سلام بهار،
این خیلی خوب هست که با بیرون ریزی احساسی سعی میکنی خودت رو آروم کنی. من هم مثل دوستت، مثل خیلی از عزیزان در اینجا میتوانم به این بیرون ریزی احساسی کمک کنم؛ آره بهار، حق با تو هست، همهٔ ما مردها مزخرف و ظالمیم، تنها بلدیم دروغ بگوییم و با آبروی شما دخترها بازی کنیم، برای همین زن میگیریم و زیر بار این همه مسئولیت میرویم. راستی شنیدهای که میگویند، حرمت امامزاده را باید متولی آن نگاه دارد؟
خوب، بگذریم، این حرفها مشکلات را حل کرد؟
متأسفانه، این حرفها هیچ مشکلی از تو دوا نمیکنند. بنابرین، بهتر هست به جای این واکنشهای احساسی، چشمهات رو خوب باز کنی و با منطق به توصیههایی که مشاوران در اینجا بهت دادند عمل کنی. وقت برای مرثیه سرایی زیاد هست، اما فرصت برای گرفتن تصمیم درست همیشه وجود ندارد. به جای این حرفها، به این تصمیم درست فکر کن.
یکی از دوستان نوشته بود، دخترت باید از داشتن چنین مادری خوشحال باشد و وقتی بزرگ بشود به تو بابت این همه از خودگذشتگی افتخار خواهد کرد. متاسفم، اما من در مورد چنین چیزی مطمئن نیستم.
و کمی بیشتر از این، باور نمیکنم در همه این زندگی مشترک، تنها مقصر شوهر هیولای تو باشد. او را هیولا مینامم، چون در اینجا تو این تصویر را از او برای همه ساخته ای. به نظر تو، هیولایی که او از تو میتواند بسازد چقدر میتواند وحشتناک باشد؟ سهم تو از اشتباهات در این زندگی مشترک چقدر بوده است؟ و البته کجاها بوده است؟
به اینها فکر کن، چون چه با شوهرت دوباره زندگی کنی، چه از او جدا شوی، پاسخ این سوالها را حداقل برای آینده خودت و برای دخترت لازم داری. برای یک بار هم که شده، به خاطر خودت و دخترت، جلوی این واکنشهای احساسی، این فکرهای بی ارزش را بگیر و این مساله مهم زندگیات را منطقی بررسی کن.
یک مرد ظالم.
کامران
عاشق همه سال مست و رسوا بادا
ديوانه و شوريده و شيدا بادا
با هوشياري غصه هر چيز خوريم
چون مست شديم هرچه بادا باد
ویرایش توسط kamran2007 : یکشنبه 08 تیر 93 در ساعت 05:17
دلیل: حذف تکرار
علاقه مندی ها (Bookmarks)