سلام عزیزم
خوش به حالت کاش موضوع منم همین قدر جذاب بود
خودمم هم سنو سالتم ها
چه بامزه تو انجمن خواستگاری هم گذاشتی مطلبو
من که میگم نرو
ولی اگه شیطون گولت زد خواستی بری بگی
بهتره بامادرت درمیون بذاری 1-سبک میشی یه کم(الان معلومه یه کم فشار روته) 2-اگر مادرت به مادرش بفهمونه دوست داره باهاش وصلت کنه یعنی باانجام خواستگاری و اشنایی دوخانواده و و و و و بهش برسی و هیچ تفاوتی با ازدواج های دیگه نداشته باشه ازاین لحاظ
حداقل یه خوبی داره ....اینکه هنوز بی چون و چرا زنش نشدی
اونام که مذهبین شاید بدشون نیاد یکی پسرشونو باشرایط پایینتر بپذیره و زودتر سروسامون بگیره
ببخشید خیلی رک حرف میزنم
ولی خودت به پسر بگی هم میتونه آبروتو ببره هم میتونه یه مدت دنبال خودش بکشونت و سواستفاده کنه هروقتم اعتراض کنی میگه ازهمین راهی که اومدی برو
که خیلی سخت میشه برات حالا بحث ابرو رو کنار بذاریم خودت باالان که هیچ خبری نیست میتونی مقایسه کنی
اکثرا که من دیدم پسرا قبول کردن ولی دخترا به اون چیزی که خواستن نرسیدن بلکه فقط بااحساسشون بازی شده (اتفاقا چندتاشون هم دخترهم پسر مذهبی هم بودن)
این وبلاگ یه دانشجوی مذهبیداستان عشق من
اینو میذارم اینجا یه هفته مثل یه کتاب بخونیش شاید بانویسنده همزاد پنداری کنی و خودت منصرف شی(انشاله)
به خودپسر بگی تنها چیزی که اتفاق نمی افته ازدواجه چون اگه ازیه پسر خواستگاری کنی به دلش نمیشینی!!!
بازم میگم از فکرش بیا بیرون،کلا منصرف شو
بزور ازفکرش بیا بیرون
هیئتم بنا به مصلحت نرو فعلا
موفق باشی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)