به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 71
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    سلام دوستای عزیز خودم!

    وای راست میگید از این دید بهش نگاه نکرده بودم٫چیکار کنم این فاصه منو ابنطوری کرده! میخوام باهاش صمیمی بشم ولی میترسم علی بزنه تو ذوقم!!!
    میدونم اینجا هم باید حد تعادل رو حفظ کنم و من واقعا اینجور که بی نهایت عزیزم و زندگی موفق مهربونم توضیح دادن اصلا بهش نگاه نکرده بودم! باید واقعا تمرین کنم تا دوباره این سردی رو کم کنم و به حد تعادل برسونم!

    اتفاقا پنجشنبه بعد از مهد پارمیدا باز مثل همیشه دم پنجره تا صداش کرد امد و گفت برید خونه من دارم غذا میزارم بعدش خودم میام پیشتون! پارمیدا گیر داده بود نه تو نمیخواد بیای من میام بالا خونه تو بازی٫میخوام پیش تو نهار بخورم! علی هی گفت نه برو من میام خونه! ( از اصرارش فهمیدم که میخواد بیاد خونه که پیش من هم باشه٫وگرنه میگفت باشه پارمیدا بیا بالا و بعد شب پارمیدارو میاورد و مثا ماه پیش میرفت!) بهم گفت ببین خودش میخواد بیاد اینجا! ولی بعدش سریع گفت من دارم غذا واسه شب که کار میرم میزارم درست کردم باهاش میام!

    خلاصه من رفتم خونه و اونها یک ساعت بعد امدن. دیدم سریع امد تو و معمولی رفتار میکرد٫بد از چند دقیقه دیدم رفته تو دستشوی داره شیلنگ دستشوی رو درست میکنه ( آخه ورداشته مثل ایران واسه دستشویمون شیلنگ نسب کرده) گفت سوده بیا این و بیار اونو بیار٫فکر میکنم نمیخواست دست به کشوها بزنه که به من گفت٫چون همیشه خودش هرچی میخواست واسه تعمیر ورمیداشت! منم از عمد کمی طول دادم٫دیدم خودش امد گفت همون جای همیشگی مگه نیست گفتم حتما دیگه! خندید و رفت کارشو تموم کرد! دراز کشید تو اتاق پارمیدا باهم بازی کردیم و خندیدم منم دیگه پیششون بودم ولی باز باهام کم صحبت کرد و نگام هم زیاد نمیکرد!علی کاملا عادی رفتار میکرد با پارمیدا و من کلی حض میکردم که باهم میخندیدم!!!
    شب که میخواستم به پارمیدا شام بدم بهش گفتم واست غذا بیارم با پارمیدا باهم بخورید٫گفت خیلی ممنون اگه سیر نبودم حتما میخوردم ولی سیرم تو غذای پارمیدارو بده من الان میام و رفت بیرون! بعد از یه ۱۰ دقیقه ای با یه ظرف پر از انار های دون شده امد با دو سه تا انار دیگه گفت واسه شماست!خوب شیدا جون میدونن اینجا انار مثل ایران فراون نیست مگه اینکه بری مغازه ترکها بخری همه جا نیست٫ جالبیش این بود که واسمون دون کرده بودش٫قربونه دستاش بشم!
    کمی نشست و منم سنگ تموم گذاشتم واسش ولی باز حس میکنم کمی رسمی بودم باهاش٫نمیدونم چطوری از این حالت در بیام٫شاید به قول فرشته اردیبهشت گلم باید زمان سپری بشه تا گرم بشیم با هم٫ تا کمی از این سر سنگینی در بیایم!
    امروزم پای تلفن پارمیدا پرسید بابا کی میای واسه همیشه پیشمون گفت میام میام! قراره فردا هم بیاد شب پیشمون بخوابه! ۱۰۰٪ میره اتاق پارمیدا اونجا بخوابه٫بدیش یا نمیدونم خوبیه ولی پارمیدا از وقتی علی رفته تو تخته ما بقل من میخوابه٫ نمیدونم حاضره مثل قبلنها که پارمیدا وسطمون میخوابید بیاد تو تخت یا نه!!!

    اصلا نیدونم چجوری باهاش رفتار کنم!!
    از سر کار که فردا صبح بیاد تا ۳ بعد از ظهر خوابیده٫نمیدونم بهش بگم از نهار بیاد یا نه٫نمیدونم والا؟!
    یا بزارم خودش هر وقتی دوست داره بیاد؟!
    راستی دوستان من باز گهگداری بهش پیام عاشقونه بدم یا اینکه بسته دیگه ابراز عشق؟! از طرفیهم فکر میکنم اگه دیگه اصلا پیامهای عشقولانه ندم علی تو خودش بگه سوده دیگه خیالش راحته من برمیگردم واسه این اون پیامهاش واسه جلب توجه بوده؟!

    دوستای مهربونم از تک تک شما عزیزای دلم متشکرم که واسم پست میذارید و کمکم میکنید! راستش از طرفیهم اخرین توصیه بالهای صداقت همیشه آویزه گوشمه نباید وابسته به کسی بود حتی به بچم!
    فهمیدم و واقعا درک کردم که تنها عشق به خدا منو کفایت میکنه و تنها خودش فریاد رسمه! هیچوقت ایت احساسو به خدا نداشتم٫همیشه میگفتم خدا جونم علیمو برگردون عاجزانه ازش خواستم و الان ازش میخوام خودشو هیجوقت ازم دور نکنه چون خودش بستمه!
    بالهای صداقت هم اینو میخواست حالیم کنه که تنهل دلبستگیت و وابستگیت به خدا باشه و بس
    آرزو دارم،
    فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
    تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
    و امضاء خداوند بزرگ پای
    تمام آرزوهایت

  2. 16 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (یکشنبه 18 آبان 93), del (چهارشنبه 21 آبان 93), fahimeh.a (یکشنبه 06 تیر 95), meinoush (یکشنبه 18 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), paiize (یکشنبه 18 آبان 93), واحد (یکشنبه 18 آبان 93), نیکیا (یکشنبه 18 آبان 93), نیکا 55 (یکشنبه 18 آبان 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 18 آبان 93), آرام دل (یکشنبه 18 آبان 93), دختر بیخیال (یکشنبه 18 آبان 93), شمیم الزهرا (یکشنبه 18 آبان 93), صبا_2009 (یکشنبه 18 آبان 93)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام سوده جون
    خیلی خیلی خوشحالم واست....
    امروزکه اومدم تالارازصبح فقط دارم تاپیکهای خوب میبینم خداروشکر...ایشالله همیشه همینطورباشه

    کارت عالیه فقط واسه دادن پیام...میتونی وقتی سرکاره یاخونست بهش بگی کاش الان اینجابودی دلم میخوادیه دل سیرببینمت!!بگودلم میخوادتلافی این دوری روهم ازدل توهم خودم دربیارم!!
    یامثلا بگوچشم انتظارم بیای و....
    سوده میتونی حتی بهش بگی میدونم که دل توهم واسه من تنگ شده...چون من خیلی بی قرارتم پس توهم حتما همینجوری!!

    سوده جون علی برگشته...خودش هم دوست داره دیگه توی خونه راحت باشه پس توهم راحت باش
    سعی کن خلوتهای دونفره هم داشته باشین...

    - - - Updated - - -

    راستی اینقدربهش نگوواسه ناهاربیااینجا!!!که فک کنه فقط نگران غذاشی!!

    بهش بگوبیا اینجاپیشمون!!باهم باشیم...یاوقتی میادمیخوادبره غذابهش بده ببره بگونمیخوام بیشترازاین خسته بشی وبخوای غذادرست کنی...
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  4. 10 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (یکشنبه 18 آبان 93), meinoush (یکشنبه 18 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), parsa1400 (دوشنبه 19 آبان 93), واحد (یکشنبه 18 آبان 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 18 آبان 93), دختر بیخیال (یکشنبه 18 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  5. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خیلی خوبه فقط سعی کن صمیمی تر باشی تو چشماش بیشتر نگاه کن و عمیق نگاه کن لبخند بزن
    شب دور و برش باش تا خودش بگه پیش هم بخوابیم تو هم سنگ تموم بذار
    راستی امشب یه طور متفاوت و بخصوص به خودت برس
    و خواهش می کنم اصلا مهمون دعوت نکن
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  6. 10 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (یکشنبه 18 آبان 93), meinoush (یکشنبه 18 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), paiize (دوشنبه 19 آبان 93), واحد (یکشنبه 18 آبان 93), نیکا 55 (یکشنبه 18 آبان 93), دختر بیخیال (یکشنبه 18 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  7. #34
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    نمی دونم نظرم درست باشه یا نه
    فکر می کنم الان که میاد پیشت می تونی از تعداد پیامک هات کم کنی و انرزی و احساستو حضوری با رفتارات نشون بدی
    همینکه به خودت و ظاهرت خیلی برسی همینکه هیجان زده و خوشحال باشی و با شادی نگاهش کنی
    همین چیزا هم محبت ابراز کردنه دیگه
    اونوقت دور بود ازت کار دیگه ای جز پیامک نمیشد. الان نزدیکه می تونی
    پیامک هم بفرست اما کمتر. محتواش هم بهتر و عاشقانه تر کن
    موفق باشی

  8. 8 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (یکشنبه 18 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), paiize (دوشنبه 19 آبان 93), نیکا 55 (یکشنبه 18 آبان 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 18 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 بهمن 93 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1393-7-28
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    308
    سطح
    6
    Points: 308, Level: 6
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    146

    تشکرشده 47 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام سوده جونم

    به نظر منم از تعداد پیامهای عاشقونت کم کن . و سعی کن حالا که میبینیش بیشتر عشقتو در نگاهت و عملت بهش نشون بدی .

    در مورد جای خوابش هم تو هیچ نظری نده و هیچی نگو صبر کن ببین خودش کجا تصمیم میگیره بخوابه . هر جا رو انتخاب کرد تو با لبخند قبول کن .

    اگرم پیش تو خوابید و بهت بی محلی کرد ( بهت دست نزد ) ناراحت نشو بدون هنوز آمادگیشو نداره . بدون که تا همینجاشم خیلی خوب پیش رفتی .

  10. 8 کاربر از پست مفید نیکا 55 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (دوشنبه 19 آبان 93), meinoush (یکشنبه 18 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), paiize (دوشنبه 19 آبان 93), zendegiye movafagh (دوشنبه 19 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام سوده خانم
    خیلی وقت بود خبری نداشتم از پیشرفتت (فرصت نمی شد سر بزنم به تالار)
    ولی ظاهرا کارت عالی بوده
    خوت دیگه یه پا مشاور شدی
    فقط می تونم بگم که حالت شما مثل وتا جوان تازه عاشق شه نیست که به سرعت علی جذبت بشه
    چون خاطرات تلخ قبلی هنوز جلوی چشمشه و رو وضعیت جدی سایه میندازه پس عجله نکن
    باید همین راهو ادامه بدی تا کفه ترازوی سوده جدید سنگینتر از سوده قبل بشه و سوده قبل بره زیر سایه سوده جدید
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    سلام سوده خانم
    خیلی وقت بود خبری نداشتم از پیشرفتت (فرصت نمی شد سر بزنم به تالار)
    ولی ظاهرا کارت عالی بوده
    خوت دیگه یه پا مشاور شدی
    فقط می تونم بگم که حالت شما مثل وتا جوان تازه عاشق شه نیست که به سرعت علی جذبت بشه
    چون خاطرات تلخ قبلی هنوز جلوی چشمشه و رو وضعیت جدی سایه میندازه پس عجله نکن
    باید همین راهو ادامه بدی تا کفه ترازوی سوده جدید سنگینتر از سوده قبل بشه و سوده قبل بره زیر سایه سوده جدید
    موفق باشی

  12. 8 کاربر از پست مفید آونگ تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (دوشنبه 19 آبان 93), del (چهارشنبه 21 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), paiize (دوشنبه 19 آبان 93), zendegiye movafagh (دوشنبه 19 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  13. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    سلام به همه مهربونهای خودم٫

    قربونت برم پاییزه گلم ایشالا یه روزی تو همین روزا بیای تو یه خبر خوش برامون بیاری عزیزم٫باور کنید بی صبرانه منتظر خبرهای خوش تک تک شما دوستای گلمم!
    دقیقا پاییزه عزیزم علی تو خونه حسابی راحته٫جلوی من دراز میکشه٫بازی میکنم و کلا من کمی هنوز نمیتونم از این حالت جدا بشم! حتی میترسم بهش بگم عزیزم! قبلنا اصلا علی صداش نمیزدم٫حالا هی میگم علی جان( راستش جان هم خودش خیلی سنگینه به همسرم بگم) علی خالی که میگم احساس بهتری دارم!
    یا وقتی میخوام واسش چیزی بیارم میترسم بپرسم٫میترسم بگه نه نمیخوام!!!

    دیروز زنگ زد گفت من دارم میام٫ با پارمیدا داشت حرف میزد که پارمیدا خانوم من کارو خراب کرد گفت بابا میخوام ولی بیام تو خونه تو بازی کنم نه اینجا٫علی گفت بابا اونجا خوبه بزرگه باهو بازی میکنیم٫همه اسباب بازیهاتم اونجاست! پارمیدا حسابی اصرار کرد (تازگیها همش روی حرف خودش پا فشاری میکنه٫اگرم بگی نه گریه میکنه یا حرس میخوره) علی هم نخواست حرف پارمیدا باشه گفت اصلا میام دنبالت باهم بریم بیرون! من که حسابی ناراحت شدم( گفتم الان میاد دنباله پارمیدا و من باید باز تنها خونه باشم٫میدونستم که علی هیچوقت نمیگه بیا تو هم بریم) خلاصه لباسهای پارمیدارو پشوندم و علی پ.م. داد سوده دوست داری تو هم باهامون بیای؟! من نیم ساعت دیگه میام حاض باشید!
    منو میگی میخواستم داد بزنم از خوشحالی و حسابی خدارو شکر کردم!
    امد و ما رفتم به یه سالن بازی٫ خیلی خوب بود و خوش گذشت باهم تو بالا رفتن از سخره مسابقه میدادیم و علی هی از قصد دستشو بهم میزد منم همینطور و همش منو نگاه میکرد منم قایمکی نگاش میکردم! پارمیدا هم ازمون سف درست کرده بود اول خودش بالا میرفت پشتش علی و بعد من! تا من جلو میزدم علی یواش هولم میداد عقب! کمی یخمون باز شده بود ولی هیچکدوممون جرات نکردیم بهم دست بدیم یا همو در آغوش بگیریم و صمیمی بشیم باهم!
    بعدشم که امد ما رو رسوند و ماشینو پارک کرد که بیاد بالا که پارمیدا گفت بابا بیا یکم بازی کنیم بعد برو خونت! انگار آب یخو رختند رو علی! من گفتم نه پارمیدا بابای میخواد امشب پیش ما بخوابه٫تورو بقل کنه و لالا کنه!

    پامی خوشحال شد و امد بالا٫ شام که خوردن علی گفت مثل همیشه دست پختت عالی بود ولی دیر وقته من برم دیگه پارمیدام فردا مهد داره! پارمیدا اصرار کرد یکم بازی کنیم بعد برو! خلاصه بازی کردیم بازم خودش همه کارای پارمیدا کرد(مسواک و لباس خواب بپوشونه و آماده خوابش کنه) خوابوندتش و گفت سوده من دیگه میرم! گفتم بمون شب٫گفت دیره دیگه میرم! تشکر کرد واسه دیروز و من هم ازش تشکر کردم و همینجوری رفت!
    من بعد از یک ساعتی واسش نوشتم:مهربونم باز هم ممنونم٫نمیدونی چقدر خوشحالم کردی که امروز رو باهم بودیم!شب بخیر عزیز دلم٫خوب بخوابی بهترینم! گفتم ۱۰۰٪ باز هم جواب نمیده! نوشت ممنون از تو! پارمیدا اگه بیدار شد گفت بابا کجاست٫بگو رفته سر کار! ( از من میخواد به دخترم دروغ بگم) گفتم باشه!

    زندگی موفق عزیزم وقتی آخر پستتونو خوندم حسابی خندم گرفت٫که نوشته بودید مهمون دعوت نکن( فکر کنم بخاطر اون دفعه که خواهرم اینجا بود میگید)متاسفانه نشد سنگ تموم بزارم٫دعا کنید یخمون آب بشه!

    مینوش گلم چطوری عزیزم؟! بله درسته من هم دیگه کمتر پیام میدم بهش و سعی میکنم با نگاهم و رفتارم عشقمو نشونش بدم٫ممنونم ازت گلم!

    نیکای عزیزم همه چی خوب پیش میره گلم؟! امیدوارم همسر شما تا حالا برگشته باشه وخبرهای خوب خوب واسمون بیاری!

    به سلام آونگ عزیز٫خیلی وقته نبودید٫ ایشالا همیشه خوش باشید! بله به لطف راهنمایهای شما دوستانم تونستم پیشرفت داشته باشم٫واقعا اگه هر روز هم ازتون تشکر کنم بازم کمه!بله درسته٫حق با شماست!من تمام سعی خودمو میکنم که ترازوی من بیشتر از قدیمیه باشه!
    آرزو دارم،
    فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
    تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
    و امضاء خداوند بزرگ پای
    تمام آرزوهایت

  14. 14 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (سه شنبه 20 آبان 93), elham.e (چهارشنبه 21 آبان 93), fahimeh.a (یکشنبه 06 تیر 95), meinoush (چهارشنبه 21 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), parsa1400 (دوشنبه 19 آبان 93), نیکا 55 (چهارشنبه 21 آبان 93), مو فرفری (چهارشنبه 21 آبان 93), دختر بیخیال (سه شنبه 20 آبان 93), سپیده ی تاریک (سه شنبه 20 آبان 93), شیدا. (دوشنبه 19 آبان 93), شمیم الزهرا (سه شنبه 20 آبان 93)

  15. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    این لحظه ها خاطر انگیز ترین و شیرین ترین لحظه های عمرت خواهد بود ...................

  16. 8 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (سه شنبه 20 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), مو فرفری (چهارشنبه 21 آبان 93), مهربونی... (پنجشنبه 13 آذر 93), سوده 82 (سه شنبه 20 آبان 93), شیدا. (سه شنبه 20 آبان 93)

  17. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 اسفند 95 [ 02:31]
    تاریخ عضویت
    1393-7-11
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    3,032
    سطح
    33
    Points: 3,032, Level: 33
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    176

    تشکرشده 189 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سوده عزیزم سلام.
    خواهر گلم مبارکت باشه. همه این لحظه های شاد و نگاههای یواشکی و طبیدنهای قلبت مبارکت باشه.
    اینها همه هدیه خداست به شما به باداش تغییراتت. شما و علی آقا دوباره عاشق شدین. این بار خیلی عمیق تر و همراه با یک شاهد شیرین که بارمیداست.
    سوده حان من یک سوال دارم. میتونی برامون بگی کدوم تغییراتت بیشتر از همه علی اقا رو تحت تاثیر قرار داد؟ کی علی احساس کرد که میتونه به شما و تغییراتت اعتماد کنه.
    ممنون میشم اگه به این سوال جواب بدی. خیلی به من و شاید بقیه دوستان کمک می کنه. شما دیگه یه استاد تمامی.
    همیشه برات بهترینها رو ارزو می کنم. شما سزاوار یک زندگی گرم و شاد و عاشقانه هستی.

  18. 5 کاربر از پست مفید hafez2014 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (چهارشنبه 21 آبان 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), سوده 82 (چهارشنبه 21 آبان 93), شیدا. (چهارشنبه 21 آبان 93)

  19. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 22 بهمن 95 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-30
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    4,750
    سطح
    43
    Points: 4,750, Level: 43
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 916 در 198 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سوده عزیزم سلام
    عزیزم شما خیلی موفق بودی اینو همه دوستان فهمیدن. یادته علی حتی حاضر نبود دستش به دستت بخوره؟ یادته برای بردن پارمیدا به دکتر چقدر تلاش کردی راضیش کنی که باهاش بری اما قبول نمی کرد؟؟
    سوده جون اینجا هم شما باید از خودگذشتگی کنی. از خود گذشتگی کن و برخلاف همه احساس های بد و منفی که جلوتو میگیره تا بهش بگی عزیزم، به سمتش برو. با کلام نرمش کن و رابطتون رو هیجان انگیزتر کن. این کارت باعث می‌شه که علی از اشتباهات خودش پشیمون بشه و قدر شما رو بیشتر بدونه و براش با ارزش تر میشی. از پیش قضاوت منفی نکن. از کجا معلوم اگه شما یک قدم به طرفش بری، اون صد قدم به سمتت برنداره؟
    خب عزیزم اینجا هم مسئولیت با شماست! قدم اولو بردار. حرف زدنت رو صمیمانه تر کن. شک نکن بازتابش رفتار صمیمانه تر علی آقاته. یختو بشکن تا یخشو بشکنه.
    عزیزم شوهرته همون شوهری که برای برگردوندنش این همه صبوری کردی!
    حالا چی شده که می گی نمیتونم بگم عزیزم یا حتی جان گفتن برام سخته؟!
    سوده عزیزم فقط عشق و مهربونی تو میتونه اونو به آغوشت برگردونه. عزیزم 6 ماه زمان کمی برای سرد شدن روابط نیست! ببین شمایی که انقدر مشتاق برگشتنش بودی سخته برات بخوای باهاش ارتباط برقرار کنی!
    خودتو بذار جای علی! اون مصمم بود ازت جدا بشه! بهش حق بده از تو محتاط تر عمل کنه.
    پس اینجا هم خودت باید پیش قدم بشی. بهش بگو عزیزم و دیگه علی جان نگو. کم کم پیش برو.
    این روزها برات خاطره میشه گلم

    موفق باشی


    تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
    در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

    ویرایش توسط Kamelia-94 : چهارشنبه 21 آبان 93 در ساعت 10:18

  20. 6 کاربر از پست مفید Kamelia-94 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (چهارشنبه 21 آبان 93), khaleghezey (چهارشنبه 21 آبان 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), سوده 82 (چهارشنبه 21 آبان 93), شیدا. (چهارشنبه 21 آبان 93)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. پاسخ ها: 98
    آخرين نوشته: شنبه 05 مهر 93, 01:51
  3. تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد : لطفا همه دوستان نظر بدهند ممنون میشوم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: جمعه 03 مرداد 93, 03:23
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  5. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.