکنم که تموم شفیعانت از ائمه گرفته تا شهدا همه هروز اسم منو تو آسمونت بخونن . منتظر دادخواست شکایت من در شب یلدا بلندترین شب بندگی و در شب شهادت حضرت محمد ص وامام حسن ع در حرم آقام امام رضا ع باش . امسال حضرت مسیح هم تو حرم امام رضاست . و تولدشو بعد شهادت امام رضا اونجا جشن میگیریم من هتلمو رزو کردم هندونه و انار هم خریدم .سنگ جلو پام بندازی خودمو میکشم و از آتیشتم نمیترسم . بدروووود



  4. 10 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), asal2013 (شنبه 15 آذر 93), meinoush (چهارشنبه 28 آبان 93), rayehe (چهارشنبه 28 آبان 93), roozbeh220 (چهارشنبه 28 آبان 93), واحد (سه شنبه 04 آذر 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), تیام (چهارشنبه 28 آبان 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  5. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    من در جلوی فامیل پدریش قسم خوردم که در خواست طلاق ندم از اون گذشته چون تو مهریه خریت کردم تو بد دردسری خواهم افتاد و شرایط در خواست طلاق از طرف من کاملا به ضرر من خواهد بود .
    قسم و این چیزا رو ول کن. الان ببین چی کار باید بکنی واسه خودت به فکر خودت باش

    پارسا اگه خیلی بهت داره فشار میاد واسه پیدا کردن دلیل فعلا یه دلیل پیدا کن به خودت بگو دلیلش اینه! حتی اگه هم دلیل نبود واقعا. اروم میشی.
    یادته من ته تاپیکم دلیل نوشتم. البته واقعا خوشگل نیستم. اما این کافی نیست واسه وضع موجودم اما واسه اروم کردنم کافی بود!

    اگه حکمت پیدا نکردی خوب به خودت بگو شاید خیریت قصه واسه یک نفر دیگه بوده. نه تو.
    من خیلی از اوقات خیریتی توی مشکلات واسه خودم نمیبینم. اما به نظرم مشکلات من گاهی واسه دیگران خیریت داره. مثلا همینی که دوستش داشتم دوستم نداشت به نظرم اعتماد به نفسش کم شده بود! حالا دید یه بی نوا پیدا شده دوستش داره اعتماد به نفسش رفته بالا!! حالش خیلی بهتر شده. اما با نفوذی هم هست و حالا که حالش بهتر شده می تونه بیشتر به بقیه کمک کنه!! خوب اینجا من یه نفرم ولی اون و کسایی که بهشون می تونه کمک کنه خیلی زیادتر از منن که یه نفرم! پس درد کشیدم واسه خیر دیگران! این میشه حکمت که دنبالشی!!

    خیلی چیزای دیگه هم هست اینطوریه واسه من. توی زندگیم. اگه واقعا دنبال جوابی یه جواب به خودت بده اروم شی.

    در کل به نظرم اینکه نمی تونی رسما جدا شی اعصابتو به هم ریخته. شرایط و مهریه و این چیزا رو نمی دونم چطوریه. شنیده بودم قسط می بندن. اما نمی دونم واسه تو چطوریه که انقدر اذیتت می کنه. مشورت حقوقی می گی گرفتی.

  6. 10 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), parsa1400 (چهارشنبه 28 آبان 93), rayehe (چهارشنبه 28 آبان 93), roozbeh220 (چهارشنبه 28 آبان 93), sanjab (جمعه 30 آبان 93), کیت کت (چهارشنبه 28 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), تیام (چهارشنبه 28 آبان 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    شما گناه نکردی !!!!!! فقط و فقط و فقط اشتباه کردی همین!!!! هیچ دلیل دیگه ای وجود نداره به جز عمل خودتون.

    انتخابتون از روی احساس و دور از منطق بود.

    عملکردتون اشتباه و به دور از اصول عقلانی بود.

    نتیجه اش را هم دیدید. کاملا مشخصه که انتخاب مسیر اشتباه و راهی شدن در این راه، نتیجه ای جز مقصد اشتباه نخواهد داشت. شک دارید؟

    پس هیچ ربطی به خدا و ائمه و پیامبران نداره!!!!

    حق ندارید از خدا شاکی باشید. خدا قرار نیست بیاد پایین و شما رو به راه راست هل بده!!!!. این طور نیست؟

    خدا به شما حق انتخاب داده بود و شما هم انتخاب کردی !!!! خدا به خاطر وجود نعمت عقل چنین اختیاری رو به انسان ها واگذار کرده و گرنه اگه قرار بود

    خودش همه چیز رو به آدم بگه اونوقت که دیگه وجود اختیار مسخره بود!!!!

    پس از گله کردن به درگاه خدا دست بردارید و به جاش با اصول عقلانی و دنیایی به دنبال راه حلی برای مسئله تان باشید. وگرنه روزهای سخت تری در

    انتظار شماست.

    موفق باشید.

  8. 6 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 28 آبان 93), parsa1400 (چهارشنبه 28 آبان 93), کیت کت (چهارشنبه 28 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    پارسا!
    اون اشتباه رها کن.خودت عادت بده بهش فکر نکنی.......تو یه کتاب خوندم که وقتی خیلی ناراحت یه موضوع هستی با خودت بگو چقدر ارزش فکر کردن داره؟!!!!!خوب همون قدر فکر کن بعد رهاش کن!....بزار تموم بشه. من دارم رو این روش کار میکنم.خوب سبک تر شدم.
    فقط پست های طولانید من نگران وضعیت روحیت میکنه.تو مرد خوب و مهربونی هستی دست از سر خودت بردار.بابا اون خانوم رفته تو هنوز داری دست و پا میزنی و تقلا میکنی.منم با مینوش موافقم!قسم ول کن!خدا هم راضی نیست اسم تو مجوزی برای گناه اون و درد بیشنر تو باشه.

  10. 10 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), asal2013 (شنبه 15 آذر 93), meinoush (چهارشنبه 28 آبان 93), paiize (جمعه 30 آبان 93), parsa1400 (چهارشنبه 28 آبان 93), واحد (سه شنبه 04 آذر 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), تیام (چهارشنبه 28 آبان 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1393-7-01
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    7,023
    سطح
    55
    Points: 7,023, Level: 55
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    861

    تشکرشده 293 در 87 پست

    Rep Power
    34
    Array
    سلام...
    این درسته که من تو موقعیت شما نیستم اما به سهم خودم درکتون میکنم .....فقط خواستم اینو بگم که.....تا حالا فک کردی این از خوشبختیه توهه که وقتی میری درگاه خدا بدهکار نیسی ؟! اینکه روت میشه بگی خدایا چرا من؟! من که ی نگاه بدم نداشتم؟!!!! اینکه طلبکاری؟ فک کن قضیه برعکس بود و انقد بدهکاررر بودی که هیچ حرفی واس زدن نداشتی؟! جدا اونوقت چجوری خالی میشدی؟؟!! اینو با گوشت و پوستم درک کردم تو زندگیم......دعای همه ی ماها پشت سرته.....مطمئن باش دوباره روزای خوشت میان....وقتی به سخت ترین لحظه ی زندگیت رسیدی اون اوج اوج سختیت خوشحال باش که خوشیات نزدیکه...مگه نه اینکه همیشه سپیده ی صبح بعد از تاریک ترین و کورترین نقطه ی شب میزنه....دیدی تو قرآن هرجایی که اسم از ظلمت و تاریکی و سختی آورده بعدش دم از راحتی و آسایش زده....اونجا که یوسف تو ظلمت و تاریکی چاه بود....اونجا ک یونس تو ظلمت دل نهنگ و دریا.....و بعدش بود که یکی شد عزیز مصرو دیگری مقرب دوباره ی درگاه خدا......
    مطمئن باش همین روزاست که صبح زندگیت از راه برسه....:)

  12. 10 کاربر از پست مفید rayehe تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 28 آبان 93), meinoush (چهارشنبه 28 آبان 93), parsa1400 (چهارشنبه 28 آبان 93), Quality (جمعه 15 تیر 97), sanjab (جمعه 30 آبان 93), کیت کت (چهارشنبه 28 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), تیام (چهارشنبه 28 آبان 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  13. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط rayehe نمایش پست ها
    سلام...
    این درسته که من تو موقعیت شما نیستم اما به سهم خودم درکتون میکنم .....فقط خواستم اینو بگم که.....تا حالا فک کردی این از خوشبختیه توهه که وقتی میری درگاه خدا بدهکار نیسی ؟! اینکه روت میشه بگی خدایا چرا من؟! من که ی نگاه بدم نداشتم؟!!!! اینکه طلبکاری؟ فک کن قضیه برعکس بود و انقد بدهکاررر بودی که هیچ حرفی واس زدن نداشتی؟! جدا اونوقت چجوری خالی میشدی؟؟!! اینو با گوشت و پوستم درک کردم تو زندگیم......دعای همه ی ماها پشت سرته.....مطمئن باش دوباره روزای خوشت میان....وقتی به سخت ترین لحظه ی زندگیت رسیدی اون اوج اوج سختیت خوشحال باش که خوشیات نزدیکه...مگه نه اینکه همیشه سپیده ی صبح بعد از تاریک ترین و کورترین نقطه ی شب میزنه....دیدی تو قرآن هرجایی که اسم از ظلمت و تاریکی و سختی آورده بعدش دم از راحتی و آسایش زده....اونجا که یوسف تو ظلمت و تاریکی چاه بود....اونجا ک یونس تو ظلمت دل نهنگ و دریا.....و بعدش بود که یکی شد عزیز مصرو دیگری مقرب دوباره ی درگاه خدا......
    مطمئن باش همین روزاست که صبح زندگیت از راه برسه....:)

  14. 4 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    roozbeh220 (پنجشنبه 29 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), تیام (چهارشنبه 28 آبان 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93)

  15. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    دوستان سلام و ممنون

    مینوش من گناه شکست عرش خدا رو به گردن نمیگیرم حالاکه اون منو نمیخواد خودش باید اول اسم طلاق بیاره و درخواست بده . بمیرم .. قلبم تیکه تیکه بشه من درخواست نمیدم .

    مهریش تقسیط شده ماهانه یه ربع سکه باید بدم حدود ماهیانه 270 تا 300 تمون و 3 تا سکه هم اولش باید بدم همین

    من تو خونه کم کمش باید ماهی 500 1م خرج میکردم برا خودش جدا . مبلغ مهرش برام مهم نیست و از لحاظ مالی به من اصلا فشاری نیست . من تا الان پیش خدا طلب مال نکردم حتی روزیکه موتورم رفت من میخندیدم و همسایه ها گریه میکردن برا همینم پیدا شد . چون خدا دید من برام مهم نبود و آزمایشش با شکست مواجه شد دستش رو شده برام

    مینوش نمیفهمم یعنی واقعا یه دختر یه جانشسته و داره برا خوشبختی خودش دعا میکنه و خدا هم به واسطه دعای اون زندگی منو از هم پاشید که دعای اون دختر مستجاب کنه . یعنی دعای اون دختر انقدر قوی....................یه

    باشه مینوش سعی میکنم یه دلیلی برا خودم پیدا کنم و دست از سر خودم بردارم . مینوش بابت پست مرکز دایره ممنون فرصت نکردم برا اون قضیه تشکر کنم . خیلی زیبا بود و آموزنده

    تیااااام سلام

    خوبی؟ سرت شلوغ شده خبری ازت نیستا . ولی ممنون که میایی و از من سر میزنی .

    تیام ممنون .اینکه گفتی روزهای سختری در انتظارته خندم گرفت از اینم بدتر قرار بشم ()

    تیام حرفاتو قبول دارم اشتباه خودمو قبول دارم. ولی من فقط عدم علاقه خانوادمو زیر پا گذاشتم و خداییش تو این زمینه بعد ازدواج تلاش زیادی کردم تا اونو پیش خانوادم سربلند نگه دارم تا قبولش کنند و به خوبیش پی ببرن خدا شاهده به نتایج خوبی هم رسیدم .
    از طرفی چطور میشه به زات واقعی یه دختر در زمان آشنایی ویا ازدواج پی برد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من چیو باید میددم که ندیدم .
    درشت بودن همسرم بماند .

    ایکاش پام میشکست ایکاش آدرس این تالار میداشتم . من برا ازدواج با کسی مشورت نکردم مشاوره نرفتم .............
    یه چیزایی پیش اومد که الان به معنای اون رفتار های همسرم در هنگام ازدواج پی میبرم .

    بعضی موقع ها بدترین مسایل ذهنمو فرا میگیره . یه چیزایی به ذهنم میزنه که باورتون نمیشه . از موضوع تدلیس در بکارت گرفته تا مساییل بدتر دیگه . ولی دوباره آروم میگرم به خدا پناه میبرم از دست شیطون . این روزا کی تمومیشه تیام کی؟؟؟؟؟؟

    کیت کت سلام و ممنون
    بانو به خدا من ترسی ندارم و مشکلی نیست چه استفاده نام من براش داره این چه کاریه ؟؟ همسر من ساده ست به خدا عقلم نداره میخواد بشینه ماهی 250 ت ازمن بگیره خب چون پدرش فوت کرده و بیمه داره بعد طلاق از من بهش دوباره تعلق میگیره حدود 290 بهش میدن .

    اصلا این پول که براش ارزشی نداره پس هدف پول نیست پس چیه؟؟؟؟؟/ به خدا فقط میخواد من بمیرم بیمه منو کامل بگیره نمیدونم والا موندم
    ممنون بانو چشم
    از نگرانی هاتون ممنون
    بانو رایحه خیلی ممنونم . چرا بانو من تو بعضی مساییل به خدا بدهکارم و خدا ازم طلب داره ؟ . از همدردیتون ممنون . خدا نکنه روزی قد سر سوزن این درد منو حس کنی . خیلی درد داره




    میبینی خدا جون چه حرفایی بهم میزنن اینا نبودن اینا نمیدونن تو که بودی مگه قبل ازدواج نیومدم در خونت گفتم صلاحم اگه هست دلمو بدم دستش اگه نیست ندم . مگه ازت کمک نخواستم . خاستگاری من از پریسا 18 ماه طول کشید فقط 6 ماه دوره آشنایی داشتیم خب چرا تو اون 18 ماه چشمو باز نکردی یه نشونه جلوم نذاشتی . خب اصلا هچی عیبی نداره حالا که اوضاعمو میبینی خب چرا بهم آرامش نمیدی چرا داری عذابم میدی چرا بهم تحمل این درد نمیدی چرا تمومش نمیکنی .مگه همچی دست تو نیست . نکنه بازی ادامه داره نکنه جدایی در کار نیست . هاااااااااا . من نمیدونم خدا خودت میدونی بازم صلاحم دست خودته ولی زمان رویت حکمت این موضوع کمتر کن . و هر جور که خودت میدونی یه زندگی بی دغه دغه رو برام فراهم کن که توش خیانت بی وفایی نباشه . دیگه بسمه خواهش میکنم خواهشش میک ن م.................
    ویرایش توسط parsa1400 : پنجشنبه 29 آبان 93 در ساعت 01:21

  16. 8 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    asal2013 (شنبه 15 آذر 93), meinoush (پنجشنبه 29 آبان 93), paiize (جمعه 30 آبان 93), rayehe (پنجشنبه 29 آبان 93), roozbeh220 (پنجشنبه 29 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), سوده 82 (پنجشنبه 29 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  17. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1393-7-01
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    7,023
    سطح
    55
    Points: 7,023, Level: 55
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    861

    تشکرشده 293 در 87 پست

    Rep Power
    34
    Array
    قطعا اون سر سوزن رو دیدم تو زندگیم و دردش هنو تو تنمه ولی حالا که میبینم وضعیت شمارو بعد از ازدواج و اینکه الان تحملش سخت تره آروم تر شدم...خیلییی آروم تر....و این همون دلیلیه که مینوش میگه شاید!!!! یکی از دلیلاش آدمای مثه من و کیت کت تو این تالاره....

  18. 5 کاربر از پست مفید rayehe تشکرکرده اند .

    parsa1400 (پنجشنبه 29 آبان 93), roozbeh220 (پنجشنبه 29 آبان 93), آرام دل (چهارشنبه 05 آذر 93), سوده 82 (جمعه 30 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)

  19. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 خرداد 98 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1387-6-22
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    8,904
    سطح
    63
    Points: 8,904, Level: 63
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 80 در 36 پست

    Rep Power
    37
    Array
    با سلام / من تاپیکهای شما رو میخونم ......... دعا میکنم خدا حالتو خوب کنه .....
    خداوندا! دستم را گرفته اي ... مگذار دستت را رها كنم ...

  20. 5 کاربر از پست مفید winter تشکرکرده اند .

    parsa1400 (پنجشنبه 29 آبان 93), rayehe (پنجشنبه 29 آبان 93), roozbeh220 (پنجشنبه 29 آبان 93), سوده 82 (جمعه 30 آبان 93), شیدا. (جمعه 30 آبان 93)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترمیم و التیام شکست عاطفی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 شهریور 95, 13:06
  2. ایامیخواست بااحساساتم بازی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط matinalone در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 مرداد 92, 18:30
  3. چگونه یک نشست زناشویی ترتیب دهیم
    توسط baby در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 آذر 91, 16:00
  4. ترمیم و التیام شکست عاطفی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 مهر 88, 18:40
  5. +اگه یه روز یکی دلتون رو شکست..بهش چی میگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط asheqh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 36
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 اردیبهشت 88, 15:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.