به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 دی 95 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    3,055
    سطح
    34
    Points: 3,055, Level: 34
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 57 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازدواج ما کاملا سنتی بود.مادر و خواهرش اول ب خواستگاریم اومدن پسندیدن بعد خودشون اومدن.من برای ازدواج دو دل بودم و ایشون بسیار مصر.از نظر ظاهری وتحصیلات بالاتر هستم.ده سال هم اختلاف سنی داریم.بیست روز بعد عقد متوجه شدمبه خانومی اسمسای عاشقانه میده.بسیار ناراحت شدم گریه کردم.اونم قول داد تکرار نکنه.سه ماه بعد دوباره تکرار شد.برخوردمشدیدتر بود.میخاسم جدا شم.گریه کرد..دوستش واسطه شد گف دیگ تکرار نمیشه..الانم یه سال ازون قضیه میگذره..فک کنم بهم علاقه داره.با اینکه شهرمون هشت ساعت از هم فاصله داره هر ده روز یکبار ب دیدنم میاد.هرچیزی در توانش باشهبرام تهیه میکنه و اخلاق خوبی داره.ولی خانوادش گاهی بسیار آزار میدن.الان ک تقریبا پنج ماه ب ازدواجمون مونده و دستمون خالیهمادرش هوس کرده خونشون و بازسازی کنه و همسر من مجبور شد زیربار بدهی بره.پدرش بازنشستس و همسرم خرج خوموادشو میده.بسیار بی ملاحظه هستن.تصمیم دارن مبلا و فرشاشون و عوض کنن و اصلا ب فکر این نیستن ک همسرم ب پول نیاز دارن.همسر من هم دریغ نمیکنه.ولی از اینکه پولشو بیخودی خرج میکنه و منو مجبور میکنن از چیزایی مث لباس عروس ک بهشونگفتم با قیمتی بسیار ارزون تهیه میکنم دست بکشم..و همینطوری خرج تراشی میکنن برای همسرم

    - - - Updated - - -

    رابطه منو همسرم بیشتر دوستانس. خب هرکاری ک کنم واقعیت اینه ک اون دوبار خیانت کرده و قلب من شکستس.ولی خب به همدیگه علاقه داریم.همه چی عالی میشه اگ

    بهم اعتماد کنه.وابستگیش ب خانوادشو کم کنه.و باور کنه ک دیگه بچه نیس و بزرگ شده.هر چیزی رو سریع ب خانوادش میگه.در عین حال هیچی ازونا ب من نمیگه.هیچوق

    جدی باهام حرف نزده. از نظرمالی خیلی تو فشاره.بیشتر هم تقصیر خانوادشه ک بسیار بی ملاحظه هستن.بهم اعتماد نداره.تو عروسی ها حق ندارم لباس باز بپوشم.چن بار

    بهم گف منم گفتم باشه.تا اینکه بازم اعتماد نکرد و خواهر زاده کوچیکش و ب قسمت خانوما فرستاد و گوشیشو هم بهش داد تا اگ بی حجاب بودم مدرک داشته باشه!

    منم حواسم نبود ک داماد اومده داخل.مانتو تنم بود.فقط روسریم افتاده بود و خواهرزادش هم فوری از پشت سرم طوری ک متوجه نشم عکس گرفت و بهش داد.

    فاصله من و داماد هم طوری بود ک من اصلا دیده نمیشدم.

    خلاصه تا خواهرزادش عکس و نشونش میده حسابس قاطی میکنه.بعد ک اومدیم خونه کلی دعوام کرد.عکسونشونم داد.نمیدونسم گریه کنم یا بخندم.داد زد هرچی خاس گف

    بعدش گریه کرد.بعد بغلم کرد بعدش گف باشه میبخشمت...بعد گرفت خوابید...نمیدونم چی بگم..

    مشکل من بیشتر با خانوادشه تا خودش.

  2. کاربر روبرو از پست مفید atrin تشکرکرده است .

    Somebody20 (دوشنبه 31 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.