سلام به خواهر خیلی گل و پاکم نازنین خانم
راستش از روزی که مشکلت رو مطرح کردی تمام پستا رو خوندم و در تمام این 2 یا 3 روزه به تو و مشکلت فکر میکردم حتی سر کار طوری که بابام ازم پرسید که چیه دپرس شدی حرف نمیزنی خیلی ناراحت شدم و از خودم که پسرم بدم اومده اخه ما پسرا چقدر خودخواه هستیم از این که به پلیس اطلاع دادی خیلی خوشحالم کردی و امیدوارم که همینطور با شجاعت موضوع رو به مادرت هم بگی مادرت هم چون تو رو اندازه جونش دوست داره مطمئن باش که درکت میکنه و حق رو به تو میده و تو را همراهی میکنه ولی به نظر من لزومی نداره که کسی دیگه غیر از خانواده خودت بدونن در ضمن شنبه پزشکی قانونی هم حتما برو تا دیر نشده تا ادمای کثیفی مثل اونو به سزای اعمالش برسونن نمیخواستم اینو بگم اما اگه این مشکل برای یکی از بستگان من به وجود می آمد از اونجایی که آدم زود جوشی هستم حتما اون کثیف بی دین رو تا حالا کشته بودم و تا از حیثیت خواهر پاکم دفاع کنم ما رو بی خبر نذار![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)