به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 تیر 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1393-6-02
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    753
    سطح
    14
    Points: 753, Level: 14
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    62

    تشکرشده 22 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا نمیتونم پاسخ بذارم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!صبح تا حالا خودمو کشتم تا پاسخ بذارم.
    سلام واقعا از همه متشکرم که درباره همه جوانب نوشته هام نظر دادین و همدردی و راهنمایی کردین.واقعا حالم بهتر شد.

    و اما پارسای عزیز گفته :از هول حلیم افتادی تو دیگ سوختی-چون احساسی جلو رفتی اشتباه کردی
    -قبول دارم.شایدچون تا به حال کسی نبود که باورم داشته باشه.شاید چون اعتماد به نفسم زیر صفر بود و خودمو قبول نداشتم اعتماد کردمو تن به این رابطه دادم.
    و اما رزای عزیز گفته:اونم بیکار نیست که بره همه جا جار بزنه که من با این دختر دوست بودم و این حرفا خیالت راحت پیشه هیچکس حرف نمیزنه.
    -قبول دارم که قبلا امتحانش کردم اما چون برام تعریف کرده بود که بچه های خابگاه بعضیاشون اینقد بی وجودن که دخترا رو مسخره میکنن فکرای مخرب تو کلم میاد
    و اما زمستون عزیز گفته:عشق از نوع یه طرفه!هزار بار این کلمتو - تو ذهنم مرور کردم -اره من عشقم هزار بود و اون یک.بعد گفتم نه شاید اصلا زمستون راست بگه تموم این مدت من فقط عاشق بودمو اون از سر عادت و گذروندن اوقات فراغتش و پر کردن تنهایییش با من بوده!یعنی بازی خوردم؟!یعنی یه نفرم که اعتماد کردم تو زرد از اب در اومد.و هزار فکر.
    زمستون گفت:قرار نیست به خاطر اتفاقاتی که افتاده خودتو سرزنش کنی و از اینده عقب بمونی..زندگی همینطوری میگذره چه تو بخوای چه تو نخوای!!موفق ترین فرد اونیه که بتونه خودشو با زندگی وفق بده!!
    ممنونم زمستون.که همه جانبه نوشتی-بیشتر از پنج بار نظرتو خوندمو روش فکر کردم.
    سعی میکنم و امیدوارم بتونم این فکرا و تضادا را از ذهنم بیرون کنم.
    کاملیای عزیز هم که احادیثو گذاشتی واقعا ممنون -خیلی ارامش بخش و امیدوار کننده بود برام.

    و اما خاله قزی عزیزگفته: معیارهای انتخاب همسر را از نظر خودت بنویس!!!!با اینکه نفهمیدم چرا اما چشم.

    ایمان:متوسط یعنی نمازو روزشو بگیره و ...کلا از نظر اعتقادی هم سطح باشیم
    سیاسی:اصلا خوشم نمیاد اهل حزبو جناح باشه.یه مورد برام اومده بود اولین سوالش همین بود .منم نه بالا گذاشتم نه پایین گفتم حزب باد.بدش اومد.رفت
    خانوادش:متوسط یعنی هم کفو باشیم.هم طبقه -مثله خودمون راحت باشن.با رسمو رسومات انچنانی ویا اتو کشیده و خشک ویامذهبی سخت ویا بیبندوبار نباشن.

    شغلش و میزان درامد و خونه داشتن یا نداشتن و مسائل مالی دیگه:شغلش مهم نیست.همینکه جربزه داشته باشه وبتونه یه لقمه نون حلال دربیاره و خانوادشو تامین کنه کافیه.خونه ؟!ااینقد اوضاع اقتصاد خرابه که همون پول رهنو اجاره را داشته باشه کلی کار کرده -خریدن پیشکشش.خودم داداش دارم میدونم نباید توقع بیش از حد داشت.

    سن:قبلا واسم مهم بود 2سال بزرگتر از خودم باشه ولی خب چیکار کنم به قیافم نمیخوره حتی بم میگن دبیرستانیم!!!بیشتر خاستگارام سنشون 2-3 سال کمتر از منه.

    قیافش:ظاهرمتوسط-فقط کچل نباشه وقدبلندتر ازمن

    تحصیلات:هم سطح یا یک درجه پایین تر هم مشکلی ندارم

    از نظر اخلاقی؟خوش اخلاق-اخه اخلاق جنبه های مختلف داره-خوش برخورد-اجتماعی-اهل معاشرت-خانواده دوست-صادق-بافهم و درک و شعور درباره همه مسایل-باجذبه و ابهت اما مهربون-به موقع عصبانی شه و به موقع کنترل کنه-صبور-باگذشت-..
    کلا بتونیم هم کفو باشیم.

    از ویژگی خودم بعد میگم.مطمینم الان مخصوصا قسمت شغلو بخونید شاید مثه بقیه مسخرم کنید .
    میگن تو بچه ای که زندگیو اینقد اسون می گیری!
    نمیدونم شایدم راست بگن اما فعلا که نظرم همینه/

    گفتید راهکار خواستید بگید تا برایتان بنویسم!!!راهکار که خاستم شما نگفتید
    ویرایش توسط parvaneh7 : سه شنبه 04 شهریور 93 در ساعت 22:10

  2. 2 کاربر از پست مفید parvaneh7 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 11 شهریور 93), parsa1400 (سه شنبه 04 شهریور 93)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط parvaneh7 نمایش پست ها
    چرا نمیتونم پاسخ بذارم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!صبح تا حالا خودمو کشتم تا پاسخ بذارم.
    سلام واقعا از همه متشکرم که درباره همه جوانب نوشته هام نظر دادین و همدردی و راهنمایی کردین.واقعا حالم بهتر شد.

    و اما پارسای عزیز گفته :از هول حلیم افتادی تو دیگ سوختی-چون احساسی جلو رفتی اشتباه کردی
    -قبول دارم.شایدچون تا به حال کسی نبود که باورم داشته باشه.شاید چون اعتماد به نفسم زیر صفر بود و خودمو قبول نداشتم اعتماد کردمو تن به این رابطه دادم.
    و اما رزای عزیز گفته:اونم بیکار نیست که بره همه جا جار بزنه که من با این دختر دوست بودم و این حرفا خیالت راحت پیشه هیچکس حرف نمیزنه.
    -قبول دارم که قبلا امتحانش کردم اما چون برام تعریف کرده بود که بچه های خابگاه بعضیاشون اینقد بی وجودن که دخترا رو مسخره میکنن فکرای مخرب تو کلم میاد
    و اما زمستون عزیز گفته:عشق از نوع یه طرفه!هزار بار این کلمتو - تو ذهنم مرور کردم -اره من عشقم هزار بود و اون یک.بعد گفتم نه شاید اصلا زمستون راست بگه تموم این مدت من فقط عاشق بودمو اون از سر عادت و گذروندن اوقات فراغتش و پر کردن تنهایییش با من بوده!یعنی بازی خوردم؟!یعنی یه نفرم که اعتماد کردم تو زرد از اب در اومد.و هزار فکر.
    زمستون گفت:قرار نیست به خاطر اتفاقاتی که افتاده خودتو سرزنش کنی و از اینده عقب بمونی..زندگی همینطوری میگذره چه تو بخوای چه تو نخوای!!موفق ترین فرد اونیه که بتونه خودشو با زندگی وفق بده!!
    ممنونم زمستون.که همه جانبه نوشتی-بیشتر از پنج بار نظرتو خوندمو روش فکر کردم.
    سعی میکنم و امیدوارم بتونم این فکرا و تضادا را از ذهنم بیرون کنم.
    کاملیای عزیز هم که احادیثو گذاشتی واقعا ممنون -خیلی ارامش بخش و امیدوار کننده بود برام.

    و اما خاله قزی عزیزگفته: معیارهای انتخاب همسر را از نظر خودت بنویس!!!!با اینکه نفهمیدم چرا اما چشم.

    ایمان:متوسط یعنی نمازو روزشو بگیره و ...کلا از نظر اعتقادی هم سطح باشیم
    سیاسی:اصلا خوشم نمیاد اهل حزبو جناح باشه.یه مورد برام اومده بود اولین سوالش همین بود .منم نه بالا گذاشتم نه پایین گفتم حزب باد.بدش اومد.رفت
    خانوادش:متوسط یعنی هم کفو باشیم.هم طبقه -مثله خودمون راحت باشن.با رسمو رسومات انچنانی ویا اتو کشیده و خشک ویامذهبی سخت ویا بیبندوبار نباشن.

    شغلش و میزان درامد و خونه داشتن یا نداشتن و مسائل مالی دیگه:شغلش مهم نیست.همینکه جربزه داشته باشه وبتونه یه لقمه نون حلال دربیاره و خانوادشو تامین کنه کافیه.خونه ؟!ااینقد اوضاع اقتصاد خرابه که همون پول رهنو اجاره را داشته باشه کلی کار کرده -خریدن پیشکشش.خودم داداش دارم میدونم نباید توقع بیش از حد داشت.

    سن:قبلا واسم مهم بود 2سال بزرگتر از خودم باشه ولی خب چیکار کنم به قیافم نمیخوره حتی بم میگن دبیرستانیم!!!بیشتر خاستگارام سنشون 2-3 سال کمتر از منه.

    قیافش:ظاهرمتوسط-فقط کچل نباشه وقدبلندتر ازمن

    تحصیلات:هم سطح یا یک درجه پایین تر هم مشکلی ندارم

    از نظر اخلاقی؟خوش اخلاق-اخه اخلاق جنبه های مختلف داره-خوش برخورد-اجتماعی-اهل معاشرت-خانواده دوست-صادق-بافهم و درک و شعور درباره همه مسایل-باجذبه و ابهت اما مهربون-به موقع عصبانی شه و به موقع کنترل کنه-صبور-باگذشت-..
    کلا بتونیم هم کفو باشیم.

    از ویژگی خودم بعد میگم.مطمینم الان مخصوصا قسمت شغلو بخونید شاید مثه بقیه مسخرم کنید .
    میگن تو بچه ای که زندگیو اینقد اسون می گیری!
    نمیدونم شایدم راست بگن اما فعلا که نظرم همینه/

    گفتید راهکار خواستید بگید تا برایتان بنویسم!!!راهکار که خاستم شما نگفتید
    درو.د بانو

    افراد پست و کوچک و حقیر دیگران را مسخره میکنن نقد میکنیم ما توی سایت همدردی شاید به شدیدترین نحو ممکن ولی اینکه تحقیر کنیم به هیچ عنوان
    اتفاقا برعکس نظر شما در مورد شغل خیلی خوب بود همینکه درک میکنید وضعیت اقتصادی جامعه امروز کشور را خیلی هم عالیه

    یه عذرخواهی مرورگرم همخوانی نداشت با سایت همدردی نمیتوانستم تایپ کنم مجبور شدم مرورگر جدیدی نصب کنم وجواب شما برای فراموشی ایشون

    دلتنگي پس از قطع يک رابطه

    هرچند شروع يک رابطه با جنس مخالف مورد تاييد ما نيست،
    اما اگر درگير يک رابطه عاطفي شده و آن را پس از مدتي قطع کرده ايد، خواندن اين مقاله مي تواند برايتان مفيد باشد.

    براي اينکه بتوانيد از پس برخي مشکلات احتمالي ناشي از قطع يک رابطه عاطفي برآييد،
    لازم است ابتدا با خود روراست و صريح باشيد و دلايل محکم و قطعي اتمام رابطه را مرور کنيد.
    اينکه طرف مقابلتان صادق نيست، يا قصدي به جز ازدواج دارد، يا حرف و عملش با هم جور در نمي آيد،
    يا اينکه فرد مطمئني براي زندگي با شما نيست، و...، همه دلايل محکمي براي اتمام رابطه هستند.

    ممکن است افکار ناراحت کننده اي به سمت شما هجوم بياورند، از قبيل: من فقط بايد با اين فرد ازدواج کنم، من ديگر نمي توانم ازدواج کنم،
    براي من مورد بهتري وجود نخواهد داشت، اگر با هر شرايطي ادامه بدهم بهتر از تنها ماندن است، ديگر دير شده و من اميدي ندارم و...

    احساسات ناراحت کننده اي هم شما را همراهي مي کنند، مانند: دلم براي صدايش تنگ شده، حرفهاش آرومم مي کرد،
    روياهام با او بود، تمام تصورات زندگي آينده ام با او شکل گرفته بود، احساس تنهايي مي کنم، احساس شکست مي کنم و...

    اما بايد بدانيم که اين افکار و احساسات گذرا هستند و با مديريت به جا و گذر زمان قابل برطرف شدن هستند. چه بايد بکنم؟

    پيش از شروع، از خدا بخواهيد تا شما را ياري دهد.

    نخستين کار اين است که بپذيريد اين رابطه تمام شده و ديگر ادامه نخواهد داشت.

    دوم اينکه هرگونه اميد به بازگشت فرد مقابل را از ذهن و فکر خود دور کنيد.

    سوم اينکه هرآنچه طرف مقابل
    را به ياد شما مي اندازد از خود دور سازيد. آهنگ هايي که به يادش گوش مي داديد را دست کم براي مدتي گوش ندهيد؛
    به جاهايي که او را به يادتان مي اندازد نرويد، يا اگر مجبوريد برويد(مثلا دانشگاه)، آن محل را با چيزها و افراد ديگري در ذهنتان تداعي کنيد.
    مثلا به جاي اينکه دانشگاه را محلي براي ملاقات طرف مقابلتان مجسم کنيد، آنجا را محلي براي کسب علم، گذران اوقات با دوستان،
    و سوال از اساتيد تصور کنيد و به اين تصورات جديد عمل کنيد. يادگاري ها را دور بريزيد و عکسها و ... را پاک کنيد.

    چهارم اينکه در رويه زندگي خود تغيير ايجاد کنيد.
    مدتي که با طرف مقابل خود گذرانده ايد، احتمالا روند زندگي شما را به شکل خاصي قرار داده.
    مثلا ساعت هاي خاصي منتظر پيام يا تلفنش بوده ايد، اوقات خاصي را به ملاقات هم سپري مي کرده ايد و... .
    حال نياز است که تغييري در روند زندگي جاري خود بدهيد. آن اوقات و زمانها را به کارهاي ديگري اختصاص بدهيد.
    به ورزش بپردازيد،
    به کلاس هاي فوق برنامه برويد، کار پژوهشي انجام دهيد، به علايق خود بپردازيد، در طبيعت سير کنيد، خدا را ياد کنيد و ...

    پنجم اينکه حمايت اجتماعي دوستان و خانواده را همراه داشته باشيد.
    با کساني که تجارب مشابهي داشته اند و آن را با موفقيت سپري کرده اند، صحبت کنيد. با دوستي که امين شماست دردودل کنيد.

    قوي باشيد و بدانيد که اتمام يک رابطه، به معناي شکست نيست. رابطه اي که سرانجامي ندارد، همان بهتر که زودتر قطع شود.
    هر کاري راهي دارد. اگر کسي قصد ازدواج داشته باشد، از راه رسمي اش اقدام مي کند.

    تا زماني که رابطه قبلي را فراموش نکرده ايد،
    اجازه ندهيد کسي وارد رابطه جديدي با شما شود. از خود بپرسيد هدف از برقراري رابطه چيست؟
    اگر رابطه صرفا براي رابطه است، نه عقل و نه شرع و نه تجربه آن را تاييد نمي کنند. اگر براي ازدواج است، راه و رسمي دارد.
    اگر نمي تواند در شرايط فعلي اقدام رسمي کند، اشکالي ندارد، هر وقت توانست اقدام کند به خواستگاري بيايد(مخصوص دخترخانمها).

    در پايان سعي کنيد از تجربه اي که به دست آورده ايد نهايت استفاده را ببريد و آن را به ديگران نيز منتقل کنيد.

    فراموش کردن دوست دختر يا دوست پسر

    با سلام
    راه هاي كوتاه بر اساس لذت درون همان كاري هست كه يك معتاد را از ترك دائمي باز مي دارد.
    اما راهكاري هزينه بر و انرژي بر سختي و رنج دارد. اما اگر قدمهايتون را طبق برنامه و پشتكار برداريد موفق مي شويد.
    به 3 تكنيك كمك كننده اشاره مي كنم.
    اما مشورت حضوري با يك روانشناس باليني مي تواند اين تكنيكها و تكليف ها را براي شما بيشتر باز كند و آسانتر متوجه شويد و عمل كنيد.
    1 - تكنيك تغيير بستر
    در اين تكنيك شما نمي گذاريد آتش مشتعل شود و بعد خاموش كنيد. بلكه بستر آتش را از بين مي بريد.
    مثلا عوض كردن شماره تلفن، استفاده نكردن از ID و ايميل ارتباطي ،‌نرفتن به مكان ارتباطي
    و ... مهمتر هست تا اينكه شماره را داشته باشي
    و بخواهي جلوي جواب دادن به آن مقاومت كني.

    2 - تكنيك تمركز زدايي:
    هر انساني انرژي هاي رواني مشخصي دارد،
    وقتي همه انرژيتان را روي يك شي يا يك فرد سرمايه گذاري كنيد، نمي توانيد جلوي آن مقاومت كنيد
    .
    بهتر هست فهرستي بلندي از علاقمندي، كارها،‌مشغوليت ها و ... تهيه كنيد و مدتي انرژي خود را توزيع كنيد.

    3 - قطع آبياري تخيلات (تكنيك توقف فكر)
    معمولا اينگونه احساسات
    با تصوير سازي ذهني، تخيل (خيالات تفكر گونه)، آرزو سازي ، ذكر خاطرات، موسيقي هاي مناسب با فضاي ذهني و غيره
    ، منجر به رشد كردن و آبياري شدن اين احساسات مي شود به نحوي كه كنترل و قطع آن غير ممكن به نظر مي رسد.
    سوئيچ كردن فكر و خيالتون بر موضوع ديگر ، يا قطع فكر به مجرد آگهي بر آن ، مي تواند جريان آسيب رسان ذهني اتان را متوقف سازد.
    لطفا صبور باشید و نقل قول از جناب مدیر را خوب مطالعه کنید و سعی کنید به کار ببرید.منتظر خبرهای خوب از طرف شما هستیم بانو

    راستی در مورد اعتماد بنفست هم یه تایپیک بزن میتوانی همزمان اینکار را انجام بدی دوستان خیلی خوب میتوانند راهنمایی بدهند به شما
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    parvaneh7 (سه شنبه 11 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.