به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 71

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    سلام دوستای مهربونم،
    دیگه دارید خجالتم میدید بخدا، من که کار مهمی نکردم!!! شما دوستان انقدر در حق من محبت کردید و منو به خودم رسوندید که هر چقدرم از شما دوستانم تشکر کنم باز کم کردم!

    Hazef عزیزم خجالتم نده گلم،مگه میشه آدم در برابر محبت شما محبت نکنه، من خودم هم به لطف نمیدونم کدوم خیر خواهی رنگم قهوه‌ای شد،ای کاش میدونستم کی بود،حدس میزنم خود مدیر محترم بودن!
    Hafez جانم امیدوارم که علی دوستم داشته باشه،همیشه بعد از اینکه شما دوستانم رو دعا میکنم بعدش از خدا کوچولو میخوام که تو چشمای علی دوباره برق عشق رو ببینم،اصلا تو چشام نگاه نمیکنه درست و حسابی! تا نگاه میکنه میخنده و بعد سریع با پارمیدا حرف میزنه!

    یاس عزیزم خیلی خوشحالم که داری زندگیتو به آرامش دعوت میکنی و با عشق و محبتت همسرت رو راضی نگه میداری! آرررره گلم ما به لطف خدا موفق میشیم، به قول بالهای صداقتم وقتی خدا بخواد که ما به خواسته دلمون برسیم٫به دنیا اعلام میکنه که تمام راه هارو واسمون باز کنند و هیچ چیز جلودارمون نخواهد شد!پس مطمعن باش ما هم میتونیم و به خواستمون انشالا میرسیم گلم!

    نیکا جونم چطوری گلی٫همه چیز بحمد ال.. خوبه؟! اتفاقا پارسال همین موقعه ها بود که با علی قهر کرده بودم و بوسیله پسر خالش که لطفه بزرگی در حقمون کردن و آشتیمون دادن ولی من با همون رفتارهای اشتباهم دوباره باعث نا رضایتیش شدم٫تقریبا ۲ماه آشتی بودیم بعدش رفت ایران و بعدشم که همتون میدونید٫یعنی منم هم همینو میخوام بگم تا وقتی ما خودمونو درست نکنیم و استمرار و پبات نداشته باشیم و این احساسات رو کنترلش نکنیم و یه تعادلی توش ندیم همین آشه و همین کاسه!!!
    خانومی الان همسرت میاد گهگداری به دخترتون سر بزنه؟!
    یعنی شما دیگه تو خونه خودت نیستی؟!
    اگه دوست داشتی البته جواب بده مهربونم!امیدوارم که دوباره در کنار هم به لطف خدای بزرگ بالا سر دختر گلت باشی عزیزم٫ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم!من هم خیلی دوستت دام و برای روزهای خوشبختیت دعا میکنم که زود برسند ایشالا!

    بچه ها علی رو دیروز باز بعد از مهد دیدیم٫خدارو شکر میخندید و با روی باز سلام کرد بعد کمی با پارمیدا صحبت کرد و گفت پارمیدا بعد زنگ بزن بابا! خلاصه ما رفتیم خونه دیدم خواهر کوچیکم ( ۲۶ سالشه البته) جلو در بود٫امده بود موهاشو رنگ کنه پیشه من!
    خلاصه بعد از غذا خوردن پارمیدا به همسرم زنگ زد و علی گفت من بعد میام خونه باهم بازی کنیم! پارمیدا حسابی خوشحال شد و قطع کرد!من گفتم بذار بهش بگم سارا اینجاست که یوقت ناراحت نشه!
    واسش نوشتم که سارا اینجاست و امیدوارم که مانع امدنت نباشه!وفکر کنم تا یک ساعت دیگه میره! نوشت کار دارم فعلا بعدا میام!
    وقتی امد سارا هنوز اینجا بود٫یواش امد تو گفت کی اینجاست گفتم سارا٫ دیدم یه جوری شد ( حالا خوبه سارا تا حالا آزارش به مورچه هم نرسیده و اصلا کاری به این کارا نداره) پارمیدا هم داشت کارتون میدید٫علی گفت پارمیدا بیا بریم اتاقت و اصلا تو پذیرای نیومد!پارمیدا هم کلید کرده بود میخواست کارتون ببینه!خالصه علی گفت اگه میخوای کارتون ببینی من میرم خونه و یه روز دیگه میام که وقت کنیم بازی کنیم! ( البته من درکش میکنم از ساعت ۴ صبح تا ۳بعد از ظهر سر کار بود رفته خونه غذا خورده کمی نشسته و امده بود با تمام خستگیش) رفتن بازی تو اتاق پارمیدا و من هم کمی رفتم پیششون بازی و کمی میومدم پیش خواهرم!خواهرم یک ساعتی بعدش رفت و ما با علی سه تای بازی کردیم ولی بازه کمی با هم سرد بودیم٫علی نه من !!!
    من ازش پذیرای کردم و میخندیدم! با پارمیدا حسابی بازی کرد و دوتای قش میکردن!
    خدایا صد هزار مرتبه شکرت که خنده رو روی لبهای دخترم برگردوندی و دل کوچیکشو باز شاد کردی! خدایا شکرت که باز به زندگیمون فرصتی داری میدی تا اینبار با ایمان قوی که بهت پیدا کردم زندگیمو با یاد و نامت یه استارت جدید بهش بزنم! این بار بهترین سعی خودمو میکنم! فقط ازت میخوام کمی دلش رو خواهانم کنی

    بچه ها میگم نکنه واقعا دوستم نداره٫میخنده و باهام کمی حرف میزنه ولی چطوری باهاش گرم بگیرم و صمیمی بشم?! شایدم کمی زوده٫آره فکر کنم زوده!!!تا دیر وقت پیشمون بود٫دید که پارمیدا خسته شده گفت من دیگه برم موقع رفتن هم صد دفعه خدافظی کرد ( مسخره بازی میکرد)!

    تمام مهارتهای ارتباطی رو دارم یاد میگیرم تا در موقع خودش ازشون استفاده کنم و مهارت گوش دادن!!! کنترل کردن احساسات هم که انقدر تمرین کردم با بابام٫چون بابام بیشتر وقتها عصبیم میکرد٫چون یه چیزو صد بار تکرار میکنه!!! ولی اونم دیگه کنترل میکنم و تا میاد شروع کنه حرفهای تکراری بزنه من سریع موضوعو عوض میکنم یا با ملایمت میگم بابا شما این موضوع رو گفته بودی( قبلا ها خیلی عصبی برخورد میکردم٫خدا اون روزهارو نیاره٫واه واه چی بودم)

    دوستای گله خودم باز هم به کمکهاتون نیازمندم تا علی رو با خودم صمیمی و گرم کنم,تا بتونم بیشتر باهاش حرف بزنم!!!
    آرزو دارم،
    فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
    تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
    و امضاء خداوند بزرگ پای
    تمام آرزوهایت
    ویرایش توسط سوده 82 : شنبه 10 آبان 93 در ساعت 13:56

  2. 11 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 22 آبان 93), asal2013 (شنبه 10 آبان 93), mohi (دوشنبه 18 اسفند 93), morteza2487 (سه شنبه 29 اردیبهشت 94), parsa1400 (شنبه 10 آبان 93), نیکیا (شنبه 10 آبان 93), نیکا 55 (یکشنبه 11 آبان 93), آرام دل (شنبه 10 آبان 93), دخترآفتاب (سه شنبه 25 آذر 93), سپیده ی تاریک (شنبه 10 آبان 93), صبا_2009 (شنبه 10 آبان 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. پاسخ ها: 98
    آخرين نوشته: شنبه 05 مهر 93, 01:51
  3. تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد : لطفا همه دوستان نظر بدهند ممنون میشوم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: جمعه 03 مرداد 93, 03:23
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  5. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.