با سلام و تشکر فراوان از مدیر گرامی
بله شما درست متوجه شدید من آمادگیه طلاق ندارم اما چیزی که هست اینه که احتمالا هیچوقت آمادگیه طلاق پیدا نکنم با توجه به نوع دیدگاهم و آموزه ها و تفکری که از بچگی توسط خانواده در من شکل گرفته موضوع طلاق غیر قابل پذیرشه مگر به علت های مهم که اون علت ها به نظرم در هرکسی میتونه متفاوت باشه از نظر یکی بی محبتی میتونه دلیلی برایه جدایی باشه اما از نظر من نه.از نظر من اعتیاد میتونه یه دلیل محکم باشه ولی از نظر دیگری نه.در زندگیه من روحی وجود داشت که الان نمیتونم در موردش نظر بدم چراکه نمیدونم اون روح زاییده ذهن و فکر و احساسات من بود فقط؟یا واقعا وجود داشت؟و اگه وجود داشت چرا فقط روی من اثر داشت و نه روی همسرم؟و یا شایدم وجود داشته اما شرایط و اطرافیان باعث از بین رفتنش شدن.
چیزی که هست اینه که فقط فعلا در مورد خودم میتونم حرف بزنم اونم حتی نه به یقین.من احتمالا نمیتونم هیچوقت طلاقو بپذیرم مگر در موقعیتش قرار بگیرم و تازه اونم با صرف وقت.اگر یه دلیل محکم واسه خودم پیدا کنم احتمالا آمادگی پذیرش طلاق در من به وجود میاد(البته باز هم با صرف وقت)چیز دیگه اینه که موندن تو این شرایط برام زجرآوره و راه برگشتیم که نیست فعلا چون همسرم همجنان واسه جدایی مصممه پس باید و مجبورم وارد وادی طلاق بشم هرچند میل قلبیم نیست.اگر اشتباه میگم لطفا راهنماییم کنید
در مورد مشاورینی که پیشنهاد دادین بسیار ممنونم ولی متاسفانه امکان اینکه تهران برم برام نیست اگر لطف کنید و در اصفهان(خود مرکز اصفهان) و یا در دانشگاههای اصفهان کسی رو بهم معرفی کنید که مجرب باشن ممنونتون میشم اگر راهنمایی یا چیزی در مورد زندگیم هم مد نظرتون هست ممنون میشم اگر راهنماییم کنید








چرا؟ چون متوجه این روح زندگی نشدند. اما شما که چنین روحی را حس کردید دو دل شدید، هنوز دلکنده این زندگی نشده اید.

علاقه مندی ها (Bookmarks)