به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 64
  1. #51
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    بری تو کوچه طرف قدم بزنی هم شد کار؟
    من به این نمی گم عشق.
    می گم ضعف.
    شیدا عزیز درست میگن
    این ضعف و میشه از راه های خیلی بهتر هم حل کرد.

    راهش این نیست که اینقدر خودتون و بیقرار نشون بدین.و تا این حد از خودتون بگذرین!
    از درس مورد علاقه
    از کار مورد علاقه
    از دست دادن موقعیت ها با رفتن به سربازی


    اگه اون دختر خانوم متوجه حال و روزتون میشد یا اینجا و میخوند بنظرم فقط حس دلسوزی نسبت بهتون پیدا میکردن.
    یعنی چی که بخاطرشون حتی حاضرین کارگری کنین؟ کارگری شغل بسیار شریفیست.

    اما این حرف و نباید یک جوون تحصیل کرده این مملکت بزنه!

    شما بهتره در آینده زمانی با ایشون روبرو بشین ، که ایشون به شما افتخار کنند! به اعمالی که انجام دادین افتخار کنند!

    بشینین فکر کنین ببینین ، قراره در آینده با چه شرایطی با دختر مورد علاقه اتون روبرو بشین و ایشون قراره چه شخصیتی و در مقابلش ببینه و بعنوان همسر آینده اش بپذیره!

    شما قراره در آینده چی بشین؟ از این عمر مفیدی که خداوند در اختیارتون قرار داده ، چند ساعتش مفید بوده! چند روزش بکارهای مفید گذشته نه کارهای بس بیهوده و صرفا زمان پر کن!!


    شما میخواین کسی بشین که دختر مورد علاقه اتون بهتون افتخار کنند و با افتخار همسرتون بشن یا نه از روی اکراه و حس دلسوزانه باهاتون ازدواج کنند!
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  2. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    pasta (چهارشنبه 30 مهر 93)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 اردیبهشت 00 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1393-4-16
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    6,820
    سطح
    54
    Points: 6,820, Level: 54
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 130
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 51 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saram نمایش پست ها
    حرف من اینه تا نتونستی خانوادتو راضی کنی تا از خودت مطمئن نشدی، دیگه سر راه این خانم قرار نگیر، دوباره فکرشو مشغول نکن. با احساسش بازی نکن.همین!
    من کاملا با شما موافقم. و اصلا نمیخوام فکرشو مشغول کنم. و تمام تلاشم هم در جهت اینه که اون این وسط آسیب نبینه.

  4. کاربر روبرو از پست مفید خوش خیال تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (چهارشنبه 30 مهر 93)

  5. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    قطعا خودکشی و دزدیدنش و تهدید پدر و مادرم و رفتار ای اینجوری درست نیست. چون اون دختر هم این چیزا رو قبول نمیکنه.
    آخه کی گفت اینکارهارو انجام بدین؟

    شما میتونین به همین کارکردنتون ادامه بدین!
    درکنارش وقتی میگین درس خوندن براتون مهمه ، خب در درستون هم میتونین موفق بشین!
    شما مگه نمیگین به رشته اتون علاقه مندین حتی دانشگاه ارشد قبول شدین اما نرفتین فقط بخاطر دختر مورد علاقه اتون!

    خب این حرف بنظرم خیلی مسخره میاد! این دختر فردا روز اینو بشنوه واقعا تاسف میخوره!

    شما اگه هدفتون ادامه تحصیل هست خب باید سعی میکردین از این طریق به موفقیت برسین ،مگه نمیگین رشته اتون بازار کار خوبی نداره!؟

    خب چرا از طریق ادامه تحصیل و درس خوندن نمیخواین موفق بشین ، استاد دانشگاه شدن هم کار سختیست، اما غیر ممکن نیست.
    از عمری که خداوند بهتون داده بهتره نهایت سعی و تلاشتون و بکنین!
    کاری کنین دختر مورد علاقه اتون اگه بعد 4 سال هم باهاتون مواجه شد ، متوجه بشه شما چقدر خوب از زمان و وقتتون نهایت استفاده و بردین.

    نه اینکه با یک جوون افسرده عاشق پیشه مواجه بشه که ببینه تو این مدت فقط فقط وقت تلف کرده! و هیچ ویژگی مثبتی نداره ، صرفا تنها ویژگی مثبتشون علاقه اشون هست. که اعتباری هم به این علاقه نیست، چون شما اینقدر عطش رسیدن دارین، چون هنوز بهشون نرسیدین، اما وقتی برسین، معلوم نیست بازهم این خانوم براتون همونقدر دوست داشتنی و بقول خودتون بانمک هست یا خیر.
    معلوم نیست هردو تا چه میزان مهارت کافی برای مدیریت بحران ها رو دارین.

    سعی کنین از وقتتون و نهایت و استفاده و ببرین
    مطمعن باشین خانواده تون اگه ببینن فرزندشون تا این حد در زندگی کاری وتحصیلیش موفق و هدفمند هست ! خودشون شخصا براتون آستین بالا میزنند.


    بعدشم مگه نمیگین این خانوم در حال تحصیل در مقطع ارشد هستند، ارشد مقطع خیلی سختیه، کار تحقیقاتی زیادی داره!

    پس شاید حالا حالا قصد ازدواج نداشته باشند.

    (آخه من خیلی از دوستام و میشناسم ، که وقتی وارد ارشد شدن، و سختیشون دیدن، فعلا قصد ازدواج ندارند، و ازدواج و گذاشتن برای بعد ارشدشون! میترسن ، به درسشون لطمه بزنه! شاید دختر مورد علاقه ی شما هم همینگونه باشند)
    توکلتون و بخداوند ازدست ندین ایشون اگه قستتون باشن حتما بهم میرسین.






    حواستون به تعداد پستتون و درروز باشه، بهتره صبر کنین، تا دوستان در طول روز راهنماییتون کنند، بعد میتونین در یک پست جواب همه دوستان بدین .
    چون شما جز کاربران آبی کم رنگ هستین. فقط میتونین 3 پست در طول روز بذارین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : چهارشنبه 30 مهر 93 در ساعت 19:07

  6. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 اردیبهشت 00 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1393-4-16
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    6,820
    سطح
    54
    Points: 6,820, Level: 54
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 130
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 51 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بلاخره دیشب عقد کردن. نمیدونم چرا ولی الان کلی آرامش دارم. البته بعد از 2 3 ساعت گریه.وااای خدا چه لذتی داشت. به عمرم اینقدر اشک نریختم بودم. اصلا هم دست خودم نبود ولی یه لذتی داشت که به عمرم تجربه نکرده بودم. فوق العاده بود. ادامه امروزم به دعا کردن برای خوشبختی جفتشون گذشت. اینم خیلی عالی بود. البته خوندن مطالب این سایت توی این دوروز هم خیلی بهم کمک کرد که یخورده دیدم به خیلی چیزا متفاوت تر و بازتر بشه. از همتون ممنونم.
    بلاخره بعد سه روز دوندگی و آشنا بازی تونستم برای 7 روز دیگه بلیط قطار مشهد گیر بیارم. چقدر شلوغه این روزا. چه خبره مگه مشهد؟؟ راستش من با اینکه پدرم مشهدیه ولی تاحالا مشهد نرفتم. چونکه فامیلی هم اونجا نداریم.این دفعه هم دارم تنها میرم. یکم دلهوره دارم .
    احساس میکنم یکم غیرطبیعی هستم و اگر زیاد متوجه نمیشین چی میگم فک کنم طبیعیه چون بعد سه روز سکوت و کلی ماجرا و ... اصلا اوضاعم یجور یه الان که خودمم نمیفهمم چی میگم. یه احساس سبکی و پرواز خاصی دارم.
    فک کنم رسما دیونه شدم. خدایا ممنونم از لطفت واسه دیوونگی.

    - - - Updated - - -

    بلاخره دیشب عقد کردن. نمیدونم چرا ولی الان کلی آرامش دارم. البته بعد از 2 3 ساعت گریه.وااای خدا چه لذتی داشت. به عمرم اینقدر اشک نریختم بودم. اصلا هم دست خودم نبود ولی یه لذتی داشت که به عمرم تجربه نکرده بودم. فوق العاده بود. ادامه امروزم به دعا کردن برای خوشبختی جفتشون گذشت. اینم خیلی عالی بود. البته خوندن مطالب این سایت توی این دوروز هم خیلی بهم کمک کرد که یخورده دیدم به خیلی چیزا متفاوت تر و بازتر بشه. از همتون ممنونم.
    بلاخره بعد سه روز دوندگی و آشنا بازی تونستم برای 7 روز دیگه بلیط قطار مشهد گیر بیارم. چقدر شلوغه این روزا. چه خبره مگه مشهد؟؟ راستش من با اینکه پدرم مشهدیه ولی تاحالا مشهد نرفتم. چونکه فامیلی هم اونجا نداریم.این دفعه هم دارم تنها میرم. یکم دلهوره دارم .
    احساس میکنم یکم غیرطبیعی هستم و اگر زیاد متوجه نمیشین چی میگم فک کنم طبیعیه چون بعد سه روز سکوت و کلی ماجرا و ... اصلا اوضاعم یجور یه الان که خودمم نمیفهمم چی میگم. یه احساس سبکی و پرواز خاصی دارم.
    فک کنم رسما دیونه شدم. خدایا ممنونم از لطفت واسه دیوونگی.

  7. 2 کاربر از پست مفید خوش خیال تشکرکرده اند .

    دختر بیخیال (یکشنبه 04 آبان 93), شیدا. (یکشنبه 04 آبان 93)

  8. #55
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    خوشحالم که احساس سبکی و راحتی می کنید.
    امیدوارم که سفر مشهد آرامش معنوی و دنیوی که انتظارش را دارید براتون داشته باشه و بهتون خوش بگذره.

    دنیا پره از دخترهای خوب و خانوم. حتما یکی مناسب تر برای شما مقدر شده.
    انشاله که این دفعه اول شرایطش فراهم بشه، ازدواج کنید و عاشق بشید، که دیگه اذیت نشید.

    هنوزم نمی دونم چرا اون پست قبلی را نوشتم.
    پشیمون نیستما. ولی یه جوریم نسبت بهش. شاید به خاطر جواب شما!
    اگر ناراحت شدید معذرت می خوام.
    از اون روز فکر می کردم که باید بیام همه تاپیکهاتون را بخونم و باهاتون حرف بزنم. که با پست آخرتون، منتفی شد.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  9. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    خوش خیال (یکشنبه 04 آبان 93), دختر بیخیال (یکشنبه 04 آبان 93)

  10. #56
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 اردیبهشت 00 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1393-4-16
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    6,820
    سطح
    54
    Points: 6,820, Level: 54
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 130
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 51 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    خوشحالم که احساس سبکی و راحتی می کنید.
    امیدوارم که سفر مشهد آرامش معنوی و دنیوی که انتظارش را دارید براتون داشته باشه و بهتون خوش بگذره.

    دنیا پره از دخترهای خوب و خانوم. حتما یکی مناسب تر برای شما مقدر شده.
    انشاله که این دفعه اول شرایطش فراهم بشه، ازدواج کنید و عاشق بشید، که دیگه اذیت نشید.

    هنوزم نمی دونم چرا اون پست قبلی را نوشتم.
    پشیمون نیستما. ولی یه جوریم نسبت بهش. شاید به خاطر جواب شما!
    اگر ناراحت شدید معذرت می خوام.
    از اون روز فکر می کردم که باید بیام همه تاپیکهاتون را بخونم و باهاتون حرف بزنم. که با پست آخرتون، منتفی شد.
    سلام. خیلی خیلی از شما ممنونم.
    بله دنیا پره از آدم های خوب ولی خب مسله ی ازدواج و همسر دیگه برای من تموم شدس. مثل دوران دبستان که وقتی تموم میشه دیگه تموم شده و دیگه نمیشه رفت و کلاس اول رو شروع کرد. هر چیزی یک دورانی داره. و این هم برای من تموم شدس و خیلی چیزای دیگه ای توی دنیا هست که به آدم ها نیاز دارن تا انجامشون بدن. و فکر کنم نوبت انجام اون کار هاست و نه میخوام و نه میتونم که دیگه حتی به ازدواج و ... فکر کنم. به قول جومونگ هدف های والای دیگه ای هست که باید بهشون رسید.

    از پستتون اصلا ناراحت نشدم.چون خیلی منطقی و درست بود. عشق این نیست که بشینیم غصه بخوریم. برای داشتن اون چیزی که میخوایم باید بجنگیم. و من حتما به اندازه کافی نجنگیدم. نمیدونم ولی شاید کار دیگه ای نمیتونستم بکنم که نکردم.هرچی بود که دیگه تموم شد.و من دیگه نباید به اون فکر کنم.
    این روزا دیگه فعلا همه ی امید و اشتیاقم به این سفر مشهد هستش و برنامه هایی که تا قبل سربازی توی این سه چهار ماه دارم.

  11. کاربر روبرو از پست مفید خوش خیال تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 04 آبان 93)

  12. #57
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    عشق این نیست که بشینیم غصه بخوریم. برای داشتن اون چیزی که میخوایم باید بجنگیم
    دقیقا؛ البته فقط هم هدف داشتن مهم نیست، چطور به هدف رسیدن هم مهمه!

    اینکه در راه رسیدن به هدف فقط فقط هدف و ببینید و خودتون و راه زندگیتون و فدا کنید اصلا کار خوبی نیست و مطمعنا یروزی خسته و پشیمون خواهید شد.


    بنظرم با پستی که در یک تاپیک دیگه ازتون خوندم ، گویا نه تنها این خانوم از نظر ظاهری طبق گفته قبلیتون از نظر خانواده اتون مورد تایید نبودن، تازه گویا از نظر خودتون هم همچین مورد تایید نبودن! حتی گفتین در یک مقطع زمانی ، ازشون دلسرد شده بودین حتی متنفر شده بودین!!!

    شما یک مدت مقطعی با ایشون بودین ، دلسرد شدین، گاهی هم حتی متنفر شدین و سعی کردین با دید منطقی به قضیه نگا کنید تا خودتون و راضی کنید و ظاهرشون و نادید بگیرین، اما مسله به دل نشستن خیلی مهمه ؛ شاید اگه مدت طولانی با ایشون زندگی میکردین ،دیگه نمیتونستین خودتون و اینطوری قانع کنین و بعد از مدتی دلسرد میشدین.
    اینکه صرفا یکی و از نظر عقلانی و ویژگی های اخلاقی انتخاب کنید و بطور کل ظاهر دختر و مدنظر نگیرین، و در حدی از ظاهر بدتون بیاد که حس تنفر بهتون دست بده ، اصلا روش درستی برای همسر گزینی نیست، شاید اگه با این خانوم ازدواج میکردین، درست مثه تاپیک "عدم علاقه به همسر بعد از چند سال"! همچین حس و حالی بدست میاوردین. و بجای این تاپیک میومدین ، تاپیکی میزدین در خصوص عدم علاقه به همسر اونم بعلت نادیده گرفتن مسله بدل نشستن در مراحل آشنایی!


    هرچی شما بیشتر توضیح میدید بنظرم پس هم بنفع شما هم اون خانوم بوده که شما دونفر بهم نرسیدین، شایدم واقعا قسمت هم نبودین.

    بهتره کمتر غصه بخورین یا بجای اینکه کلا مسله ازدواج و کنار بذارین! بهتره که کمی به خودتون فرصت بدین و شرایطتتون مهیا کنید و در اینده سراغ دختری برین که هم از نظر اخلاقی هم ظاهری مدنظرتون باشن! و شما هم شرایط خواستگاری رسمی و داشته باشین.


    موفق باشین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : سه شنبه 06 آبان 93 در ساعت 22:50

  13. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    خوش خیال (سه شنبه 06 آبان 93)

  14. #58
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خوش خیال نمایش پست ها
    دوستان یک دعایی در حقم بکنید که انشاالله این شوک جدیدی که در راهه هم بگذره. دختر خالم امروز گفت که فردا شب قراره برای ستاره یک خواستگار بره.طرف دکتر دندان پزشک هستش و از فامیل های دورشونه و گویا جدی تر از بقیس...

    نقل قول نوشته اصلی توسط خوش خیال نمایش پست ها
    بلاخره دیشب عقد کردن.
    بی خیال گرامی،

    پریشب خواستگار اومد
    دیشب عقد کردند؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  15. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    خوش خیال (پنجشنبه 08 آبان 93)

  16. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 اردیبهشت 00 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1393-4-16
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    6,820
    سطح
    54
    Points: 6,820, Level: 54
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 130
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 51 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بیخیال نمایش پست ها

    بنظرم با پستی که در یک تاپیک دیگه ازتون خوندم ، گویا نه تنها این خانوم از نظر ظاهری طبق گفته قبلیتون از نظر خانواده اتون مورد تایید نبودن، تازه گویا از نظر خودتون هم همچین مورد تایید نبودن! حتی گفتین در یک مقطع زمانی ، ازشون دلسرد شده بودین حتی متنفر شده بودین!!!

    شما یک مدت مقطعی با ایشون بودین ، دلسرد شدین، گاهی هم حتی متنفر شدین و سعی کردین با دید منطقی به قضیه نگا کنید تا خودتون و راضی کنید و ظاهرشون و نادید بگیرین، اما مسله به دل نشستن خیلی مهمه ؛ شاید اگه مدت طولانی با ایشون زندگی میکردین ،دیگه نمیتونستین خودتون و اینطوری قانع کنین و بعد از مدتی دلسرد میشدین.

    هرچی شما بیشتر توضیح میدید بنظرم پس هم بنفع شما هم اون خانوم بوده که شما دونفر بهم نرسیدین، شایدم واقعا قسمت هم نبودین.

    بهتره کمتر غصه بخورین یا بجای اینکه کلا مسله ازدواج و کنار بذارین! بهتره که کمی به خودتون فرصت بدین و شرایطتتون مهیا کنید و در اینده سراغ دختری برین که هم از نظر اخلاقی هم ظاهری مدنظرتون باشن! و شما هم شرایط خواستگاری رسمی و داشته باشین.


    موفق باشین.
    خیلی متعجب شدم که یهو تاپیک خودم رو دوباره دیدم!!
    ماشاالله خیلی حافظه ی خوبی دارید.
    فکر میکنم منظورتون تاپیک من در پست اون دوستمون بود که داره بزرگترین اشتباه زندگیش رو مرتکب میشه!!!
    من نگفتم از ظاهر اون دختر خوشم نمیومد و یا از ظاهرش متنفر بودم یا چیزی شبیه این. الان دیگه درست نیست من در مورد ظاهر و چهرش صحبت کنم.چون دیگه مجرد نیست. اما بنظر من زیباترین دختر روی زمین بود!!! و هیچ وقت به این مسله شک نداشتم.
    اون که گفتم دچار شک شدم و رفتم جلوی آینه و با خودم صحبت کردم که من کی هستم بخاطر ظاهر نبود که!!!! حافظه ی خوبی دارید.من در مورد لجبازی ها و بعضی رفتارهایی که مورد پسند من نبود گفتم.که یک بار خیلی منو ناراحت کرد و ازش متنفر(در ظاهر کلام البته) شدم. اما این یک حس موقت بود. در طول اون یک سال ما به هیچ مشکلی که باعث بشه قهر و ... پیش بیاد برنخوردیم.
    توی این چند روز توی سرم موی سفید پیدا کردم.حتی یکی هم نداشتم. درسته دیگه بی قرار نیستم.خیلی آرومم. اما واقعا حس میکنم دارم پیر میشم. احساس آدمی رو دارم که عزیزش مریض بوده و الان دیگه مرده.آدم دیگه بی قراره عزیز مریضش نیست. اما حس متفاوتی داره که دعا میکنم تجربش نکنه هیچکی.
    آره شاید به نظر شما به نفع ما نبوده با هم باشیم. امیدوارم همینطور بوده باشه.

    ممنونم از شما به خاطر توجهتون.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    بی خیال گرامی،

    پریشب خواستگار اومد
    دیشب عقد کردند؟

    بله. راستش منم متوجه این مسله نشده بودم تا وقتی شما گفتید!!! دیروز از دخترخالم پیگیر شدم و گفت گویا دایی پسر روحانی هستش و چون قبل محرم بوده بین خودشون فقط یک صیغه محرمیت خوندن که بتونن بیشتر باهم آشنا بشن. برای اینکه گناه نداشته باشه باهم بیشتر حرف میزنن.
    ولی خب دیگه چه اهمیتی داره...

  17. کاربر روبرو از پست مفید خوش خیال تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (پنجشنبه 08 آبان 93)

  18. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    بله، از بس اینجا تاپیک سر کاری باز شده بود، آدم حافظه اشم قوی میشه!

    بله حالا که ایشون ازدواج کردن، اما بحث من بیشتر سر ایشون نبود!

    حقیقتش هم در اینجا هم در محیط دانشگاه من بسیار اقایونی دیدم که متاسفانه یک روحیه ناجی گرانه ای دارند، این روحیه یسری آسیب هایی هم بخود طرف میزنه هم اطرافیان شخص.

    مثلا در کاری که بهشون مرتبط نیست دخالت میکنند و سعی میکنن اون فردی که درگیر مشکلیست و نجات بدن و مشکلش و حل کنند، درصورتی که فرد از اونها درخواست کمک نداشته یا اینکه درخواست کمک داشته اما افرادی با روحیه ناجی گرانه تمام وقت و کارشون و رها میکنند و در شرف حل مشکل شخص مقابل برمیایند.و به نوعی مانند یک ناجی عمل میکنند. و دلسوزی بی جایی دارند. خب در برخی موارد این فرد مقابل از قشر خانوم هست، و خب خانوم هارو که میشناسین احساساتی هستند و برخی خانوم ها از یک لبخند ساده یا یک کمک ساده یک آقا داستان ها برای خودشون میسازند فکر میکنند اقا پسر عاشقشون شدهو....

    حالا چرا من اینارو گفتم بخاطر اینکه شما در تاپیک آقایی که بخاطر رودواسیو ترس بی جا از آبروریزی، هم آینده خودش و هم دختر خانوم نابود کرد، پستی گذاشتید و ذکر کردین که تجربه ایشون قبلا داشتید.

    خب من وقتی اینرو خوندم و دیدم دختر مورد علاقه اتون ازدواج هم کردن، گفتم بیام بهتون بگم این روحیه ناجی گرانه داشتن اصلا خوب نیست، چون قبلا هم در تاپیکتون گفته بودین یکی از دلایلتون برای اقدام کردن بصورت رسمی این است که حس میکنید بخاطر ابراز علاقه به این خانوم، و از طرفی وابسته کردن ایشون بخودتون ، دینی به گردن شما هست.

    از طرفی در تاپیک دیگری هم ذکر شده که ایشون از نظر ظاهری مورد پسندتان نبودن ( حال منظور اینطور برداشت شده بود چون شما به این آقا گفتین حس ایشون و درک میکنید چون تجربه دارین )



    خب هردو این موارد و من کنار هم قرار دادم حس کردم شما یجورایی همچین روحیه ای دارین و بخاطر احساسی که در اون خانوم ایجاد کرده بودین قصد ادامه داشتید، میخواستم فقط بهتون بگم، اتفاقا اگه به این خاطر قصد ازدواج داشتین و واقعا از نطر ظاهر بدلتون ننشسته باشند و شما حتی در دوره مقطعی ای که ایشون و میدیدن سعی میکردین بصورت منطقی خودتون و راضی کنین که ظاهر و نادید بگیرین. باید بدونین که این عمل خیلی کارساز نیست، چون این آقا هم چون شما، اولش فکر میکردن برایشان عادی میشود، و مشکلی نیست و توان تحملش و اولش داشتن چون بصورت همیشگی لازم نبود ببیننشون اما تحملشون زمانی تموم شد که دیگه مجبور بودن بعنوان همسر همیشه در کنار همسری باشند که قبولش ندارند، پس این روحیه ناجی گرانه یجایی تموم میشه! یجایی دیگه جواب گو نخواهد بود.

    من این مسایل و کلی برای آینده اتون ، خدمتتون عرض کردم، که اگه واقعا همچین مشکلی بوده، پس خدارو شکر کنین که شرایط دست به دست هم داده و شما بهم نرسیدین.

    و حتما سعی کنین اگه همچین روحیه ای در شما هست، این روحیه اول کم کنین بعد از بین ببرین، چون اصلا در طول زندگیتون نه تنها کمک کننده نیست بلکه دردسر ساز هم در آینده خواهد بود.(جتی ممکن است همسر آینده اتون با این روحیه نتواند بسازد)

    حتی اگه بخاطر ظاهر هم نبوده و صرفا بخاطر لجبازی های این خانوم بوده است، باز هم طبق صحبت هایی که قبلا در تاپیک های قبلی شد، لجبازی های درستی نبوده، و شما نباید اینرو نادید میگرفتین! حال که ایشون ازدواج کردن اما از این به بعد سعی کنین منطقی تر به این مقوله در زندگیتون نگاه کنید.

    لجبازی ای که باعث ایجاد حس تنفر حتی بصورت موقتی بشود، فرض کنید در یک دوره طولانی مدت چقدر میتواند خانمان سوز باشد!!!!!

    برای بهبود حس و حالتون میتونین در شرایط پیش آمده، از مقالات اینجا کمک بگیرین: چگونگی فراموش کردن یک رابطه!
    اگه خواستین میتونین یک تاپیک جدید هم باز کنین، دوستانی که تجربه دارند کمکتون کنند. چون این تاپیکتون گویا به پنجاه پست رسیده و عنقریب است که قفلش کنند. چون قانون اینجا تا پنجاه پست است.


    تاپیکی که بهتون معرفی کردم و بخونین در اونجا تاپیک های زیادی و معرفی کرده و میتونین بهشون مراجعه کنید و بهره ببرین، حتی تاپیکی از مدیر همدردی هم معرفی شده است.


    راستی من از قضاوتم در موردتون عذر میخواهم ، حقیقتش نه اینکه گفتین روانشناسی خوندین، من فکر میکردم اینطور پست های سراسر احساسی از یک روانشناس بعیده، و اینکه یک دختر خانومی که روانشناسی خونده بعیده که دوروزه بخواد عقد کنه! برای همین حس میکردم این تاپیک ممکنه سره کاری باشه، اتفاقا اولین بارمم بود که همچین احساسی در مورد یک تاپیک داشته ام اما مثیکه من قضاوت عجولانه ای داشته ام؛بهرحال از اینکه قضاوت عجولانه ای داشته ام عذرخواهم.

    براتون انتخابی عاقلانه و ازدواجی عاشقانه و آرزومند هستم.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : پنجشنبه 08 آبان 93 در ساعت 13:42 دلیل: اضافه کردن چند جمله دیگر ، غلط املایی

  19. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    خوش خیال (پنجشنبه 08 آبان 93)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  2. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43
  3. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 87, 09:08
  4. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 بهمن 86, 15:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.