چند تا پست اول تاپیک بالهای صداقت رو خوندم
اونجا نوشته بودن رفتار شوهرت با خودش وقتی که تنهاست مهمه
شوهرم تو عصبانیت میگه ازت متنفرم
درحالت عادی میگه برو بابا
تلفنی بود نمیدونم کسی پیشش بوده یا نه
ولی خوب نسبت به قبل که منو خانواده مو به فحش می بست بهتر شده
پست سبکتکین رو نخوندم
تحمل خوندن زندگی سخت و ندارم
برام دعا کنید ظاهرا مدیر شمال داره ناز میکنه نمیخواد با انتقال م موافقت کنه
همش یه جورایی تو کارم گره میافته نمیدونم شاید واقعا این زندگی به صلاح نباشه من بی جهت دلمو خوش کردم
چقدر سخته تصمیم گیری
تو اخرین ملاقاتمون بهم گفت به یکی قول ازدواج داده
یه حالت بدی دارم دوباره کارم شده گریه مدتی بود خوب بودم اروم بودم
انتقالیم نور امید بود برام ولی داره خاموش میشه
دعا کنید مدیر شمال راضی شه








علاقه مندی ها (Bookmarks)