سلام باران جان
میگن یک بنده خدایی بوده ، هر وقت نماز میخونده ، بعد از نماز یک ندایی بهش میگفته ، قرآن بخون... خلاصه براش سوال بوده که منشا این ندا که به ظاهر خوب هم بوده ، از کجاست ، میره پیش یک عالم دینی و جریان رو میگه ، عالم بهش میگه این ندا رو اصلا محل نزار ، این ندای شیطان هست و بهش گوش نکن و لازم نیست بعد از نماز قران بخونی .. خلاصه اون مرد میره و همچنان اون ندا رو میشنوه و به حرف عالم گوش نمیده و هر زمان ندا رو میشنوه به قران خوندن میپردازه ... خلاصه به خاطر همین پیروی از دستور به ظاهر سازنده شیطان کارش به جایی میرسه که همون ندا به ترک نماز سوقش میده و در نهایت اون مرد حتی نمازش رو هم ترک میکنه...
شیطان کارش اینه که هر ادمی رو با توجه به خصوصیاتی که داره در این دنیا گرفتار و غمگینش کنه تا در نهایت از اماده شدن برای اخرت باز بمونه... هیچ وقت شیطان به یک فردی که با ایمان هست وسوسه نمیکنه که بره مشروب بخوره یا قمار کنه .. بلکه اون فرد رو در امور دینی گرفتارش میکنه .. مثلا به وسواس مبتلاش میکنه یا گرفتار شکیات نمازش میکنه و... هر فردی رو در طریقی که هست وسوسه و اغفال میکنه...
یکی از جاهایی که شیطان درش نقش پررنگی داره خوابهای ما هست ، خیلی از خوابهایی که ما میبینم ، بازیگرانش اجنه و شیاطین هستند... مثلا شیطان میخواد بین یک نفر و همسرش رو شکراب کنه .. شب میره توی خوابش و اون مرد شب خواب میبینه که همسرش با یک نفر دیگه همبستر هست ، و اون فرد که که همبستر هست یک شخص بیگانه هست که در حقیقت بازیگر این نقش شیطان هست . وقتی مرد از خواب بیدار میشه ، با توجه به خواب چندشی که دیده به شدت به همسرش سوظن پیدا میکنه و رابطه اش بی جهت و با مکر شیطان با همسرش شکراب میشه .. در صورتیکه اگر اون فرد میدونست که این یک توهم هست و این خواب حیله شیطان هست کوچکترین بهایی برای خوابش قائل نبود و پوز شیطان رو به خاک میمالید.
پس با این تفاسیر ، واقعا خوابهایی که ما میبینیم ، چه خوبهاش چه بدهاش ، محلی از اعراب نداره و چیزی نیستند که ما بخوایم بر اساس اون مسیر زندگیمون رو ترسیم کنیم .. بالفرض که حتی ما یک خواب صادقه هم ببینیم که کلی شرایط داره خواب صادقه دیدن ، میگن اعتبار خواب صادقه یک هفتادم اعتبار وحی هست .. پس اگر بالفرض خوابی دیدیم که صد در صد برای ما محرز شد که خواب صادقه هست باز هم نباید در حد یک پیام الهی یا وحی معتبر بدونیمش...
با توجه به این مقدمه ای که گفتم ، به احتمال خیلی زیاد خوابی که شما دیدی طراحی شیطان بوده و با این استراتژی میخواسته شما رو از خدا دور کنه و به خدای مهربان بدبین کنه ... همونطور که یک جا اشاره کردی که مدتی از خدا دور شدی و هم اکنون هم میگی یک غم بی جهت روی دلت هست ، در صورتیکه مومن واقعی یکی از نشونه هاش شاد بودن هست... پس میبینی که شیطان در هدفش تا حدود زیادی موفق بوده ، پس اگر دست به کار نشی ، روز به روز اون رو در هدفش که خسران دنیا و اخرت شماست ،کمک میکنی...
کارهایی که باید بکنی :
1- اولین چیز این هست که بدونی اون خواب یک خواب الهی نبوده و اینطور فکر نکن که خواست خدا این بوده که شما به اون دختر برسی ... چون افراد معتقد زمانی که در کارهاشون بتونن ردی از خدا پیدا کنن و اینطور القا کنن به خودشون که خدا در اون مسیر حمایتشون میکنه ، در نتیجه وقتی در اون راه به نتیجه مطلوب نرسن غمشون مضاعف هست چون احساس میکنن یک خیری که از سمت خدا بوده رو از دست دادن .. در صورتیکه همونطور که گفتم این تنها یک القا شیطان بوده که خدا در اون راه حامی شما بوده و اون خواب از سمت خدا بوده... وقتی این پیوند رو قطع کنی و اون اشنایی رو یک اشنایی زمینی نه اسمانی در نظر بگیری خیلی کارت برای حل مشکل راحتتر هست ، اگر بالفرض نیم درصد هم احتمال بدیم اون خواب شما یک منشا الهی داشته که شما تلاش خودت رو کردی و نتیجه نداده پس دیگه غصه خوردن نداره و بدون در نرسیدن شما به اون ، حکمتی بوده...
2- به هیچ وجه خاطراتت رو مرور نکن ، به هیچ وجه حرم و اون مکانهایی که با اون دختر خانم خاطره داری نرو ، حتی برای دعای کمیل ، حتی برای عبادت ... این مرور کردن همیشه خاطرات رو در ذهنت زنده نگه میداره..
3- تمام خصوصیات مثبتی که همسرت داره رو روی کاغذ بنویس ، ده تا ، بیست تا ، صد تا .. همیشه جلوی روت باشه ، خیلی از ماها چون نعمتهایی که داریم برامون عادی و تکراری میشه ، قدرشون رو نمیدونیم...
4- با تمام وجود همسرت رو دوست داشته باش ، باهش معاشقه کن ، باهش تمام عشق وجودت رو تقسیم کن ... بزار از عشق اشباعت کن ... نزار جای خالی در وجودت باشه که بخواد کس دیگه ای پرش کنه...
5- از خدا مدد بگیر که شر شیطان رو از سرت کم کنه و به خودش از شر شیطان پناه ببر.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)