به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 64
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    ممنون پونیو جون بابت جواب سوالام.

    من تو بحث بقیه بچه ها در مورد عمل بینی شرکت نمیکنم و معتقدم که تو اگه طرز فکرتو عوض کنی بعدش میتونی عاقلانه تصمیم بگیری ولی بحثشون و تجربیاتشون جالبه.

    عزیزم من همون اول که تایپیکتو خوندم اولین جمله ات نظرمو به خودش جلب کرد.

    شاید خیلی هاتون بگید باز این شروع کرد !
    پونیو جون من اون سوالارو ازت عمدی پرسیدم چون قبلا جوابشو میدونستم. میخواستم امتحانت کنم میپرسی براچی؟ خوب برای اینکه به خودم ثابت کنم که دارم در موردت درست فکر

    میکنم.

    من که روانشناس نیستم ولی خودمو که میشناسم!!!!

    یه سوال دیگه میپرسم خوب فکر کن و بهم جواب بده خواهش میکنم بدون هیچ خجالت ، ترس و ... جواب بده. صادقانه صادقانه. اصلا مثل من به عواقب حرفات فکر نکن!!!

    پونیو اگه تو واقعا زشتی پس چرا یه عده بهت میگن خوشگلی ؟

    1-راست میگن واقعا خوشگلی اما.... 2- دروغ میگن به خاطر اینکه....... 3- تو اندازه ی خودت خوشگلی و غیر طبیعی نیستی اما......

    اگه جوابت گزینه ی 1 هست بگو چه موقع هایی واقعا فکر میکنی خوشگلی و چه چیزای خوشگلی تو خودت میبینی . همه رو تک به تک بگو.

    اگه جوابت گزینه ی 2 باشه میشه بهم توضیح بدی فکر میکنی چرا دروغ میگن و برای چی بهت میگن خوشگلی؟

    اگه جوابت گزینه ی 3 هست کلا هر چی ایراد داری رو بگو. خواهش میکنم تمام ایرادایی که خودت واقعا واقعا واقعا قبول داری رو بگو . نه اونایی که لحظه ای به ذهنت میرسه.

    نه اونایی که اطرافیانت بهت میگن و بابت ناراحت میشی. در واقع مثلا اگه یکی به تو بگه چشات چپه ناراحت میشی چون چشات چپ نیست.

    واقعیت ها رو بگو.

    راستی پونیو اگه یه سوال دیگه بپرسم ناراحت نمیشی!!!! اگه تو یه شرایط دیگه داشتی مثلا اگه الان متاهل بودی و یکی بود تو رو دوست داشت اونوقتم این فکرا رو میکردی؟

    خیلی ممنون.

  2. 5 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    m.reza91 (پنجشنبه 10 مهر 93), meinoush (جمعه 11 مهر 93), parsa1400 (پنجشنبه 10 مهر 93), پونیو (پنجشنبه 10 مهر 93), رزا (پنجشنبه 10 مهر 93)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    پونیو اول ازت معذرت میخوام که رفتم سراغ تاپیکات .
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو
    سلام عیدتون مبارک باشه. امید وارم هیچکس روز اول عید مثل من همچین عیدی ای نگیره ! امروز توی خونه ی ما دعوای بدی شد که همش هم تقصیر من بود چون من نمیخوام امسال عید برم مسافرت با خانوادم . میخوام بشینم توی خونه تنها و واقعا اینجوری آرامش دارم وبهم خوش میگذره میخوام یه مدت تنها باشم . دلیل دیگه ای هم که دارم اینه که چند بار که رفتم مسافرت خانوادگی دعوا شده که منو از سفر زده کرده چون پدر من یه آدم خیلی عصبی و تند خویی هست و خیلی انتقاد میکنن و ....
    ولی یک سالی میشه که آدم آرومی شده وخودش رو کنترل میکنه کمتر داد میزنه .ولی هنوزم من باهاش راحت نیستم.


    از نظر مالی اصلا کم نزاشته و خیلی زحمت کشیدن برامون ولی از نظر عاطفی هیچی...

    -----------------------
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو
    سلام. من یه مقدار با خودم درگیرم به خاطر تنها بودن. تعداد دوستام کمه چون درون گرا و آروم وکم حرفم و یه مشکلی دارم اینکه زود رنجم
    شوخی زیاد ممکنه ناراحتم کنه . بیشتر با دختر ها در ارتباط بودم حتی دانشگامون هم همه دختریم .از پسرا خجالت نمیکشم رفتارم معمولی هست نه خیلی راحت نه خیلی خشک ورسمی .بیشتر دخترایی که اطرافم دیدم دوست پسر داشتند بعضیاشون ازینکه من با کسی نبودم تعجب میکنن میگند که چرا مگه میشه بعضیام میگن خوشبحالت آرامش داری ....
    -------------------------
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو
    سلام من دختری 19 سالم که هیچی ندارم بهش افتخار کنم،میگن تو اعتماد بنفست پایینه ولی من دلیلی نمیبینم که بخوام اعتماد بنفس داشته باشم و هر سری که به آینه نگاه میکنم غیر ممکنه از خودم ایراد نگیرم. میگن خوشگلی دیوونه ای بینیت به صورتت میاد با نمکه قیافت اما چون دوستم هستن اینو میگن،من نمیخوام این قیافمو وحتی از شخصیتی که دارم بدم میاد متنفرم از اینکه برم تو یه جمعی بگن چقدر آرومی ازینکه انقدر خجالتی و تر سو و کم حرفم بدم میاد اما نمیتونم خودمو عوض کنم چون این اخلاق از بچه گی با من بوده. پدر عصبی ای دارم که هنوزم با اینکه دیگه داد وفریاد نمیکنه باهاش راحت نیستم انگار که همیشه میخواد ازم ایراد بگیره من دائم ازش فرار میکنم درسته پدرمه خیلی زحمت کشیده واسم ممنونشم اما من نمیتونم باهاش خوب وراحت ارتباط برقرار کنم.
    ---------------------
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو
    هر چی فکر میکنم هیچ چیز خوب وقشنگی تو ذهنم نمیاد حتی نمیتونم بفهمم چی دوستدارم برای کارشناسی بخونم یعنی نمیتونم یه تصمیم قطعی بگیرم.
    ------------------------
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو
    ولي من انقدر بد شانس و بدبختم که اونجا هم يه اتفاقاتي برام افتاد که خيلي به هم ريختم و افسرده تر شدم . .






    من هر کاري دوستدارم انجام بدم تو ذوقم ميخوره دوست ندارم شکست بخورم من از بچه گي عاشق اسب بودم بهترين و باکلاس ترين ماشين هم بهم بدن ذوق نميکنم اما اگر بهم يه اسب بدن
    ديگه هيچي نميخوام




    مامانم گفت پونيو خيلي اسب دوست داره بهم اسرار کردند برم سوار شم . نميتونستم اسبو راه بندازم صاحبش ميگفت چون سوار کار نيستي ميفهمه نميره وقتي خودش به راه مينداختش
    تقريبا تند ميرفت و ميتازيد البته نه خيلي زيادم تندها اونجوری که فکر میکنید که پرت میشدم ! ولی دور زدنم بد نبود خاله که ميگفت بلديا خوبه نميترسي خودش ميترسيد سوار نميشد


    ولي من عاشق اسبم .




    اون روز که سوار شدم بابام نبود ولي چند هفته بعد که گذشت جلوي بابام سوار شدم نميدونم استرس گرفتم يا چون قبلش برادرم که 13سالشه افتاد ترسيدم بيوفتم سوار شدم خوب نبودم فکر کنم دور زدنم خوب نبود اسب بدبخت روگيج کرده بودم هل شده بودم وقتي اومدم از اسب پياده شم پام پيچ خورد افتادم . بابا گفت ااااااااا چرا خودتو ول کردي يجوري گفت انگار که دست من
    بود يهو پام پيچ خورد خب !


    جلوي دو تا مرد کلي ضايع شدم خواهرم که 11 سالشه سوار شد ازون حسابي تعريف کردند که عالي بود وقتي ميخواست پياده شه بابام بهش گفت مثل پونيو خودتوول نکي منم لبخند زدم ولي دلم شکست.... صاحب اسب يا همون مربي هم برگشت گفت نه خب اون بنده خدا هم سوار کاري نکرده تا حالا که من دوباره لبخند زدم و شرمنده شدم ولي بازهم سوار شدم با اينکه پام درد ميکرد .


    ولی انقدر بد شانسم که اندفه از روي اسب پرت شدم پايين .


    من احمق گفتم بابام که هست سوار شم ولي اشتباه کردم آبروشو بردم انقدرم که باصاحب اسب رفيق شدند هم بابام هم برادرم هم خواهر کوچيکم فکر کنم تقريبا هم سن و سال منه19
    ميدونيد بچه هاي مردم همه زرنگند وباعرضه فقط من بي عرضم .


    ميدونم به هيچي من افتخار نميکنه از بچه گيم خيلي ضايعم کرده . حتي بينيمم بابام مسخره ميکردد وقتي 14 ساله بودم ....ازش کینه به دل دارم


    احساس خجالت و بي عرضگي بهم دست داده انگار خورد شدم


    بابام جلوي يه پسر جوون ضايعم کرد حتما وقتي پرت شدم پايين کلي بهم خنديدند انگار من بچش نيستم من همينجوريش خجالتي هستم فکر ميکنم خيلي طفلي به نظر اومدم ديگم نميخوام سواراون اسب بشم


    اميد دارم به روزي که خودم صاحب تمامه چيزايي که آرزوشو داشتم بشم ولي آخه کي من همش دارم تو رويا زندگي ميکنم .


    حتي براي ازدواجم هرکي سر راهم قرار ميگيره خيلي با اون کسي که تو ذهنه من هست فرق داره . اصلا نميتونم بپذيرم هميشه يکي دوستم داشته که من اصلا ازش خوشم نيومده . ومن هم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پونیو نمایش پست ها
    خیلی دلم گرفته نمیدونم کی میشه من از خودم راضی بشم خسته شدم از دست خودم . خیلی احمق و بچه و بی عرضه و بی استعدادم .


    اشتباهاتم خیلی شرمندم میکنند . انگار هیچ موفقیتی نداشتم از خودم بیزارم . خوبیام به چشمم نمیاد الان چند ساله دارم خودمو عذاب میدم . نمیدونم به چیم بنازم . تموم شدم دیگه .


    من کلا با خودم درگیرم نمیخوام خودم باشم از قیافم رفتارم صدا م حرفام کارام شخصیتم از همه چیم بدم میاد وقتی لباسی رو میخرم میپوشم وقتی تو تن من میره کلا ازون لباس زده میشم من خیلی بدبدبد خیلی بدم !نمیخوام دیگه زنده باشم خدا منو برا چی نمیکشه ؟!
    من هیچی از زندگیم نمیفهمم . خسته شدم کی آروم میشم ؟. نهایت یک هفته ۴ روزکاری به کار خودم ندارم با نقصام با زشتیام کنار میام یا خودمودوست میدارم . دوباره وقتی تنها میشم همش فکر همش حرص میخورم که اگه اینجوری بودم بهتر بود ..


    - - - Updated - - -


    فکر کنم چون تنهام اینجوری ام هر وقت تنها میشم بیشتر به خودم گیر میدم . هر چند وقتی پیش کسی هم باشم همش مواظبم که بد به نظر نیام . و این وسواس شده مریضیه انگار

    و .....




    پست قبلیه من چه ربطی به مسائل جهان اسلام داشت؟چه ربطی به لوازم آرایشی و حجاب داشت؟مگه کشورای عربی که بعضا توشون حجاب آزاده مثل لبنان اردن و... مصرف لوازم آرایشی پایینه ؟ برام خیلی جالب بود استنباطایی شد که من حتی فکر نمی کردم کسی این طوری برداشت کنه.بحث سر مشکل فکریه پونیو هست و من نمیخوام تاپیک به انحراف بره . اگه بعضی از دوستان در ماههای گذشته قصد دلداری دادن یا شعار دادن داشتند و الان از نظراتشون عدول کردند فکر نکنند دیگران هم با چنین رویکردی پست میگذاشتند و اطلاعات غلط به پونیو می دادند.پس لطفا اینقدر سفسطه انجام نشه و واقعیات ها رو اون طور که میخوای جلوه ندیم.
    من مشکلات پونیو رو از لحاظ تئوری بیشتر توی این موارد میبینم و ازلحاظ عملیم اینکه نمیخواد یا نمیتونه (چون تحت فشاره) اقدام و تلاش ملموسی بکنه خلاصه مشکلات تو دماغش نیست!:

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر همدردی نمایش پست ها
    ● خطای اول : تفکر همه یا هیچ
    در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت ، ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز ، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.


    ● خطای دوم : تعمیم مبالغه آمیز
    افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار ، نمی توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند .


    ● خطای سوم : فیلتر ذهنی
    افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند.عدم توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره تشویق می شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می گوید. روزهای طولانی در حالی که همه گفته های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می کنید، تحت تاثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می برید.


    ● خطای چهارم : بی توجهی به امر مثبت
    افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد. به طور مثال نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره میگفت کار مهمی نکرده ام و از تعیین وقت سرباز می زد.


    ● خطای پنجم : نتیجه گیری شتابزده
    بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند. پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گویید« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد». و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».


    ● خطای ششم: درشت نمایی
    از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند. به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا ، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعتها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می کند.


    ● خطای هفتم : استدلال احساسی
    افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید نومید باشم».


    ● خطای هشتم : باید ها
    انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید .همیشه این انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت:«نباید اینهمه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند،به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد«نباید این قدر سمج باشد».خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها تولید تمردد می کنند و اشخاص تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.


    ● خطای نهم : برچسب زدن
    برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.


    ● خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش
    در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت « این نشان می دهد که من مادر بدی هستم» و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند « علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست». سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط معاون کلانتر نمایش پست ها
    دوستان فقط یک زحمتی به خودتون بدید بجای جبهه گیری در مقابل حرف های همدیگه یکبار از اول تا آخر تمام تاپیک های پونیو رو بخونید اصلا یکبار حرفهای پونیو رو بخونید در همین تاپیک کفایت میکنه
    بله، منم موافقم!
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : پنجشنبه 10 مهر 93 در ساعت 16:53

  4. 5 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 11 مهر 93), parsa1400 (پنجشنبه 10 مهر 93), پونیو (پنجشنبه 10 مهر 93), zolal (پنجشنبه 10 مهر 93), تیام (پنجشنبه 10 مهر 93)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    سلام

    به نظر من کسی قصد سفسطه نداره و بچه ها هیچکدوم دوست ندارن دوستشون پونیو خانمو راهنمایی غلط بکنن .

    ولی خب حرف آقا رضا هم میتونه درست باشه ولی از اون طرف هم حرف معاون کلانترم درسته .

    ولی نظر شخصی خودم اینکه ..درسته مشاوره و روانشناس خوبه ومیتونه موثر باشه حالا شاید همراه با قرص و دارو ولی آخرش چی ؟ اونم مثل شعار های تالار و امید های موقت بچه ها حکم یه مسکن موقتی داره و چند وقت بعد دوباره پونیو تنها میشه .

    پونیو جان همونطور که گفتم باید تصمیم جدی بگیری و برا خودت هدفی رو که فکر میکنی درسته در پیش بگیری تا بهش برسی . تا به آرزو هات برسی . روئا پردازی بسه از فردا از فردا کردن بسه . از همین امروز شروع کن مشکل خودتو خودت حل کن . ما کمکت میکنیم مشوقت میشیم . تو تنهایی هم تالاریت میشیم .

    ذره ذره با پیشرفتت جلو میریم تا به هدفت برسی . نکات خوبی که بچه ها بهت گفتن که برات قابل انجامه انجام بده

    نردبان جلوته و مدام تو از زیرش رد میشی هم بد شانسی میاری هم پیشرفت نداری بعدا میگی چرا ؟ خب دختر خوب پا رو پله اولش بذار خودتو بکش بالا تا حس رضایت در خودت حس کنی احساس خوشبختی کنی .

    نظر شخصی . اول سعی کن یه کار برا خودت جور کنی تمام وقت درامدش مکفی باشه و قابل پس انداز
    دوم موضوع عمل زیبایتو مطرح کن ببین جواب خانوادت چه ؟ از نظر زیبایی و مالی خانوادتو بسنج . حواست باشه تند جلو نری با آرامش و بدور از هرگونه ناراحتی احتمالی . خب پس انداز خودت میتونه کمک دنده ای برا رضایت اونا باشه هرچند خواهرت حرف آخر بهت زده و برات سنگ تموم گذاشته . پونیو من با عمل موافقم خوبه خرج زیبایی بهتر از خرج افسردگیه .

    مهم اینکه شروع کنی و از منفی بافی و تفکر های منفی دست برداری

    هر تصمیمی داری خوبه فقط عمل کن مارو هم در جریان بذار تا تو این راه کنارت باشیم . نگفتم پیش مشاوره نرو برو از اونا هم کمک بگیر .
    این تالار برای من یه معجزه بود برا تو هم میتونه باشه . تو کاری نکردیکه خدا ازت رو گردون باشه خدا خیلی هم دوست داره باور نداری .
    عمل بینی ویا زیبای از مد افتاده اوجش چند سال پیش بود ولی هنوز طرفداران خودشو داره عادیه ولی تاثیر زیادی تو روحیه دخترا داره پونیو عمل کن تا خوشمل بشی . بدرود

    هرچند هستی

    - - - Updated - - -

    سلام

    به نظر من کسی قصد سفسطه نداره و بچه ها هیچکدوم دوست ندارن دوستشون پونیو خانمو راهنمایی غلط بکنن .

    ولی خب حرف آقا رضا هم میتونه درست باشه ولی از اون طرف هم حرف معاون کلانترم درسته .

    ولی نظر شخصی خودم اینکه ..درسته مشاوره و روانشناس خوبه ومیتونه موثر باشه حالا شاید همراه با قرص و دارو ولی آخرش چی ؟ اونم مثل شعار های تالار و امید های موقت بچه ها حکم یه مسکن موقتی داره و چند وقت بعد دوباره پونیو تنها میشه .

    پونیو جان همونطور که گفتم باید تصمیم جدی بگیری و برا خودت هدفی رو که فکر میکنی درسته در پیش بگیری تا بهش برسی . تا به آرزو هات برسی . روئا پردازی بسه از فردا از فردا کردن بسه . از همین امروز شروع کن مشکل خودتو خودت حل کن . ما کمکت میکنیم مشوقت میشیم . تو تنهایی هم تالاریت میشیم .

    ذره ذره با پیشرفتت جلو میریم تا به هدفت برسی . نکات خوبی که بچه ها بهت گفتن که برات قابل انجامه انجام بده

    نردبان جلوته و مدام تو از زیرش رد میشی هم بد شانسی میاری هم پیشرفت نداری بعدا میگی چرا ؟ خب دختر خوب پا رو پله اولش بذار خودتو بکش بالا تا حس رضایت در خودت حس کنی احساس خوشبختی کنی .

    نظر شخصی . اول سعی کن یه کار برا خودت جور کنی تمام وقت درامدش مکفی باشه و قابل پس انداز
    دوم موضوع عمل زیبایتو مطرح کن ببین جواب خانوادت چه ؟ از نظر زیبایی و مالی خانوادتو بسنج . حواست باشه تند جلو نری با آرامش و بدور از هرگونه ناراحتی احتمالی . خب پس انداز خودت میتونه کمک دنده ای برا رضایت اونا باشه هرچند خواهرت حرف آخر بهت زده و برات سنگ تموم گذاشته . پونیو من با عمل موافقم خوبه خرج زیبایی بهتر از خرج افسردگیه .

    مهم اینکه شروع کنی و از منفی بافی و تفکر های منفی دست برداری

    هر تصمیمی داری خوبه فقط عمل کن مارو هم در جریان بذار تا تو این راه کنارت باشیم . نگفتم پیش مشاوره نرو برو از اونا هم کمک بگیر .
    این تالار برای من یه معجزه بود برا تو هم میتونه باشه . تو کاری نکردیکه خدا ازت رو گردون باشه خدا خیلی هم دوست داره باور نداری .
    عمل بینی ویا زیبای از مد افتاده اوجش چند سال پیش بود ولی هنوز طرفداران خودشو داره عادیه ولی تاثیر زیادی تو روحیه دخترا داره پونیو عمل کن تا خوشمل بشی . بدرود

    هرچند هستی

  6. 2 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    پونیو (پنجشنبه 10 مهر 93), تیام (جمعه 11 مهر 93)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام . دوستان این تاپیکم خیلی تکراریه واقعا شرمنده ام که هیچ تغییری نمی کنم :( از همتون خیلی ممنونم که وقت میزارید برام مینویسید خدا به همتون صبر بده
    بخشید که تک تک پست هارو نمیتونم جواب بدم ولی رو همه ی نظرات فکر میکنم .
    من باید برم پیش روان شناس !
    اما برم پیش روانشناس چیکار میکنه برام ؟ میتونه افکار بد و منفی رو از تو مغزم بکشه بیرون و به جاش فکر مثبت تو مغزم تزریق کنه؟ یا ازم میخواد برم پیش روان پزشک ودارو درمانی؟ .

    من تعادل نداره احساسم وقت های بوده که خیلی هم از قیافم راضی بودم . اما چند روزه خیلی بد شدم هی خوب میشم دوباره میریزم بهم توبه میکنم دوباره ناشکر میشم
    هر کیو میبینم خیلی از من خوشگل تره دلم میخواد شبیهش باشم. تو مترو نشستم نمیخوام هیچکس بهم نگاه کنه
    عصبی میشم منو میترسونه این حساسیت هام.
    یجا توی جمع باشم معذبم ...

    اگه عمل کنم ممکنه بدتر شه باید این احتمال رو بدم که هر کسی عمل کنه خوشگل نمیشه شانسیه
    من زیاد با آدمای مختلف رفت آمد نمیکنم که هر کی بخواد یه نظری راجع به چهرم بده دوست و فامیل هیچوقت منو مسخره نکردند.
    غیر از یکی دو نفراونم 5 ساله پیش از همکلاسیام بود منو دماغ کوفته صدامیزد
    اما از حسادتش بود. خوشگل بود ولی چاق و قد کوتاه . خود بچه ها میگفتن تو تو کلاس کار نقاشیت از هممه بچه ها بهتره .
    این دخترم میخواست منو خورد کنه موفق هم میشد چون من اصلا اعتماد بنفس نداشتم
    دوستم میگفت پشت سرت گفته من شوخی میکنم یاسی خوشگله نمیگند بهم
    که یه وقت خودم رو نگیرم انقدر بدجنسند بعضی آدما .

    من میترسم بازم ازین آدمای بدجنس اطرافم پیدا شند
    باید فکرمو عوض کنم. بگید خودم تنها چطوری؟؟؟؟؟؟ برم جلو آینه بگم وای خدای من چه قدر زیبااااام . بیخیال حرف و نظر مردم و خانواده نسبت به خودم بشم بگم من باهوش وجذاب به نظر میام از همه بهتر هنرمندم !( نمیتونم به خودم از ته دل بگم هنرمند چون خیلی وقته کار خوب انجام ندادم) اما حداقل چند تا از استاد هام تاییدم کردند که من کارم خوبه آفرین میگند بهم همین بسه دیگه واسه کسی که اصلا خودشو نشون نمیده ! من خسته شدم انگار یکی درون منه نمیزاره نسبت به خودم حس خوبی داشته باشم همش خرابم میکنه واقعا دارم خرااب میشم .
    دوستم میگه بهم خدا شفات بده خودمم تازگیا زیاد این جملرو تکرار میکنم خدا شفام بده ! باور کنید خوشی زیر دلم نزده بچه پولدارم نیستم خیلی خوشگلم نیستم اما اختلال بدشکلی بدن ندارم یا شاید هم دارم نمیدونم! معمولا آدمای زیبا این اختلال رو دارند؟؟؟؟ چون فکر کنم کسی که از نظر اکثر آدما زیبا ست نمیگه من زشتم مثلا مونیکا بلوچی هیچوقت احساس نمیکنه زشته! معمولیا دوست دارند خیلی خوشکل باشند .... زشت نیستند فقط خیلی زیبا نیستند همین !

    شاید من فقط خیلی حساسم عزت نفس و اعتماد بنفس صفر .

    آقا رضا مرسی زحمت کشیدی تاپیک هامو ردیف کردی چقدر منفی بافی حالم بد شد راجع به پدرم مادرم میگه همه پدرا همین طورین اما من قبول ندارم البته من تنها پدرمو مقصر نمیدونم که الان اینجوری شدم . نمیدونم چرا اینطوری هستم .

    تیام من رو سوالات بیشتر فکر میکنم و جواب میدم

  8. 2 کاربر از پست مفید پونیو تشکرکرده اند .

    parsa1400 (پنجشنبه 10 مهر 93), کیارش۲ (پنجشنبه 10 مهر 93)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 12 دی 94 [ 12:19]
    تاریخ عضویت
    1391-1-14
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    4,713
    سطح
    43
    Points: 4,713, Level: 43
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    244

    تشکرشده 215 در 103 پست

    Rep Power
    36
    Array
    قبل از این که راهکار بدم الان یه سوالی ایجاد شد.شما قبلا میگفتین که زشتین و میخواین مثل بقیه عادی باشین.الان گفتین عادی هستین و میخواین عالی باشین.یعنی کمالگرایی.فکر میکنم پارسال خانوم مینوش در مورد کمالگرایی لینک دادن بهتون.جواب نداد؟نظر خودتون چیه؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید کیارش۲ تشکرکرده است .

    پونیو (پنجشنبه 10 مهر 93)

  11. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    پونیو جان.

    شاید خیلی هاتون بگید باز این شروع کرد !
    دوستان این تاپیکم خیلی تکراریه واقعا شرمنده ام که هیچ تغییری نمی کنم :(
    پونیو دلم طاقت نیاورد چرا اینا رو گفتی؟

    میخواستم بهت بگم اینجا خیلی ها هستن که تو رو خیلی دوست دارن. یکیش خود منم. هیچ کس ناراحت نمیشه که تو تایپیک تکراری بزنی !!! این همه آدم وایسادیم واسه خوب شدن تو

    داریم لحظه شماری میکنیم. بعد تو میای این جمله رو میگی !!!! واقعا دستت درد نکنه

    ببین اگه واقعا تو محیط زندگیتم به خودت و ارزشی که برای آدمای اطرافت داری اینجوری نگاه میکنی که خوب معلومه حالت بد میشه!!!!

    واسه خودت برا حرافات ارزش قائل باش حتی اگه برا کسی ارزش قائل نیستی!!! یه عده ادم اینجا تک تک جملات تو رو میخونن دقت کنی خیلی ها جملاتتو حفظن تو برامون مخصوصا

    من خیلی مهمی و با ارزشی. پونیو به خودت بیا. حواستو جمع کن دختر. نگفتم بگی معذرت میخوام . از خودت معذرت بخواه که با این همه ارزش خودتو درد دلتو بی ارزش حساب کردی.

  12. 4 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 11 مهر 93), parsa1400 (پنجشنبه 10 مهر 93), پونیو (پنجشنبه 10 مهر 93), zolal (جمعه 11 مهر 93)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    74
    Array
    پونیو عزیز من تاپیک شما رو جسته گریخته خوندم شایدم چیزیایی که میگم قبلا دوستان اشاره کرده باشن

    (عزیزم چرا فکر میکنی کسی مثل هنرپیشه های هالیوود اسطوره زیبایین شاید باشن ولی اکثرشون با خودشون مشکل دارن و اصلا احساس زیبایی نمیکنن

    چون اگر احساس رضایت از زیباییشون داشتن هرسال میلیون میلیون خرج چهره هاشون نمیکردن که تغییرش بدن...)

    پونیو جان مشکل شما به هیچ وجه با عمل بینی حل نمیشه چون این مشکل به روح و روانت رخنه کرده و اگر صد بار بینیت رو عمل کنی بازم همون وسواس برمیگرده

    تو ذهنت که مثلا چرا اینقدر سربالا شد چرا به صورتم نمیاد و....

    چون شما وسواس فکری داری پس با عمل بینی درمان نمیشی ..نمیدونم چرا فلوکستین رو قطع کردی این دارو ها باید تحت نظر پزشک مصرف یا قطع بشه و احتمالا

    با قطع سرخود مشکلت حادتر از قبل شد.

    مشکل شما یه اختلال به اسم بد شکلی بدن یه سرچ بزن تو اینترنت بعد میبینی که علائمش چقدر بهت شباهت داره البته تشخیص این بیماری با من نیست باید حتما

    به روانپزشک مراجعه کنی...ازت خواهش میکنم حتما تو اینترنت سرچ کناختلال بد شکلی بدن(bdd)

    بازم میگم من فقط ازروی علائم وسواس گونه ای که داری میگم و نمیشه گفت پس قطعا این مشکل رو داری...

    حتما مشکلت رو پیگیری کن چون ممکنه پیشرفت کنه
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...





  14. 3 کاربر از پست مفید رزا تشکرکرده اند .

    parsa1400 (پنجشنبه 10 مهر 93), پونیو (پنجشنبه 10 مهر 93), تیام (جمعه 11 مهر 93)

  15. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من با نظر همه موافقم! ولی عمل بینی رو نمییخوام پول از خواهرم بگیرم چرا باید پولی که بدست آورده رو من خرج قرو فرم کنم باید برم سر کار که نمیدونم چه کاری چون برا سر کار هم اعتماد بنفسو ندارم .
    تیام همه ی گزینه ها جواب سوالته اما اولی کم تر گزینه اول خوشگلم اما یه وقتا خیلی زشتم مثلا پوستم خیلی داغون میشه زیر چشام گود میره موها داغون خشک و بد حالت بینیم خیلی وررم میکنه تو ی عکس بد میوفتم مخصوصا اگه دوستم که کنارمه خیلی خوشکل بیوفته من میگم پاک کن عکسو اون میگه نه خوبی چون خودش خوبه اگه بگم عکس نمیخوام فحشم میدن میگند دیوونه لوس نشو باز ! یه وقتا شاید توهم میزنم آینه زیاد دستمه همش خودمو وارسی میکنم دست خودم نیست ! گزینه 2 دروغ میگند چون من دوستشونم هیچکس هم مستقیم نمیزنه تو ذوق کسی از قیافش ایراد بگیره فقط بچه ها تو دوران مدرسه اینکارو میکنند . 3 گزینه ی 3 رو نیستم فکر میکنم قیافم غیر طبیعیه یادمه یه بار تو خوابگاه یه دختری اومد اتاقمون بار اول منو می دید گفت چه قیافه باحالی داره ! من نپرسیدم باحال یعنی چی منظورش با نمک بود یا عجیب و غیر عادی؟!
    من با خنده ها م مشکل دارم به نظرم مسخره ترین و زشت ترین خنده رو دارم چون دماغم خیلی بزرگ میشه دندونامم زیادی بزرگند ولی صافن نه دندونام خوبند خدارو شکر :) یکی دو نفر گفتند میخندی بانمک میشی خب یعنی خوشگل نمیشم خنده دار میشه ریخت نکبتم زشت با نمک خوبه یا خوشگل بی نمک اینام سلیقه ایه ! ؟

    تیام من تا وقتی حالم خوب نشه ازدواج نمیکنم که کسی هم دوستم داشته باشه برام مهم نیست شاید اگه منم دوستش داشته باشم حس خوبی پیدا کنم اما جرات بودن با کسیو ندارم :) آقا پارسا ممنون خیلی خوبه که شما ها هستید خدارو شکر . هر تصمیمی بگیرم هر کاری کنم چه خوب بشم چه بد میام اینجا میگم ممنونم از همگی

    آقا کیارش کمال گرای واسه کسایی هست که واقعا عالی باشند ؟ من خیلی بی ارادم پرتلاش نیستم . ولی از اشتباه کردن میترسم این برا کمال گرایی هستش .

    تیام ممنونم عزیزم آ خه خودم از دست خودم خستم من از خودمم معذرت میخوام ....

    اشتراک گرفتم ولی به این زودی پر رنگ نمیشم که این آخرین پستمه.

  16. کاربر روبرو از پست مفید پونیو تشکرکرده است .

    parsa1400 (جمعه 11 مهر 93)

  17. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    پونیو جان نمی دونم این حالتی که داری از چی ناشی میشه ولی اونچه من فهمیدم اینه که در مقابل اجرا کردن مقاومت شدید داری.

    مثلا بهت می گن برو عمل کن یک عالمه توجیه میاری که نمی تونم یا نمیشه یا ...
    بهت می گن عمل نمی خواهی باز یک عالمه توجیه و ...
    بهت می کن برو پیش روانشناس بالینی باز یک عالمه جمله می نویسی از ناکامی های احتمالی از رفتن پیش دکتر
    بهت می گن برو سر کار باز هم شروع می کنی از ...

    به نظر من ظاهرت، عدم حمایت خانواده، ضعیف بودن و یک عالمه دلیل دیگه که برای خودت میاری برای اینکه یک قدم بر نداری، دلیلهای اصلی نیستند بلکه یک راهی هستند برات برای فرار از عمل کردن به آگاهیهات و یا در واقع قدم برداشتنت. به دنبال دلیل اصلی باش.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  18. 5 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    m.reza91 (جمعه 11 مهر 93), meinoush (جمعه 11 مهر 93), parsa1400 (جمعه 11 مهر 93), معاون کلانتر (جمعه 11 مهر 93), تیام (جمعه 11 مهر 93)

  19. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    74
    Array
    پونیو وای به حالت اگه فردا بیای اینجا و اون مطلبی که بهت گفتم رو مطالعه نکرده باشی فهمیدی؟؟؟؟ چون میخوام بفهمی که مشکلت فقط و فقط وسواسه فکریه نه مشکل ظاهری

    همش میگه موها خشکه صورتم داغونه زیر چشمم گوده بینیم بزرگه دندونام بزرگه...وقتی فکرش رو میکنم میگم پونیو واقعا باید چه شکلی باشه با این تفسیرایی که از خودش میکنه

    دختر چرا همش از خودت ایراد میگیری و بزرگنمایی میکنی کاش این بزرگنمایی رو تو نکات مثبتت هم داشتی البته اگر تویی که میگی من هییییییچ چیزه مثبتی ندارم

    من زشتم من جرات ندارم من فراموشکارم من بی اراده ام من اعتماد به نفس ندارم من تعادل احساس ندارم

    یه بارم بیا بگو :من این حسن رو دارم که...؟؟؟

    یا یکی ازخصوصیات مثبت من اینه...؟؟؟

    بینیم زشته ولی بجاش....؟؟؟
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...





  20. 3 کاربر از پست مفید رزا تشکرکرده اند .

    parsa1400 (جمعه 11 مهر 93), zolal (جمعه 11 مهر 93), تیام (جمعه 11 مهر 93)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چرا منو پس زد؟
    توسط مهتاب در شب بارانی در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: شنبه 23 بهمن 89, 17:55
  2. +پس عشق و دوست داشتن کجاست؟؟؟
    توسط هوشیار در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 مهر 88, 10:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.