ممنونم خالقزی که جواب دادی.راستش دیشب باکلی من من کردن قضیه رو به مادرم گفتم و سنشم گفتم مامانمم مثل همیشه گفت اینا مهم نیست پسر خوب باشه بسته(منم با چشمای متعجب همینجوری نگاش کردم).صبح هم مامانش زنگ زد و برای خواستگاری و اینا که مامانم گفت بذارید با برادرش مطرح کنم و اونم گفت پس بعدازظهر زنگ میزنه مجدد.راستش برادر بزرگم مثل مامانمه و احساسی برخورد میکنه به خاطر همین من صبح با برادر کوچیکم که 6 سال ازم بزرگتره درمیون گذاشتم البته با پیامک(فکر کنید چقدر پررویم من)اونم گفت بذار بیان بعد ببینیم پسره چند مرده حلاجه و خودم ته وتوش رو برات در میارم(اخه این داداشم مثل بابام خدا بیامرز خیلی منطقی برخورد میکنه و همه ی جوانب رو میسنجه).
راستش من الان 24 سالمه ولی خواستگار تا این حد جدی نداشتم همه دورادور یه تعارف میزدن که بیایم.همیشه استرس اینو دارم که نکنه مجرد بمونم به خاطر همین تصمیم دارم تموم موردهایی که پیش میان رو خیلی دقیق بررسی کنم.
در مورد معیارهام هم:
1)ایمان: دینش رو بشناسه و بهشون با اعتقاد و ایمان عمل کنه نه فقط برای حفظ ظاهر.من خودم از بچگی در مورد همه چی از پدرم دلیل میخواستم و الانم که بزرگ شدم باز برای تک تک قوانین دینم تحقیق میکنم و سعی کردم به همه چی عمل کنم(روزه هام رو از 9 سالگی کامل گرفتم حجابم رو همیشه حفظ کردم مانتویی هستم ولی تا حالا عمدا مو بیرون نریختم و مانتوهام همیشه پایین زانومه و تنگ هم نیست.نمازم رو هم تا جایی که میتونم میخونم شاید بعضی اوقات قضا بشه ولی میخونم)دوست دارم طرفم هم مثل خودم باشه و تو امور دینیش کاهل نباشه)ظاهر و باطنش در ایمان یکی باشه(اصلا این جمله رو که دلش پاکه ولی در ظاهر چیز دیگه ای و بالعکس رو قبول ندارم).
2)اخلاق: خیلی جاها دیدم که از حضرت محمد نقل شده که دختران خود را به افراد با اخلاق بدهید.فرمودشون هم درسته اخلاق میتونه خیلی مسائل رو حل کنه ادم با خوش اخلاقی تو زندگی موفق میشه.
3)منطقی باشه: دوست دارم اگه حرفی میزنه از سر منطق باشه نه فقط تنها احساسات.اگه ازم چیزی میخواد با دلایل منطقی بخواد و کلا حرفهای بی منطق تو سرم نمیره.
4)حجب و حیا:از مردهایی که نمیدونن کدوم حرف و عمل مختص کجاست بدم میاد.مردها هم باید درصدی از حجب و حیا رو داشته باشن و رعایت کنن.
5)کار مناسب: کاری که مناسب با شان وشخصیت باشه.نمیگم پولدار باشه ولی حداقل بتونه یه زندگی ساده و متوسط رو محیا کنه.درحد اجاره یک خونه و گذران بی دغدغه زندگی.
6)مدیریت و غرور: از مردهایی که میتونن بدون هیچ تنشی زندگی رو مدیریت کنن خوشم میاد.شاید خنده دار باشه ولی از مردهایی که مغرورند خوشم میاد.
7)تحصیلات:اگه هم رده خودم باشه خوبه ولی اگه پایینتر هم باشه اشکال نداره چون تو این مدتی که تو تالار بودم دیدم مردهایی رو که لیسانس ندارند اما از صد تا لیسانسه بیشتر میفهمند ازجمله خوده شما اقای خالقزی.
8)مخالف کار کردن و ادامه تحصیل من نباشه: تو زندگی من تنها تفریحم درس خوندن بوده تا الان همیشه دوست داشتم به مدارج عالی علمی برسم و کار کنم اینها بهم حس استقلال و اعتماد به نفس میده.
9)خانواده دار و خانواده دوست.
10)تیپ و ظاهر:نمیگم حورا بهشتی باشه ولی ظاهرش به دل بشینه و تر وتمیز باشه.خودم با اینکه باحجابم ولی همیشه سعی کردم رو مد باشم و تر و تمیز جلو بقیه ظاهر بشم.
11)مثل خودم شیطون باشه:تو خونه کسی رو ندارم که پا به پام شیطونی کنه حداقل بتون با شوهرم شیطونی کنم و تفریح کنم.(البته اگه طرفم تو بقیه ی موارد خوب باشه خوب میتونم از این بگذرم)
12)زرنگ باشه: بتونه تو این دوره و زمونه بدون کمک کسی گلیمه خودشو از اب بیرون بکشه.مستقل باشه و بتونه زندگیش رو تنهایی بچرخونه.
13)ارامش:بتونه یه زندگی اروم رو برام فراهم کنه و تاکنارش ارامش رو تجربه کنم
14)تکیه گاه خوبی باشه: همیشه دوست داشتم همسری داشته باشم که مثل یه کوه پشتم باشه و ازم حمایت کنه و مشوقم باشه.شاید این مورد به خاطر خلا حضور یه تکیه گاه تو زندگیمه
(پدرم ادم خوبی بود و پدر خوبی هم بود ولی من از بچگی زیاد باهاش صمیمی نبودم راستش تو خانواده با هیچکس صمیمی نبودم و نیستم نه اینکه خشک باشم در کنار همشون هستم با خانواده ام بهم خوش میگذره سعی میکنم به همشون کمک کنم و خیلی هم بهشون وابسته ام ولی از بچگی حس میکردم تنهام و همیشه دردها و مشکلاتم رو میریختم تو خودم و سعی میکردم خودم حلشون کنم.همیشه سعی میکردم جلوی هیچکسی حتی خانواده ام ضعف نشون ندم و گریه نمیکردم.حتی وقتی به شدت از درون داغونم ولی در ظاهر شاد میمونم و میخندم.حتی وقتی پدرم فوت کرد با اون همه عذاب و درد سنگین و غم عظیم ولی باز جلوی بقیه گریه نکردم و درتنهایی هام براش اشک ریختم و الانم وقتی دلتنگش میشم تو تنهاییهام گریه میکنم.)نمیدونم ولی حس میکنم تو زندگیم همیشه به یک تکیه گاه محکم برای زندگی کردن احتیاج دارم.
در کل این معیارهایی که گفتم رو خودم سعی کردم تا 90 درصد بهشون عمل کنم و تقریبا تو زندگی برام مهمه این معیارها دو طرفه باشه.
راستی از اهل دود و دم و مشروبات الکلی هم نباشه که این سه تا کلا منو داغون میکنه.
حالا لطفا بهم بگید ایا معیارهام درستند یا نه اگه نه چرا؟
راستی تاپیکهایی که گذاشتین رو خوندم.مرسی








علاقه مندی ها (Bookmarks)