طلاق!
واژه تلخ و سنگینی است عرش خدا را به لرزه درمی آورد
مقاومت میکنم تا لرزاننده ی عرش الهی من نباشم
مصباح جان اگر مصلحت خدا به طلاق باشه خودش راهشو باز میکنه الان تنها راه طلاق اینه که من مهریه ام را ببخشم
من برای حفظ زندگیم حاضر بودم اینکار را بکنم ولی برای طلاق نه!
دارم به این فکر میکنم که همونطور که مهربان همسر گفت چند روز دیگه بیشتر زنده نباشم چقدر خوب میشه هم او خوشحال میشه هم من راحت میشم
میدونی چرا بهش میگم مهربان همسر!
همیشه وقتی با دوستام درمورد معیارامون حرف میزدیم هرکی یه چیزی میگفت کچل نباشه قد بلند باشه این باشه و اون نباشه
من فقط یه چیز میخواستم مهربون باشه همیشه از خدا میخواستم هرچی که هست فقط مهربون باشه
شاید معنی مهربونی همینه من نمیفهمم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)