قبول دارم اين حرفا و نمونه هاي اينطوري هم كم ديدم ولي ديدم بلاخره
اما بحث سر اينه كه شايد پسرا به زبون بيارن ولي دخترا هم بلاخره همينجوري مثل محسمه نيستن كه
به زبون نميارن يه رفتاري يه حركتي
بابا من توي يه جاي دور افتاده بميرم به جز 3-4 نفر كه شامل مامان و بابام و يه دونه از رفيام ميشه كس ديگه اي نميفهمه
دختري كه حس داشته باشه تا اونجا كه من ميدونم يه حركتي يه درو و بر چرخيدني يه چيزي
ديديم دختراي اين مدلي هم بلاخره
چه حرکتی مثلا؟ یه چرخ توی همین سایت بزنید ببینید چندتا دختر تاپیک باز کردن درمورد اینکه عاشق مردی هستن اما نمی تونن بهش بگن. چون غرورشون اجازه نمیده یا هرچی. بعد جوابهای سایرین رو هم بخونید که بلااستثنا به دخترها توصیه می کنن به هیچ وجه به روی خودشون نیارن و کاری نکنن که فرد مورد نظر از احساسشون با خبر بشه. نمیخوام دلایلش رو بگم یا رد کنم چون موضوع صحبت ما نیست. فقط می خوام متوجه نگاه جامعه به این قضیه بشید. خوندن ادامه این پست رو بزارید برای بعد، همین الان این کارو بکنید.
چرا طرفين؟ خوب يه دختر خوب و سالم توي سن از حدود 16 تا حدود 21و 22 عاشق پسره بوده و بهشم ميگفته پسره هم سه چها سال بزرگتر بوده و موقعيت ازدواج هم داشته
خوب اگه طرف جوگير نميشد يا هر مرگ ديگه اي كه باعث شده همچين موقعيتي رو هراب كنه
چه تخريبي ميتونست داشته باشه؟
خانمی از آشنایان من، توی سن نوزده سالگی(که کم هم نیست) عاشق آقایی -که ایشون رو هم از قبل می شناختم- شد. اون خانم شاگرد ممتاز مدرسه بود و تنها فرزند یه خونواده خوب. دقیقا از همون عشقهای آتشین در حدی که این خانم دست به دامن کوچک و بزرگ شد تا خانوادش رو راضی کنن باهاش ازدواج کنه و همینطور هم شد. بعد از چهار سال که اون شور و شوق کنار رفته مشکلاتی دارن که حتی تصورش دردناکه. یک روز مادرش گریه می کرد و میگفت دخترم با این ازدواج بدبخت شد. من فکر کردم اگه ازدواج نمی کرد هم، بدبخت میشد. چون همچنان حسرت بتی که ساخته بود باهاش بود.
یکی دیگه هم بود که عاشق پسری شد و پسرِ اهمیتی بهش نداد. دختر خانم هم در اوجِ...(چه واژه ای خوبه؟) با یکی از آشنایان نزدیک اون آقا ازدواج کرد. الان آقا همش به روابط همسرش با اون مرد مشکوکه. دختر بیچاره هر هفته همون مثلا عشقش رو میبینه و...
باقي عشقا چ مدلين مگه؟
احتمالا شما هم جزو همون عده اي هستين كه به تفاهم ميگين عشق
تفاهم عاليه لازمه خوبه
اما چ ربطي به عشق داره من نميدونم
اتفاقا عشق و تفاهم خیلی بهم ربط دارن.
شما می تونید ادعا کنید کسی رو دوست دارید اما در عین حال اصلا درکش نمی کنید؟ یا می تونید بگید هر حرف و حرکت یک نفر رو درک می کنید و باهاش موافقید اما از اون آدم خوشتون نمیاد؟ همونطور که عشق تفاهم میاره، تفاهم هم عشق میاره.
زندگی واقعی در حرفای عاشقانه و رفتارهای دوستانه خلاصه نمیشه. ما هر روز مجبوریم تصمیمات مختلفی بگیریم. حالا فرض کنید یه نفر مدام با تصمیمات شما مخالفت کنه. چه احساسی بهتون دست میده؟ این آدم شما رو از خودتون بیزار می کنه، می تونید عاشقش بمونید؟ شاید اوایل این کش و قوس و ماجراجویی جذاب باشه. اما به مرور خسته کننده و غیرقابل تحمل میشه.
دختراي خوب هميشه عشقشون رو تو دلشون نگه ميدارن و تا اخر عمر حصرتشو ميخورن اما حاضر نميشن يه نشوني به اون طرفشون بدن كه ببينن مزه دهنش چيه؟
تاپیک ها رو خوندید؟!
الان 23 سال تقريبا داره
تو متنم هم گفتم بله بهش گفت و حتي گفت حاضر با هوو ازدواج كنه چون شسره سرو و گوشش ميجنبه و نهايتا هم چون ميخواستن به زور شوهرش بدن و اون فقط همون پسر رو ميخواست خودكشي كرد كه نجاتش دادن
!!!!!!!!!!!!!
اینم یه نمونش که درست جلوی چشمتونه!
همچين اني هم نبوده اينا كه ميگم
يكيشون طي يه دوستي چند ساله يكي طي رفت و امد هاي خانوادگي و...
من منظورم همون آنی هاش بود. یک رابطه چندساله همونطور که گفته شد؛ بی شک تاثیرات بسیاری روی بخش های مختلف زندگی میزاره.
من هي ميپرسيدم كه مشكل من چيه
اونم ميگفت تو احساس ضعف مكني
فك ميكني دخترا چين؟
يه تيكه بهشون بندازي جلوت وا ميرن
حرفش اين بود
شما خودتون برای خودتون مشکل می تراشید. مشاورتون حق داشته، دخترها، حداقل اونایی که به همین راحتی وابسته میشن، آش دهن سوزی نیستن. برای سنجش ضعف و قدرتتون، معیارهای بهتری در نظر بگیرید.
حرفش اين بود








علاقه مندی ها (Bookmarks)