یک سوال برایم پیش آمده است.
1- آیا ما می توانیم صد در صد از انتخاب خود و آینده مطمئن باشیم و به خاطر این اطمینان صد در صدی هیچ شرطی را برای شرایط بحرانی نگذاریم ؟
اول ازدواج اکثر آدم ها از اینکه یک فرد مناسب را انتخاب کرده اند و خوشبخت می شوند مطمئن هستند. اما بعد در زندگی به مشکل بر می خورند و شرایط بدی برایشان ایجاد می شود. مثل خانم مینا 36 که تاپیکش مربوط به خیانت همسر است و اگر شوهرش طلاقش بدهد ( که اگر بخواهد بدهند چیزی جلودارش نخواهد بود ) تمام زندگی و فرزندانش را از دست خواهد داد. حالا اگر این خانم حداقل شرط حضانت یکی از فرزندانش را داشت آیا کمتر ضربه نمی خورد ؟
این روزها فریب در ازدواج زیاد شده است و یک نمونه اش را در تالار داشتیم. که مرده روانی بود و ازدواج قبلی اش هم به طلاق منجر شده بود . اما همه اینها را پنهان کرده بود. بعدش هم زن را آزار داده بود و با تیغ موکت بری رگش را زده بود. زن تقاضای طلاق کرد اما اثبات کردن در محکمه کار سختی است. دوستانی که محکمه رفته اند می دانند. آخر سر نه تنها از همان مهریه قانونی هم صرفنظر کرد بلکه یک پولی هم به شوهرش داد تا دست بردارد.

مردها اگر باید مهریه بدهند اما در عوض حقوق قانونی زیادی دارند. اولا می توانند موقع ازدواج میزان مهریه را خود تعیین کنند و اگر در مورد مهریه توافق نداشتند ازدواج نکنند. در ثانی حق طلاق زن را دارند ، حق حضانت فرزند را دارند ، ولی قانونی پدر است نه مادر ، می توانند ازدواج موقت انجام دهند ، در صورت لزوم با کسب اجازه از دادگاه ازدواج دائمی دوم داشته باشند ، طبق قانون زن باید در مواردی مثل بیرون رفتن از خانه ، اشتغال و تحصیل و خروج از کشور زیر نظر آقا باشد . حالا به همه اینها بیشتر بودن قدرت و نیروی بدنی مرد را هم اضافه کنید.

من نمی گویم این قوانین بد است یا نباید باشد. من نمی گویم اشکال از قوانین است و بحث های فمنیستی راه نمی اندازم. من می گویم هر یک از قوانین اگر درست و به جا استفاده شود و شرایط انسانی رعایت شود خوب است.

اما مشکل درست از همین جا نشات می گیرد. الان جامعه ما شرایط خوبی ندارد. دروغ زیاد شده است ، فریب زیاد شده است ، بیماری های روانی و فسادهای اخلاقی زیاد به چشم می خورد ، سوء استفاده از اختیارات و قدرت بین افراد جامعه زیاد شده است. مال حرام خوردن و زورگویی به یکدیگر و دعوا کردن و در یک کلام رذیلت های اخلاقی جامعه فراوان تر شده است.

خوب در این شرایط آیا می توانیم اطمینان داشته باشیم که آدمی که هم قدرت بدنی زیادی دارد هم قدرت مالی بیشتری دارد و هم اختیارات قانونی زیادی دارد و کاملا مسلط بر زندگی یک زن است از این شرایط سوء استفاده نمی کند ؟ از این شرایط برای ارضای امیال نفسانی و گشودن عقده های روانی استفاده نمی کند ؟ از این شرایط برای هوسرانی استفاده نمی کند؟


مشکل خانم حقوق آقایان نیست دوستان محترم تالار. مشکل خانم ها شرایطی است که در جامعه ایجاد شده است. همه ما می دانیم که آسیب پذیری زن چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ موقعیت اجتماعی از مردان بیشتر است. در این شرایط که آقایان با این برتری های طبیعی و اجتماعی نمی توانند اعتماد و اطمینان داشته باشند ، آن وقت چگونه از زنان انتظار اعتماد و اطمینان دارید؟

اینها سوالهایی است که برای من پیش آمده و احتمالا خیلی از دخترها خانم ها مثل همین ایجاد کنند تاپیک هم همین سوالها و دغدغه ها برایشان مطرح است. اگر دوستان یا مدیر محترم همدردی به این سوال که می دانم جواب این خانم هم خواهد بود پاسخ دهید ممنون می شوم.