
نوشته اصلی توسط
sajad98
ممنون از کمکتون.
ولی من که نگفتم نیاز جنسی دارم.اتفاقا من اصلا به این موضوع فکر نمیکنم یعنی درصد نیاز جنسی صفر و عاطفی 100 درصد.این تاپیکیم که زدم اصلا منظورم این نبود که این نیازو دارم.
به همه چی فکر کردم تو رابطه ولی جز این یکی.
اونی که گفتم نیاز دارم مال تنهایهه ..... یعنی دلم میخواد که یکی باشه باهاش حرف بزنم.
همین.
گفتید اراده یه چیزی یادم اومد.
من توی هیچ چیزی اراده ندارم ....... یعنی حتی توی پول خرج کردنم ندارم که ساده ترین چیزه.هر چی پول در میارم میدم چیزای بی خودی میگیرم.
چه خوب.
شاید آقایون بیان منو دعوام کنند.ولی خوشحالم آقایونی هست که براش نیازهای عاطفی و... اولویت داره.
در هر صورت به جز قسمت جنسی فکر می کنم بقیه پستم باز برای شما کاربرد داره و اتفاقا بیشتر. چون اگر عواطفتون عمیق باشه و همسر آیندتون را به واقع دوست داشته باشید الان به فکر مهیا کردن شرایط ازدواج چه از نظر اینکه چگونه یک مرد خوب و مناسب برای همسر آیندتون بشید و چه اینکه چگونه آینده اقتصادی و... خوبی برای همسرتون بسازید.
این حس تنهایی در وجود همه هست. به خصوص وقتی آدم مشکلی داره که دوست داره یکی درکش کنه.نمیشه به صفر برسه ولی می تونیم حواسمون را از این مساله پرت کنیم و موقت از طرق دیگه ای این احساس را برطرف کنیم.
مثلا من خودم از نظر عاطفی با مادرم خیلی رابطه خوبی دارم و باهاش درد و دل می کنم. دوستانی دارم که گذراندن وقتم با آنها باعث میشه لحظات خیلی خوب و خوشی داشته باشم. دوستانی که هم فکرم هستند و همو خوب درک می کنیم.وقتی هم که بخوام درس بخونم اصلا کلا احتیاج به تنهایی پیدا می کنم و این تمرکز روی درسم و داشتن هدف برای آینده باعث میشه نفهمم زمان چه طوری سپری میشه و روز ها می گذره ولی من خوشحالم از گذر زمانم لذت بردم و نذاشتم الکی این حس تنهایی اذیتم کنه.
هرچند همین حس تنهایی باعث میشه در وجود آدم خلای ایجاد کنه و قلب آدم پتانسیلی داشته باشه که وقتی با خدا صحبت می کنه حرفاش از ته دل بیرون بیاد و نزدیکی بیشتری باخدا حس کنه.
گاهی هم به خودم می گم: الان که مجردم می تونم متاهل شم.ولی وقتی متاهل بشم دیگه نمی تونم مجرد بشم. پس از این فرصت تا وقتی که همسر آیندم منو پیدا نکرده به عنوان یک فرصت خوب استفاده کنم تا بعدا حسرت این زمان را نخورم.
شما 3 سال برای ازدواج وقت دارید. یعنی فکر می کنم 24 سالگی سن خوبی برای شروع مراحل خواستگاریتون باشه. با احتساب سربازی و... درسته؟
الان به نظرم برنامه های بلند مدت برای این 3 تا 4 سال بریزید.همین که در این راستا قدم بر می دارید خودش باعث می شه این احساس شما را اذیت نکنه.
آنچه که به نظرم رسید گفتم.و نظر شخصیم بود.
براتون آرزوی موفقیت و آرامش دارم. 
- - - Updated - - -
در مورد اراده هم استفاده از زمان مجردیتون به نحو احسن و مدیریت درست این احساسات می تونه کمک زیادی به تقویت ارادتون بکنه!
همین که با حس تنهاییتون کنار بیایید اراده لازم داره.
پس این تاخیر در ازدواجتون می تونه توفیق اجباری براتون محسوب بشه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)