ممنون samanft عزیز. قبلن که خیلی بسته برخورد میکردم کلن خودم هم خجالت میکشیدم. ولی از وقتی که رفتم سر کار بهتر شدم. الان اصلن خجالت نمیکشم. شده که توی جلساتی شرکت کردم که همه اعضا بجز خودم آقا بودن. راستش این جمله شما رو زمان دانشجویی یکی از همکلاسیهای پسر خیلی غیرمستقیم بهم گفت. یعنی همینکه میترسه که برخورد بدی ببینه ولی خب اون قصدش دوستی بود و منم با کسی دوست نمیشم بنابراین برام مهم نبود که چی میگه. چون فکر میکردم کسی که به ازدواج فکر کنه چون پیشنهاد بدی نمیخواد بده پس ترسی هم نداره
الان ولی به نظر خودم توی برخوردهای کاری راحت هستم ولی خب هنوز هم خجالت میکشم که خارج از حیطه کار با کسی حرفی بزنم مگر اینکه گفتگوی جمعی باشه
دخترهای دیگه اینطوری نیستن راحت شوخی میکنن و صمیمی میشن . من همیشه اول که وارد محفلی میشم کاملن حس میکنم که ادمها بهم توجه میکنن ولی رفته رفته انگار که فراموش میکنن و میرن دنبال ادمهای دیگه. انگار برقرار کردن رابطه غیرکاری با من سخت یا اون جذابیت اولیه به راحتی فراموش میشه. واسه همین میگم این همکارم هم به جایی نمیرسه
دقیقن سوالم اینه که چطوری بعد از اینکه اون جذب اولیه اتفاق افتاد رابطه رو حفظ کنم.
جناب خاله قزی عزیز از شما هم ممنونم. منظورم فراهم کردن شرایط ازدواج نبود منظورم این بود که آقایون راحت تر میتونن همسر دلخواهشون
رو پیدا کنن. مثلن من اگر یک پسر بودم و از بک دختر خوشم میومد به راحتی موضوع رو عنوان میکردم و تکلیفم مشخص میشد ولی در عالم دخترانه باید صبر کنی و معلق بمونی








علاقه مندی ها (Bookmarks)