
نوشته اصلی توسط
paiize
دوست عزیزمیدونم خیلی متاسف شدین!!
امافکرمیکنی مادلمون میخواست اینجوری بشه!وقتی باهزارتاامیدوآرزوازخونه پدرمون اومدیم خونه همسرحتی یه درصدهم به این چیزهافکرنمیکردیم!!!
واسه من بارها این صحنه هابه وجوداومده حتی چندین روز خونه نشین شدم تاآثاراین کتکها بره'!!چندبارشده که به طلاق فکرکردم!!
امااگه قراره همه ماکه ازشوهرهامون کتک میخوریم طلاق بگیریم وبرگردیم خونه پدرمون که نمیشه!!فک کنم نصف بیشترزندگیها تموم میشه!!
وقتی بعدازدعوامیشینم فکرمیکنم میبینم منم کم مقصرنبودم واوضاع روباحرفهام بدترکردم!!وقتی میبینم میتونستم جوری حرف بزنم که یه چیزدیگه پیش میومد!...پیش خودم میگم طلاق بگیرم که بازدوباره بایه آدم دیگه ازدواج کنم وهمین اشتباهها روکنم و....
پس میجنگم واسه زندگیم...واسه خودم...واسه آینده ام.
علاقه مندی ها (Bookmarks)