ممنونم از همه دوستانی که برام نظرشونو گذاشتن
در مورد اینکه هیچ مشکلی نداریم خب به این دلیله که من همیشه سازشگر بودم و کوتاه اومدم..بخاطر عصبانیتهاش و بددهنیش ازینکه نظرمو بگم همیشه هراس داشتم..ترجیح میدم مطیع باشم تا اینکه دعوا و آبرو ریزی بشه...اگرچه میدونم همه اینا از انفعالم ناشی میشه..من تمام تاپیکهای جرات مندی رو خوندم اما اگه بخوام بهشون عمل کنم مطمئنم آبروریزی و داد و بیداد راه میفته..چون همسرم بدون توجه به اینکه تو آپارتمان زندگی میکنیم صداشو میبره بالا و بددهنی میکنه..منم اصلا نمیتونم شاهد همچین اوضاعی باشم..تا حالا بارها براش نامه نوشتم اما بیفایده بوده
واسه همین دیگه سربه راه و مطیعم..ترجیح میدم رو حرفشحرف نزنم تا خونه ساکت باشه
سکوت خونمون ناشی از آرامش نیس یه سکوت آزاردهندس...
در مورد نداشتن رابطه جنسی هم همونطور که دوستان گفتن فشارش رو منه.هیچ چیزی برا زن بدتر ازین نیس که حس کنه دیده نمیشه..هیچوقت لمس نمیشه..فکر اینکه شاید شاید شوهرش با شخص یا اشخاص دیگه ای ارتباط داره.................احتمالا دلسا خوب منو درک میکنه
بازم ممنون از همتون![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)