سلام صحرا جان.
از سالم بودن وضعیت جسمیت مطمئن هستی؟ کمبود اهن و سایر ویتامین ها و ... نداری؟ چون این چیزا روی خستگیت تاثیر داره.
به نظر من اگر بتونی برنامه خوابت رو تغییر بدی و شب ها زودتر به رختخواب بری روزها کمتر دچار خستگی میشی. البته نباید از تاثیر افسردگی روی وضعیت جسمی هم غافل بشیم.
می تونی یه برنامه منظم برای یک یا چند هفته ت تنظیم کنی؟ شامل پیاده روی و نرمش، فعالیت های کوچیک برنامه ریزی شده مثلا مطالعه چند صفحه کتاب غیر درسی، تلفن زدن به دوستان و ... اگر چند هفته طبق برنامه مکتوب پیش بری وضعیت انگیزه ت بهبود پیدا میکنه.
تکنیک های متوقف ساز فکر و ریلکس کردن و بخشیدن و ... که آقای sci توی سایت توصیه میکردند می تونه بهت کمک کنه که کمتر عصبی بشی.
برای حرف زدن با همسرت باید اول بهش نزدیک بشی. من حس میکنم صمیمت رابطه تون خیلی کم شده، اگر سعی کنی از موضعات کم اهمیت شروع کنی به حرف زدن کم کم تمایلت به حرف زدن بیشتر میشه. در عین اینکه می تونی همزمان حرفات رو بنویسی ولی به همسرت ندی تا انرژی که اون حرفا می بره تخلیه بشه.
با توجه به پست قبلیت من فکر میکنم شوهرت چندان هم بی مسئولیت نیست ولی افسردگی و سرخوردگی ناشی از کمالگرایی مانع از این میشه که شغلش رو حفظ کنه. یا در پی پیدا کردن کار باشه. اینکه باهات برای خرید لباس و ... نمیاد خیلی مساله حادی نیست اکثر مردها اینطوری هستند یا مهمونی رو تا یه حدی میشه اغماض کرد. تو شوهرت رو بهتر می شناسی چطور میشه به کاری علاقه مندش کرد؟ اصلا چی شد به رشته دومش علاقه مند شد و رفت سراغش؟
اگر شوهرت حس کنه زندگیش در خظر هست بیشتر افسرده میشه با ممکنه تحریک بشه به فعالیت بیشتر؟
نظر شوهرت در مورد مشاوره و دارو درمانی چیه؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)